دوستان واقعا" ممنونم از توجه و وقتی که برام گذاشتید .
والله خودم همه اینها رو می دونم . ولی گاهی خیلی حسود و حساس می شم . می دونید چیه بیشتر وقتی که نزدیک پریودم می شه به کوچیکترین چیزا حساس می شم و گیر می دم و گند می زنم به همه چی .
متاسفانه وقتی هم که اون چیزی تعریف می کنه عصبانی می شم و متهمش می کنم ولی زود هم پشیمون می شم ولی باز هم متاسفانه ابراز پشیمونی نمی کنم و اعتراف نمی کنم که اشتباه کردم .
می دونم همه به خاطر اینه که من فقط به اون دل بستم . من خیلی تنهام مثل اون هزار تا دوست و رفیق ندارم(هزار تا ؟ حتی یکی هم دوست صمیمی ندارم . خواهر ندارم با برادرمم خیلی صمیمی نیستم . دور و بر شوهرم خیلی شلوغه برادراش (حتی برادر خودم ، عمو و دایی و عمه و خاله و شوهر خاله های خودم )، خواهراش ، همکاراش ، دوستاش ، بازاریها و ... همه عاشقشن . روزی حداقل 10 تا اس ام اس دریافت می کنه (و خیلی هم با مرامانه به همشون جواب می ده ) . توی همه تعطیلات چندتا پیشنهاد داریم که باهاشون بریم مسافرت ولی من همه رو رد می کنم فقط یا خودمون می ریم یا با بابام اینا . چی کار کنم اهل رفیق بازی و رفت و آمد با غریبه ها نیستم ( غریبه ها که دعوتم می کنن اصلا نمی رم ) تمام زندگی من خانوادم هستن .
اینقد که همه تحویلش می گیرن از منم همون انتظارو داره همش می گه همه قدر منو می دونن به جز تو . همش می گه تو باید ناز منو بکشی . و اگه من قهر کنم و یه هفته هم باهاش حرف نزنم اونم عین خیالش نیست و یه هیچ وجه برای آشتی اقدام نمی کنه .