سلام زهرا جان.ممنونم از زمانی که گذاشتین و راهنماییهاتون.
حق با شماست اما من کلا زیاد توضیح میدم که شاید اینجا به ضررم شد.
3 ماهه اول 7 جلسه رفت و امد که 1 جلسه در پارک و یک جلسه منزل ایشون رفتیم.جلسه هشتم رفتیم مشاور و از اون به بعد 2 تایی رفتیم بیرون.(فک کنم الان واضح تر شد) و البته واسه خودمم جالب بود خیلی طرفدار پیش مشاور رفتنه کلا برخلاف خیلی اقایون دیگه.
1.راستش از اینکه مجبور بشم دفه بعد دوباره حرف رو پیش بکشم ،خیلی از اینکار احساس خوبی ندارم چون دوست ندارم فکر کنه که مته به خشخاش میذارم و یا خیلی گیرم.(چون از نظر خودم میگم چقده میپرسه البته تو دلم ها!).چون چندین دفعه مجبور شدم جلسه بعد حرفای جلسه قبل یا حتی قبلترو پیش بکشم.ولی چشم سوالای مهممو بازم مطرح میکنم.
2.زمانو خودشون نمیگن همیشه مامانشون زنگ میزنه(به نظر شما علتش احترام به خانواده هامونه که خودش هیچ صحبتی در مورد جلسه بعد با خودم تو ماشین نمیکنه؟ یا که خانواده ها هم همچنان درگیر باشن؟یا واسه جلسه بعد مصمم نیستو میگه فکر کنیم،البته مامانش هردفه بازم میگه اجازه میدین برن بیرون این دفه هم؟)خوشبختانه ما هیچ گونه ابراز احساساتی نداریم.من که خیلی جدیم بجز دو دفه اخیر که نرمتر شدم(بنا به امر مامانم و دوستم) و ایشونم از حوزه اصلا خارج نمیشن حتی موبایل منو هم ازم نگرفته(که البته واسه خانواده ام کمی عجیب اومد).کلا خیلی من نمیفهمم ایا اصلا اگه این رابطه تموم شه ناراحت میشه یا نه واسش مهم نیس کلا؟؟؟؟؟؟
غیر منطقی منظورم از روی محبته.مثلا من داداشمو دوس دارم و گاهی به حرفش هرچند غیر منطقی گوش میدم.هدفم روی خانواده فعلی اش و در اینده همسرشه،در واقع اینکه بدونم خودرای هست یا نه؟یا حاضره بخاطر محبت از حق خودش گذشت کنه؟
در مورد مسایل مالی حق باشماست تصمیم تنها با خودمه.
3.میشه لطفا موقعیت واسه تشخیص گذشت یا مهربونی یا مشورت گیری بازم بگین؟
راستش تا الان از بیرون رفتن جز احترام به قوانین(البته خودش میگه داره رو خودش کار میکنه که درست رانندگی کنه)،احترام به شخص خودم(حالا در ماشین باز کردن،در خونه و یا تقدم و اینا)،نوع نگاهش،دقتش روی مسایل و البته جواب سوالام چیز خاص دیگه ای دستگیرم نشده.موقعیت بهم معرفی میکنین لطفا.
بازم ممنونم از زمانی که گذاشتین.متشکرم.








علاقه مندی ها (Bookmarks)