خیلی ممنون از دوستان خوبم بابت همدردیتون
اینهمه تشکر که زیر موضوع من زده شده خود نشانی از این است که دوستان چقدر حساسیت نشان دادند به موقعیت من و همدلی خودشون را نشون دادند
راستش ترس های زیادی داشتم و دارم ، ترس از این که دوباره نتونم ازدواج کنم و بچه دار بشم ، ترس از این که حتی اگر بتونم باز با مشکلات بزرگی دست و پنجه نرم کنم ، ترس از قضاوت ترس از جامعه . ولی دوست دارم بگم که این ترس هام کمرنگ تر شده. در واقع در کنار این ترس ها امیدهایی هم جوانه زدند.
زندگی با یک فرد افسرده مرگ تدریجی رویاهاست ، این حرفی بود که دکتر شیری در جواب به ایمیل من داد. با دکتر هلاکویی تماس گرفتم . در واقع به هر دری زده بودم و فکر می کنم تصمیم درستی گرفتم. در واقع اطمینان دارم از تصمیمم. و حالا وقتشه که تبعات این تصمیم را بپذیرم و روز به روز کمرنگ تر و کمرنگ ترش کنم . تحت مشاوره و رواندرمانی هستم. هفته ای یک بار. چون نیاز داشتم و فکر می کنم در این روزها خیلی کمکم می کنه. با دوستانم وقت می گذرونم و این چهار روز عذاداری را سعی خواهم کرد طبق گفته استادم خوب فکر کنم راجع به زندگیم و در واقع عمیقا بفهمم از زندگی چی می خوام و سعی کنم دهه سی زندگیم را با کمترین اشتباه و بیشترین موفقیت سپری کنم.
مرگ تدریجی رویاها را من با چشم خودم دیدم. وقتی با یک فرد افسرده با هیجان راجع به پروژه ای، موفقیتی، تصمیمی حرف می زنید جوابی نداره به جز حرفهای ناامید کننده و ایجاد ترمزهای روانی و یا سکوت. سه سال مدام تحت این پاسخ ها قرار گرفتن شخصیت ذاتا تلاشگر و امیدوار منو تحت تاثیر قرار داده . ولی حالا که ایشون از زندگی من دور شده بعضا احساس می کنم دوباره دوست دارم برنامه بریزم. تلاش کنم. بلند پروازی کنم حتی و تخیل کنم به امید فردایی بهتر و این بار با تجربه ای بیشتر. درسته این جوانه های امید هنوز خیلی کوچیکند و کمتر ظاهر میشند ولی حضورشون را احساس می کنم. من قهرمان زندگی خودم هستم و باید این زندگی را راس و ریس کنم و نجات بدم. باید از هر فرصتی برای ایجاد شادی و نشاط از دست رفته استفاده کنم .
در واقع الان افکار ناامید کننده دارم ، ترمزهای روانی زیاد دارم ولی واقعیتش از ته دل یه نور امیدی و یه خوشحالی کم سویی هم دارم که مجبور نیستم با یک آدمی که رویاهامو یکی یکی داشت از بین می برد زندگی کنم. احساس پرنده ای را دارم که از یک قفس آزاد شده. درسته هنوز زوده که بتونه پرواز کنه و بلند پروازی کنه ولی پرنده هنوز هم پرنده هست . بازم برام بنویسید. دوست دارم بشنوم و خودم را در جمع دوستان همدردی احساس کنم .










علاقه مندی ها (Bookmarks)