سلام
درکتون میکنم وقتی میگید احساس افسردگی میکنم سال اولی که مادر شده بودم برای من هم خیلی سخت گذشت خانمها ممکنه دچار افسردگی بشن پس این طبیعیه وبه این احساس افسردگی "تنهایی ودوری از خانواده وخستگی ناشی از نگهداری بچه" رو اضافه کنید چیز دور از انتظاری نیست که حالتون خوب نباشه....
ولی چیزی که مهمه اینه که باید به خود بیاید چون خودتون میتونید به خودتون کمک کنید.
با نشستن وفکر کردن به نداشته ها وعیبهای طرف مقابل به چیزی نمیرسیم جز دلسردی.....
کی گفته بعد ازدواج شرایط بهتر میشه؟
کی گفته تو خونه شوهر بیشتر از خونه پدر باید خرج کرد؟
پدر ومادر بعد یک عمر کار وپس انداز به چیزی که هستن رسیدن .....
ماهم باید همون راهها رو بریم وهمونجور کار وتلاش کنیم .......فلسفه زندگی اینه
بگذریم از اینکه گاهی پدر مادرا یادشون میره این فلسفه رو یاد بچه هاشون بدن .....
همیشه از شوهر وفرزندت تعریف کن .
خود من هزار جور مشکل تو خونه داشتم ولی حتی یه کلمه هم به خونوادم نگفتم چون کاری از دستشون برنمی اومد جز اینکه واسم نسخه بپیچن ومشکلاتم رو بیشتر کنن.
سعی کن یه مدت کمتربا خونوادت در رابطه باشی وبیشتر در حین مکالمه از فرزندت وخوب شدن رابطتون بگی تا حساسیت روتون کمتر بشه.
یکم هم بیشتر همسرت رو درک کن وبهش نزدیک شو.
میگی درکت نمیکنه وحرف حرف خودشه.....اینم دلیل داره وقتی میبینه نمیتونی درست تصمیم بگیری وخیلی احساسی برخورد میکنی ترجیح میده مسئولیت رو خودش برعهده بگیره وخودش همه تصمیمارو بگیره.....
ببخشید خیلی پر حرفی کردم![]()








علاقه مندی ها (Bookmarks)