هاجس عزیزم
فکر کردم اوضاع داره خوب میشه! خیلی ناراحت شدم عزیزم
به نظرم باید پای یک بزرگتر رو میون بکشید تا بلاخره بفهمی حرف جساب شوهرت چیه!!
به حزفایی که بهت میزنه زیاد اعتماد نکن!! فکر کنم هنوز نتونسته ببخشه تو رو و برای ناراحت کردنت این حرفارو میزنه!
به نظر من الان بهتره پدرت بیاد وسط و زمام امورو به دست بگیره!! شوهرت باید بفهمه که ازدواج بچه بازی نیست و باید مسئولیتهاش رو گردن بگیره! بعدش هم چرا شما باید برای طلاق اقدام کنی!! مگه شما میخواهی طلاق بگیری!! اصلا چنین کاری نکن!
بازم به حرفای ما گوش نمیدی و کار خودت رو میکنی! مگه قرار نبود دیگه حرف طلاق رو اصلا نیاری!! بعدش قبول میکنی که برید توافقی جدا بشید!!!!!!!! مگه زندگی شوخیه !!!! مثل اینکه خانواده هاتون هم در جریان نیستند! به نطر من شما دو تا زندگی رو با خاله بازی اشتباه گرفتید!! زندگی که شوخی نیست که هر روز هر روز حرف طلاق میزنید!! من که نمیدونم چی بگم ولی حتما از بزرگتراتون کمک بگیرید. به نظرم تنهایی نمیتونید کاری برای زندگیتون بکنید تا زمانیکه معنی زندگی زن و شوهری و زندگی مشترک رو بفهمید!!!
موفق باشی عزیزم![]()









علاقه مندی ها (Bookmarks)