سلام میلاد جان
من حامد هستم منم همچین مشکلی رو داشتم اگه وقت کردی بخون لینک پایینو
http://www.hamdardi.net/thread-26098.html

منم مثل تو اما تفاوتایی داشتیمو داریم
بله منم داغون شدم و اونم داغون شد
خودت فک کن الان این خانوم بخاطر یه مسئله مهم احساسی قصد خودکشی کرده اگر فردای زندگیت خواسته ای ازت داشته باشه و توانشو نداشته باشی چی ؟؟
باز خود کشی!!!؟؟؟ یا کنار اومدن
من مسئله خودمو تنها تو این سایت نذاشته بودم جاهای زیادی مشاوره کردم آخرش چی کار کردم: مشاورم گفت اول یه جای باهم قرار بذارید(اگه میتونید خونه تا راحت حرف بزنیدو درد دل کنید) بعد همین تاپیکای سایتو چاپ کن بذار خودش از اولو تا آخرشو بخونه اجازه بده چند دقیقه کاملاً فکر کنه بذارید خود دختر تصمیم بگیره
بله صد در صد دختره میگه اشتباهی بود که کردم
حالا تو تنها نیستی که فک کردی که باید این ارتباطو قطع کنی حالا تو باید فقط از اینده بگی که حتما با این مشکل مواجه میشی
من خودم اینطور کردم که خیلی راحت پیش هم نشتیم تاپیک بالارو چاپ کردمو دادم تنها خوند من به یه بهونه ای رفتم تا تنها باشه بعد تموم کردن اصلاً باهاش حرف نزدم فقط روبروی هم نشستیمو همدیگرو نگا کردیم گفت منو ببخش منم گفتم حرف بخشیدن نیست حرف یه عمر زندگی نه حرف خاله بازی (اصلاً عصبانیتی در کار نبودا) توضیح دادم واقعاً میگم یهو پرید بغلم زد زیر گریه بغلش کردمو منم گریه کردم
بعد اون مسئله هر 3 روز یا 5روز بازم باهم حرف میزنیم اما دیگه توی این حرف زدن دیگه احساسی نیستش فقط یه حرف زدن معمولی
حالا میلاد جان اشتباه پیش رفتی
من و چندین نفر مثل من تونستند بیخیال احساسات خودشون بشند توهم سعی کن
با ارزوی موفقیت