به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 3 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 36
  1. #21
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 16 اردیبهشت 94 [ 09:58]
    تاریخ عضویت
    1389-9-28
    محل سکونت
    ایران_شیراز
    نوشته ها
    3,167
    امتیاز
    21,370
    سطح
    92
    Points: 21,370, Level: 92
    Level completed: 2%, Points required for next Level: 980
    Overall activity: 9.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassOverdrive1000 Experience Points10000 Experience Points
    تشکرها
    14,388

    تشکرشده 15,109 در 3,401 پست

    حالت من
    Shad
    Rep Power
    341
    Array

    RE: کاش همه چیو ارزون نفروخته بودم وقتمو احساسمو جسممو ....... چه کنم ؟

    سلام نیلوفر عزیز

    عقلانی نیست هنوز رابطه قبلی را فراموش نکرده به خاستگار فکر کنی....

  2. 8 کاربر از پست مفید ویدا@ تشکرکرده اند .

    ویدا@ (چهارشنبه 22 آذر 91)

  3. #22
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 21 دی 93 [ 23:45]
    تاریخ عضویت
    1391-5-23
    نوشته ها
    535
    امتیاز
    3,418
    سطح
    36
    Points: 3,418, Level: 36
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 82
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience PointsTagger First Class
    تشکرها
    573

    تشکرشده 935 در 360 پست

    Rep Power
    67
    Array

    RE: کاش همه چیو ارزون نفروخته بودم وقتمو احساسمو جسممو ....... چه کنم ؟

    سلام
    نیلوفرجان چیزی که ازهمدردی یادگرفتم اینه که تاوقتی رابطه قبلی روفراموش نکردی به فکرفرددیگرنباش.
    امادرموردخواستگاری بایدخدمتتون عرض کنم که خواستگاری دست دخترنیست یعنی وقتی خانواده اصرارمیکنندنمیتوان بانظرخانواده مخالفت کردپس اگرخواستگارمیاددرجلسه اول درموردچندمحورکلی صحبت میکنیدچون جلسه اشنایی هست درجلسه اول بیشتردرباره این مسائل صحبت میکنند:معرفی،اعتقادات،پای ندی به ارزشهای زندگی،استقلال فکری،اهداف کلی زندگی،اشتغال مرد،اشتغال وتحصیل زن و...
    چون جلسه اول خواستگاری هست وفعلاچیزی مشخص نیست پس بهتراست درباره گذشته چیزی نگویید.

  4. 8 کاربر از پست مفید roseflower تشکرکرده اند .

    roseflower (شنبه 02 دی 91)

  5. #23
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 26 مهر 97 [ 09:20]
    تاریخ عضویت
    1390-5-27
    نوشته ها
    1,398
    امتیاز
    13,057
    سطح
    74
    Points: 13,057, Level: 74
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 193
    Overall activity: 11.0%
    دستاوردها:
    Social1000 Experience PointsVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    8,610

    تشکرشده 8,998 در 1,493 پست

    Rep Power
    157
    Array

    RE: کاش همه چیو ارزون نفروخته بودم وقتمو احساسمو جسممو ....... چه کنم ؟

    سلام نیلوفر عزیز

    برات چند کلامی صحبت دارم.

    نوشتی :


    نقل قول نوشته اصلی توسط niloofar22
    دوستان باز امشب دیوونه شدم هنوزم دوسش دارم با اینکه واقعا تحقیرم کرد اما نمیدونم چرا ازش بدم نمیاد
    میدونی چرا ازش بدت نمیاد و هنوز دوستش داری؟

    چون خودت رو دوست نداری و به خودت احترام نمیذاری برای همین هنوز هم دوستش داری!

    یادت باشه! یک قانون در طبیعت وجود داره!

    اگر خودت ، خودت رو دوست نداشته باشی و به خودت احترام نگذاری دیگران هم دوستت

    نخواهند داشت و برات ارزش و احترام قائل نمیشن!


    دلیل این موضوع هم اینه که با این همه بدی هنوز دوستش داری!

    خودت رو که پیدا کنی تازه میفهمی چقدر ازش متنفری که این بلاها رو سر وجود نازنینت

    آورده!

    نوشتی :


    نقل قول نوشته اصلی توسط niloofar22
    ﭼﻨﺪﺷﻢ ﻣﯿﺸﻪ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﺨﻮﺍﻡ ﻫﻤﻪ ﺍﯾﻦ ﭼﯿﺰﺍﺭﻭ ﯾﻪ ﺭﻭﺯ ﺑﺎ ﻣﺮﺩﯼ ﺟﺰ ﺍﻭﻥ ﺗﺠﺮﺑﻪ ﮐﻨﻢ ﺩﯾﮕﻪ ﺑﻪ ﺗﻪ ﺧﻂ ﺭﺳﯿﺪﻡ
    عزیز دلم مطمئن باش یک روز میرسه که چندشت میشه از اینکه یک روز با چنین پسر

    بوالهوسی بودی و به این روهات میخندی که فکر میکردی با اون بودن یعنی همه دنیا و بی

    اون بودن یعنی ته دنیا!

    نقل قول نوشته اصلی توسط niloofar22
    بچه ها امروز واسم خاستگار میاد از دیشب فقط گریه کردم دلم هنوز اونجاست میگید چیکار کنم خاستگارم از همه نظر خوبه چیکار کنم چه جوابی بدم اگه از گذشته پرسید چی بگم
    اولا که تا خودت رو احیا نکردی!

    تا خودت رو دوست نداشتی!

    تا خودت رو پیدا نکردی!

    تا اون آدم رو فراموش نکردی!

    تا انقدر وابسته ای!

    هرگز ازدواج نکن و فرد سومی رو وارد این ماجرا نکن! چون زندگی مشترک نیاز به یک آدم

    محکم و با صلابت داره که دل و جونش رو برای اون زندگی و فرزندانش بگذاره!


    و در مورد گذشتت هم لازم نیست به کسی چیزی بگی اگر به واقع پشیمان باشی چون با

    گفتن گذشته هم امنیت روانی همسر آیندت رو بهم میریزی و هم اعتراف به گناه می کنی

    جلوی بنده خدا!

    تو باید این بار گناه رو به تنهایی به دوش بکشی و آبروی خودت رو جلوی خلق خدا حفظ

    کنی! شخصیت و آبروی تو برای خداوند خیلی مهمه!

    پس لطفا فقط نزد خدا زبان به اعتراف باز کن اون هم برای توبه و ابراز پشیمانی نزد خدا.

    سعی کن هر چه که از او داری دور بریزی و خطت رو هم عوض کنی!

    باید احساساتت رو کنترل کنی.

    لینک زیر بسیار کمک کنندست. لینک های معرفی شده در پست زیر رو بخون و بهشون عمل

    کن! گذر زمان بهترین مرهم برای شماست!


    فراموش کردن یک رابطه ناموفق


    ضمنا خیلی ها شرایط بدتر از تو داشتن ولی به ته خط نرسیدن و الان خوشبختن! نمونش تو

    همین سایت هست!

    باز هم برات حرف دارم. فعلا تا اینجاشو داشته باش!






  6. 13 کاربر از پست مفید bahar.shadi تشکرکرده اند .

    bahar.shadi (شنبه 02 دی 91)

  7. #24
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 25 آذر 91 [ 10:53]
    تاریخ عضویت
    1391-9-19
    نوشته ها
    1
    امتیاز
    147
    سطح
    2
    Points: 147, Level: 2
    Level completed: 94%, Points required for next Level: 3
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    31 days registered100 Experience Points
    تشکرها
    0
    تشکرشده 10 در 1 پست
    Rep Power
    0
    Array

    RE: کاش همه چیو ارزون نفروخته بودم وقتمو احساسمو جسممو ....... چه کنم ؟

    سلام نیلوفر جان
    الان که داشتم مطالب این تاپیک رو می خوندم یاد گذشته خودم افتادم 2 سال پیش من الان ازدواج کردم با همون آدمی که برای مدتی خودم رو پیشش کوچیک می کردم با اینکه الانم واقعا دوستش دارم ولی وقتی یاد کارای گذشتم و منت کشی هام می افتم خودم از خودم خجالت می کشم و شرمم می گیره حتی بهشون فکر کنم و ناگفته نمونه که تاثیرات اشتباهاتم رو هنوزم که هنوزه می بینم و اگه در گذشته تجربه الان رو داشتم کارای گذشتم رو انجام نمی دادم حتی اگه هیچ وقت باهاش ازدواج نمی کردم و الان تنها می بودم.
    لطفا خودت رو دوست داشته باش و برای خودت ارزش قائل باش.

  8. 10 کاربر از پست مفید armin.mo تشکرکرده اند .


  9. #25
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 03 شهریور 93 [ 22:45]
    تاریخ عضویت
    1391-7-27
    نوشته ها
    90
    امتیاز
    1,865
    سطح
    25
    Points: 1,865, Level: 25
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 35
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience PointsTagger First Class
    تشکرها
    117

    تشکرشده 155 در 59 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: کاش همه چیو ارزون نفروخته بودم وقتمو احساسمو جسممو ....... چه کنم ؟

    سلام
    من فکر میکنم که شما زیادی خودتون رو دست کم میگیرید، همونطور که خودتون گفتید شما دختری هستید با تحصیلات دانشگاهی بالا، خواستگارهای متعدد و شرایط خوب دیگه ای که دارید.

    شما خودتون رو وابسته به این آقا فرض میکنین به طوری که اگر ایشون نباشن شما هم نیستین در صورتی که ارزش شما بالاتر از این حرف هاست که فرد دیگه ای بخواد اون ارزش رو به شما بده ، همین الان خودتون ببینید رفته با یه دختر دوست شده، پس معلومه پسر قابل اعتمادی نیست و گرنه با این همه محبتی که خودتون میگید از شما دیده و خودش هم اینطور بوده نباید همچین کاری میکرد.
    و به نظر من همین کارشون باعث میشه اگر در آینده وصلتی هم صورت بگیره امنیت روانی شما رو تهدید کنه.

    دیگه هم اصلا بهش پیام ندین هر وقت خواستین همچین کاری کنین جلوی خودتون رو بگیرید.، اینطور فقط خودتون رو کوچیک میکنید، یه خورده هم غرور داشته باشین، جوری رفتار کنین که انگار اصلا براتون مهم نیست.
    یه آیه هست که میگه : در زندگی از صبر و نماز کمک بگیرید.

    موفق باشید

  10. 4 کاربر از پست مفید newfolder تشکرکرده اند .

    newfolder (چهارشنبه 22 آذر 91)

  11. #26
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 19 شهریور 92 [ 11:58]
    تاریخ عضویت
    1391-9-04
    نوشته ها
    252
    امتیاز
    1,377
    سطح
    20
    Points: 1,377, Level: 20
    Level completed: 77%, Points required for next Level: 23
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    1,356

    تشکرشده 1,286 در 287 پست

    Rep Power
    39
    Array

    RE: کاش همه چیو ارزون نفروخته بودم وقتمو احساسمو جسممو ....... چه کنم ؟

    خودتو انقد دست کم نگیر


    نمیگم اون رابطه رو فراموش کن ، میگم بندازش دور !
    لیاقتت بیشتر از اینهاست
    حرفای بهار شادی رو چند بار بخون
    [size=medium][align=center]هیچ وقت نگذارید كه هیاهوی بقیه صدای درونی شما را خاموش كند
    و شجاعت این را داشته باشید كه از احساس قلبی تان و ایمانتان پیروی كنید...
    [/align][/size]

  12. 6 کاربر از پست مفید Royaye Sedaghat تشکرکرده اند .

    Royaye Sedaghat (چهارشنبه 22 آذر 91)

  13. #27
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 19 بهمن 91 [ 15:41]
    تاریخ عضویت
    1391-9-15
    نوشته ها
    14
    امتیاز
    240
    سطح
    4
    Points: 240, Level: 4
    Level completed: 80%, Points required for next Level: 10
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    31 days registered100 Experience Points
    تشکرها
    9

    تشکرشده 9 در 4 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: کاش همه چیو ارزون نفروخته بودم وقتمو احساسمو جسممو ....... چه کنم ؟

    سلام ممنونم از همتون با نا امیدی صفحه را باز کردم اما وقتی دیدم یه عده واسم وقت گذاشتن و نظرشونو گفتن واقعا خوشحال شدم پدر مادرم از موقعیت اجتماعی خاستگارم خوششون اومده بود و از نظر اجتماعی میشه گفت موقعیت خوبی داشت اما با حرفایی که زده شد فهمیدم از نظر فکری هیچ تناسبی باهم نداریم نه با خودش نه خوانوادش از این بابت خوشحالم چون میدونستم با شرایط روحی که دارم نمیتونم جواب مثبت بدم میترسیدم بعدا حسرتشو بخورم اما الان خیلی راحتم بازم از همتون ممنونم که وقت گذاشتین

  14. 4 کاربر از پست مفید niloofar22 تشکرکرده اند .

    niloofar22 (چهارشنبه 22 آذر 91)

  15. #28
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 19 بهمن 91 [ 15:41]
    تاریخ عضویت
    1391-9-15
    نوشته ها
    14
    امتیاز
    240
    سطح
    4
    Points: 240, Level: 4
    Level completed: 80%, Points required for next Level: 10
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    31 days registered100 Experience Points
    تشکرها
    9

    تشکرشده 9 در 4 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: کاش همه چیو ارزون نفروخته بودم وقتمو احساسمو جسممو ....... چه کنم ؟

    دیشب خوابشو دیدم فکرش راحتم نمیزاره مثل اوایل جداییمون اونجوری زجر نمیکشم اما هر لحظه تو فکرشم شاید حتی مشغول انجام کار دیگه ای باشمو فکرم مشغول باشه اما همون موقع هم حس دلتنگیو دارم همش نگام به گوشیمه خیلی تنهام وقتیم وارد یه جمعی میشم اعصابم بدتر خورد میشه با همه تنهام فقط اون میتونه تسکینم بده نمیدونم چیکار کنم از این تنهایی خیلی خسته شدم

  16. #29
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 17 بهمن 91 [ 13:41]
    تاریخ عضویت
    1390-8-21
    نوشته ها
    56
    امتیاز
    1,372
    سطح
    20
    Points: 1,372, Level: 20
    Level completed: 72%, Points required for next Level: 28
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    60

    تشکرشده 61 در 23 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: کاش همه چیو ارزون نفروخته بودم وقتمو احساسمو جسممو ....... چه کنم ؟

    نیلوفر جان سلام عزیزم
    خوبی؟
    من همه تاپیکات دنبال کردم و خوندم میدونی نیلوفر جان من فکر میکنم بیشتر شما احساس عذاب وجدان داری تا عشق و علاقه و البته سه سال هم مدت کمی نیست دز یک رابطه موندن که بیشتر عادت میاره... اما به این فکر کن که تو این بحران پشت سر گذاشتی و دیگه تکرار نکنش... خاطرات و هرچیزی که اون به یادت میاره از جلوت بر دار بهش فکر نکن...به خودت بگو که ما دیگه هیچ وقت به هم نمیرسیم و یا اون گفتی دوس دختر داره ؟اره؟خب همین عامل!اون الان با یه دختر دیگس!تو حاضری باز با کسی وقت و جوانیت و بزاری که با سریع به کس دیگه دل بست؟؟
    یادم گفتی دانجوی دکترا هستی؟اره؟پس من کوچیکتر از اینم که این حرفا بزنم ولی حتما شما با این همه تحصیلات و سن بهتر میتونین تصمیم بگیرین...
    اگه بتونی سر کار بری عالیه...

  17. 2 کاربر از پست مفید tasmim تشکرکرده اند .

    tasmim (شنبه 02 دی 91)

  18. #30
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 19 بهمن 91 [ 15:41]
    تاریخ عضویت
    1391-9-15
    نوشته ها
    14
    امتیاز
    240
    سطح
    4
    Points: 240, Level: 4
    Level completed: 80%, Points required for next Level: 10
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    31 days registered100 Experience Points
    تشکرها
    9

    تشکرشده 9 در 4 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: کاش همه چیو ارزون نفروخته بودم وقتمو احساسمو جسممو ....... چه کنم ؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط tasmim
    نیلوفر جان سلام عزیزم
    خوبی؟
    من همه تاپیکات دنبال کردم و خوندم میدونی نیلوفر جان من فکر میکنم بیشتر شما احساس عذاب وجدان داری تا عشق و علاقه و البته سه سال هم مدت کمی نیست دز یک رابطه موندن که بیشتر عادت میاره... اما به این فکر کن که تو این بحران پشت سر گذاشتی و دیگه تکرار نکنش... خاطرات و هرچیزی که اون به یادت میاره از جلوت بر دار بهش فکر نکن...به خودت بگو که ما دیگه هیچ وقت به هم نمیرسیم و یا اون گفتی دوس دختر داره ؟اره؟خب همین عامل!اون الان با یه دختر دیگس!تو حاضری باز با کسی وقت و جوانیت و بزاری که با سریع به کس دیگه دل بست؟؟
    یادم گفتی دانجوی دکترا هستی؟اره؟پس من کوچیکتر از اینم که این حرفا بزنم ولی حتما شما با این همه تحصیلات و سن بهتر میتونین تصمیم بگیرین...
    اگه بتونی سر کار بری عالیه...
    ممنون که وقت گذاشتی من دانشجوی پزشکی هستم و فعلا شرایطشو ندارم که بخوام کار کنم ، بله عذاب وجدانم دارم اون بهم گفته بود بعد از من اگه با دختری باشه فقط واسه خوش بودنه گفت از رابطش با من به این نتیجه رسیده که هیچوقت عاشق نباشه و کسیو دوست نداشته باشه همین یمی
    یعنی منو دوست داشته واقعا ،همش فکر میکنم با رفتارام خستش کردم اما اونم خیلی اشتباه کرد چند وقت پیش با خواهراش حرف زدم گفتم چرا حتی حاظر نیست واسم توضیح بده دقیقا مشکلش چیه اوناگفتن فراموشش کن ما خودمونم کاراشو قبول نداریم همش منتظرم برگرده البته اخرین بار بهش گفتم دارم ازدواج میکنم خیلی هم از این حرفم ناراحتم فکر میکنم چون فکر میکنه نامزد دارم دیگه به برگشتن فکر نمیکنه گرچه دفعه آخر با قاطعیت گفت منو نمبخواد و برم سر زندگیم اما هنوز دلم پیششه نمیدونم شاید به دارو احتیاج دارم شبا از اینکه بخوام بخوابم وحشت دارم چون تا خواب برم فکرش دیوونم میکنه حوصله هیچ کاریو ندارم حتی اکثر کلاسای دانشگامو هم نمیرم از هیچی لذت نمیبرم فقط منتظر یه بهانم که گریه کنم


 
صفحه 3 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. همسر فرشته ام ، دیو شده... چه کنم؟
    توسط الهام* در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 44
    آخرين نوشته: دوشنبه 28 تیر 95, 16:33
  2. شوهرم میگه منو با این زندگیو نمیخواد
    توسط پروانه 71 در انجمن عقد و نامزدی
    پاسخ ها: 21
    آخرين نوشته: شنبه 12 اردیبهشت 94, 10:34
  3. نمی دونم دارم با یک فرشته زندگی می کنم یا یه دیو
    توسط poopak111 در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: شنبه 21 تیر 93, 16:00
  4. بیو گرافی
    توسط sara_star در انجمن سرگرمی و تفریح
    پاسخ ها: 21
    آخرين نوشته: شنبه 16 آذر 87, 19:55

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 18:59 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.