[undefined=undefined]من فقط یک سوال از خونواده های ایرانی دارم. دلیل اینکه این اندازه بین پسر و دخترشون فرق می گذارند چیه؟ مگه قرار نیست این دختر هم نصف بار مشکلات روبه دوش بکشه! آخه نازپروردگی که حسن محسوب نمی شه!
من هم مشکل انتخاب دختر ایرانی رو دارم. شاید ترجیح بدم به همین دلیل مشکلات که برای خانومهای ایرانی قابل تحمل نیست با دختر خارجی ازدواج کنم در خارج. [/undefined]
متاسفانه حرفتون تا حدی درسته آقا مهران. بعضی از خانمها (البته بعضی) فکر می کنند ازدواج فقط یعنی ورود به یک زندگی کامل و بی مشکل و بی دغدغه و مرفه که هیچ مشکلی توش پیش نیاد و اگر احیاناً مشکلی در زندگی پیش بیاد بهشون ظلم شده و نامردی شده و اونها وظیفه ای در قبال حل و پشت سرگذاشتن این مشکلات ندارند. تو کشوری که من هستم زن و مرد کاملاً مساویند و زنان اینجا براشون عار محسوب می شه اگر بخوان از یک مرد پول تو جیبی بگیرند. همه شون هم شاغلند و همونطور که یک مرد مسئول کسب درآمده اونها هم مسئولند. خانم لیلا خب اگر مشکلات مالی دارید آیا شما برای شاغل شدن اقدام کردید؟ جمله ی بالاتون رو البته خوندم ولی برام ابهام داشت که آیا شوهرتون دوست نداره خودش بره سر کار یا شما؟؟ خیلی باید عجیب باشه مردی که در خارج زندگی می کنه به دلایل غیرت و مسائل دیگه نخواد همسرش بره سر کار. شما اگر واقعاً مایل به برگشت هستی بشین روی کاغذ خیلی عملی زندگی اونجا رو با ایران مقایسه کن و ببین قراره همسر شما ایران چه کار کنه و چه شغلی داشته باشه و خلاصه بعد از سنجیدن یک نتیجه گیری کن . آیا مطمئنی ایران رفتن به نفعته تو این مقطع؟؟ شوهر شما هم احتمال زیاد اگر ایران بودن رو بیشتر به نفعش ببینه برمی گرده ولی الان فکر می کنه اونجا زندگی کردن بهتره. باید دقیق ازش بپرسی چرا اینطور فکر می کنه. بعدش هم اشکالاتی رو که مطرح کردید یکم سسته. یعنی کلی گویی کردید. مسئله ی بغرنجی من ندیدم تو زندگی شما. شما فقط دلتنگی. اینه که توی مسائل دیگه هم کم طاقت شدی. کاش موقع خواستگاری ایشون از شما بیشتر فکر می کردی و حساب می کردی که دوری از خانواده دلتنگی هم داره و بر اون اساس بله یا خیر می گفتی. شما به عنوان همسر وظیفه ی همراهی در مشکلات رو هم داری و نباید اگر مشکلی بود خودت رو از زندگی کنار بکشی. به هر حال براتون آرزوی موفقیت دارم.








علاقه مندی ها (Bookmarks)