ممنون از همتون
کبود جان آره روزای اول همین کار رو کردم یعنی نه اینکه نقشه باشه واقعا همینطوری شد
شاید اولش با عصبانیت بود چون از ناراحتی داشتم دیوونه میشدم اصلا نمیتونستم آروم شم
اما آخرش آروم باهم حرف زدیم اون همه چیز رو قول داد جبران کنه
و ازم خاست تو ناراحتی هامون و مشکلاتمون زیاد غرق نشم کاری که من میکردم
حرف جدایی زدم حتی گفتم به بابات میگم اون گفت هر کاری بکنی زمین و آسمونم زیر رو کنی من ازت جدا نمیشم
رابطمون اصلا شل و ول نیست خیلی بهم وابسته ایم
ما اصلا اینطوری از هم دور نشده بودیم که چند ماه یه بار همدیگه رو ببینیم دوری باعث خیلی اختلافا شد
الانم سعی میکنم فراموش کنم
مرسی خانم زیبا از راهنماییت








علاقه مندی ها (Bookmarks)