سلام كل پست هاتون رو خوندم و خيلي متاسف شدم كه به اينجا رسيديد ميتونم دركتون كنم وقتي يه كسي رو باتمام وجود دوست داري و تلاش ميكني نگهش داري ولي ميبيني كه اون اصلا براش مهم نيست اصلا انگار توزندگيش نبودي اين مطالب رو بااشك مينويسم من ضربه اي خوردم كه دوساله داغونم كرده ولي هنوز سرپام و دارم زندگي ميكنم اوايل خيلي سخت بود ولي كم كم عادت كردم شايد طلاق خيلي سخت باشه ولي دل كندن و خيانت ديدن ازاون سخت تره خداروشكركنيد كه خيانت نديديد تا ذهنتون هميشه آزارتون بده يا مثل من احساس دستمال كاغذي روداشته باشيد. فقط از خدا ميخوام بهتون صبربده و كمك كنه فراموش كنيد.