سلام دوست عزیزنوشته اصلی توسط pink butterfly
خیلی خوبه که متوجه هستی مشکل اصلی چی هست . پس این رو برای خودت بنویس و نتایجش رو که باعث رفتارهای نامناسب تو در زندگی خواهد شد رو بنویس . هیچکس مثل شما نمیتونه این کار رو درست انجام بده چون به ابعاد مختلف زندگیتون آگاه هستید .
من به طور کلی می نویسم اما شما میتونی جزئی تر بنویسی
مشکل اصلی از نظر من : پرو بال دادن به ایده آل های ذهنی و مرور آنها و در نهایت مقایسه ی همسرم با آنها .
مقایسه همسر با ایده آل های ذهنی »» احساس سرخوردگی و نارضایتی از زندگی »» دید منفی نسبت به ویژگی های همسر »» ندیدن خصوصیات مثبت »» بدبین شدن نسبت به تمام رفتارهای همسرم »» موضع گیری من نسبت به رفتارهای او »» جنگ و جدال و لجبازی های من و همسرم با یکدیگر »» زندگی نامناسب و بی کیفیت و نارضایتی هردو از زندگی »» افکار طلاق برای هردو ی ما
خانمی این کارها باعث میشه دید بازتری به مشکلت پیدا کنی و یکی یکی برای از بین بردنش قدم برداری . پست های این تاپیک رو چندین بار بخون و به اونها فکر کن و تاپیک هایی که گذاشتیم رو بخون و باز هم جستجو کن تا متوجه منظورم از روحیات مردانه بشی .
نکته ی دیگر اینکه تو باید از همین امروز شروع کنی . قرار شد چه در ذهنت چه در رفتار و گفتارت و چه در اینجا از هرگونه قضاوت نسبت به همسرت دوری کنی اما در نوشته هات نسبت به همسرت قضاوت داشتی . دقت کن که الان زندگی شما دچار تنش هست و این قضاوت ها راه شما رو برای اصلاح زندگیت سخت میکنه پس خانمی زودتر وارد عمل شو و شروع کن .
تا وقتی که دیدت عوض نشه و همواره در همسرت ضعف و بدی و رفتار بچه گانه و عدم درک و.... ببینی و به خودت اجازه قضاوت بدی ، هیچ قدم مثبتی نمی تونی برداری .
زن و مرد در زندگی مشترک تصاویری از طرف مقابل به آنها ارائه میدهند که می تواند سبب صمیمیت و دلبستگی آنها نسبت به هم و می تواند سبب فروپاشی زندگی شود .
دقت کن که شما مدام به همسرت این تصویر رو ارادئه میدی : تو اصلا اون چیزی که من می خوام نیستی پس تو رو دوست ندارم و برام ارزشی نداری ، تو وجودت پر از ضعف و ناتوانی و یه بچه هستی و اصلا توانایی برآورده کردن انتظارات من رو نداری و سرانجام اینکه تو مرد زندگی من نیستی .
با این تصویری که شما هر روز به همسرت با رفتار و گفتارت ارائه میدی ، اون از شما سرد میشه و صمیمیت کشته میشه و انرژی برای ارتباط مناسب با شما نداره و در مرحله بعد ازشما و زندگیش بدش میاد و سرانجام هر کاری برای دور شدن از شما (البته بیشتر از اون تصویر نامناسبی که در کنار شما داره ) و زندگیش باشما انجام میده .
همه ما انسان ها به طور ذاتی دوست داریم فردی مثبت و تاثیرگذار باشیم و دیگران متوجه خوبی های ما باشند .
شما چقدر از همسرت تعریف می کنی ؟ چقدر قدردانی می کنی ؟چقدر ویژگی های مثبتش رو برای خودتون و ایشون مرور میکنی ؟ همسرتون چقدر متوجه این شده که برای شما در زندگی فرد تاثیرگذاری است .
سوال کرده بودی چکار کنم که ایده آل های ذهنی آزارم ندهند . راهش همینه که دیدت رو عوض کنی و خودت رو مجبور کنی که خوبی های همسرت رو هر روز برای خودت یادآوری کنی ، خودت رو مجبور کنی بازخورد مثبت به همسرت نشون بدی، مثلا به جای ارسال لیست بلند بالای ایده آل ها به همسرت و اینکه بگی تو این ها نیستی بهش بگو تو فلان خصوصیت مثبت رو داری که من دوستش دارم و تو زندگیم فلان تاثیر رو داره . خودت رو مجبور کن به اینها فکر کنی ، هر روز و حتی دقیقا وقتی ایده آل ها جلوی چشمات میاد و بعد این ویژگی های مثبت رو بنویسی و بعد به همسرت بگی .
در این تاپیک شرکت کن . می تونی از اینجا شروع کنی .
خصوصیات مثبت شوهرم







همین مطلب(مقایسه ی شوهرم باآیده آلهای ذهنیم)علت اصلی مشکلاتمه واین موضوع همیشه توی ذهنم هست من انتظارداشتم شوهرم یک فردقوی قابل اتکاوعاشقم باشه مردباشه ولی رفتارای بچه گانه ضعف هاش وبی تفاوتی هاش به احساساتم وغرغرکردناش عذابم میده وباخودم میگم چی میخواستم وچی شد...چطورازاین افکارآزاردهنده خلاص شم؟

علاقه مندی ها (Bookmarks)