سلام سابینا خانم،
اتفاقی وارد این تاپیک شدم و باهاتون آشنا شده و تقریبا اکثر تاپیکهاتون رو خوندم. با خوندن مطالبتون دلم برای همسرم سوخت و براش گریه کردم. کاش اینقدر زندگی ها رو پیچیده نمیکردیم و وقتی نشانی از علاقه نبود با هزارجور حرفهای به ظاهر قشنگ و تکراری و دلخوشکنک مشاوره ای، همدیگه رو اذیت نمیکردیم.
لطفا محمد رو ببخش باهاش کنار بیا. تاوان سه سالی که از زندگیت رفته، سختی هایی که کشیدی، اروزهایی که از دست رفتند، روح شادابی که به سیاهی کشیده،... همه اینها رو من میفهمم ولی همه اش تقصیر محمد نبوده. تقصیر او اینه که بدون اینکه بهت دل ببنده وارد زندگیت شده و بعد دیگه اسیر باقی مونده. که البته این تقصیر کمی نیست که حتما باید تاوانش را بدهد و علاوه بر اون تاوان سختی هایی که با ادامه دادنش بهت تحمیل کرده که من بعید میدونم با پول قابل پرداخت باشه. ولی این جامعه، خانواده اش، مشاورهایی که استفاده کردی و اصول مسخره ای که این مشاورها بهش پایبند هستند،... و خودت، همه مقصر بودند. قبول کن که او هم از این زندگی لذتی نبرده.
اما در مورد مهریه، شاید خودت تنها کسی باشی که بتونه تصمیم درست بگیره ولی من که از دور دارم نگاه میکنم، اگه وضع مالی خانواده اش خوبه به کمتر از 100 سکه رضایت نده.
برات ارزو میکنم دوباره سرپا بشی و روزهای خیلی خوبی در پیش داشته باشی.








علاقه مندی ها (Bookmarks)