به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 30

Threaded View

  1. #13
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 21 خرداد 88 [ 09:58]
    تاریخ عضویت
    1387-5-13
    نوشته ها
    73
    امتیاز
    4,119
    سطح
    40
    Points: 4,119, Level: 40
    Level completed: 85%, Points required for next Level: 31
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    15

    تشکرشده 15 در 13 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: نمی دونم واقعا چی شد!!!!!!!!

    بازم سلام//
    ببین به خدا اون ماجرای آرایش کردن و مو رو صورت ریختناش عین مث ماجرای منه!!!
    تو سعی کن ببین با کیا تو خونودت صمیمی تری//عمویی،،عمه ای دایی ای،.....کسی که خوب و منطقی به حرفات گوش کنه//بعد اینکه باهاش صحبت کردی خودت هم مث من برو با بابات صحبت کن مردونه،بگو که برن در مورد این دختره و خونوادش تحقیق کنن که واقعا به این درک برسن که ممکنه که در مواردی تیپ و قیافه ی آدما یا چادری بودن و نبودن خانوما نشانه ی همون شخصیت و منش اون فرد باشه ولی در بیشتر اوقات ظاهر خوب و یا بد افراد اونی نیست که ما رو به تصمیم گیری وا می داره//
    یه چیزیو بذار رک بگم تو واقعا اشتباه کردی که قضیه ی داداشت رو به این خانوم گفتی چون این جزو اسرار خونوادگیه//
    می تونی با متانت و سنگینی خودت و با توکل به خدا بهش نشون بدی که مث داداشت هوسباز نیستی//
    تو اول باید خونوادت رو کاملا راضی کنی،بعدش بری سراغ دختره//
    منم فکر میکنم که واسه اینکه لجت رو دراره و بخواد ازش متنفر شی داره اون کارا رو میکنه//
    چون منم که براش هدیه خریده بودم همشون رو به دوستم داده بود که بهم بده//
    ولی یه روز بهم زنگ زد گفت که دیگه این فکر رو نکنم که منو بازی داده و سر کارم گذاشته//اون گفت که دیگه براش اس ندم و پرسیدم چرا گفت که اصلا شاید از اخلاقم خوشش نیومده باشه/ولی رفتار من اونطوری بود که اون می خواست باشم//
    منم نمیدونم دیگه باید چه کنم//فکر میکنم اون من رو واسه تنهاییاش می خواست//
    د ضمن فراموش نکن که این رابطه داشتنای تو و اون به ضرر اونه چون همه ی کلاسم از این موضوع خبر دارن مطمین باش کسی از پسرای کلاستون یا هر کی این قضیه رو می دونه واسه ازدواج سراغش نمیره//البته از دخترا هم فک نکنم کسی بیاد سراغ تو مث من که کسایی بودن که از من تو کلاس خوششون بیاد ولی حالا فک کنم که از من حتی بدشون بیاد//
    من رو تو کلاس با غرورم میشناختن چون به هیچ دختری محل نمیذاشتم این دختر هم خیلی مغرور بود//حالا ببین چی بسرم اومده همه ی غرورم رفت
    منم اوضام از تو بهتر نیست به خدا به زور قزص آمی تریپتیلین خودم رو نگه داشتم مث روانیا شدم و لی اون واسه خودش خوش میگذرونه//می خوام برم پیش امام رضا(ع) مطمینم کمکم میکنه//
    تو هم اگه تونستی برو مشهد البته اگه بهش اعتقاد داری که کمکت می کنه//

  2. کاربر روبرو از پست مفید asheqh تشکرکرده است .

    asheqh (چهارشنبه 16 مرداد 87)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 02:57 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.