به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 40

Threaded View

  1. #13
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 24 آذر 91 [ 13:36]
    تاریخ عضویت
    1391-9-13
    نوشته ها
    17
    امتیاز
    253
    سطح
    5
    Points: 253, Level: 5
    Level completed: 6%, Points required for next Level: 47
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    31 days registered250 Experience Points
    تشکرها
    28

    تشکرشده 28 در 8 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: علت خیانت کاری من چیه؟با وجود عشق به شوهرم

    مهرداد عزیز من میدونم اگر شوهرم بدونه خودش رو میکشه البته بعد از اینکه من رو کشت
    اصلا نمی دونم چطور میتونم این گذشته رو محو کنم
    از رابطه با شوهرم راضی هستم ولی احساس شهوت در من از بین نمیره
    این فکر که چندتا مرد دیگه به جز شوهرم بدن من رو دیدن دیوونم میکنه شاید 30 تا مرد یا شاید 40 تا
    این خیانتی که من کردم اگر شوهرم بدونه من رو می کشه
    اون فکر میکنه من مثل خودش پاک پاکم بمیرم براش بمیرم براش که زنی مثل نصیبش شده که لیاقتش هم صحبتی با مردای هرزه هوس رانه
    الان که دارم اینا رو میگم عکس شوهرم جلوی چشممه تیر نگاهش مثل خنجر فرو میره بدنم
    کاش می مردم انقدر عذاب نمی کشیدم
    خیلی وقت بود که عذاب وجدان نمی گرفتم این کارا برام راحت شده بود تا تنها می شد و می دونستم حالا حالا تنها می مونم یک دوربین بر می داشتم حتی از اینکه مموری دوربین رو ریکاوری کنه ترسی نداشتم بیخیال بیخیال بودم از اینکه هیستوری کامپیوتر رو چک کنه هیچ ترسی نداشتم چون میدونستم اینکارارو نمیکنه و به من اعتماد داره ولی امروز اتفاقی افتاد که دیوونم کرد.رفته بود ماموریت قرار شد وقتی رسید خبری بده ولی ازش خبری نشد نه گوشی شو جواب میداد نه همکاراش در دسترس بودن .به خودم گفتم خدا اونو ازم گرفته .منتظر یک خبر بودم .تو تنهایی خودم صداش کردم باهاش حرف زدم گریه کردم بهش گفت یک لحظه عشقش تو قبلم فروکش نکرده گفتم نمی دونم چرا این کارارو کردم تو رو خدا بیا تو رو خدا زنگ بزن
    تو رو خدا برگرد انقدر التماس خدارو کردم می گفتم اگر اتفاقی افتاده باشه من چه خاکی بریزم رو سرم .همه زندگیمه . بهم زنگ زد صداشو که از پشت خط شنیدم دیگه نتونستم جلوی خودمو بگیرم زدم زیر گریه گفتم چرا الان زنگ زدی من داشتم از نگرانی می مردم ......از اون موقع تا الان دارم خودمو می زنم به خاطر کارایی که کردم سرمو می زنم به دیوار ولی دلم آروم نمیشه.

  2. 4 کاربر از پست مفید silvia تشکرکرده اند .

    silvia (چهارشنبه 15 آذر 91)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. رابطه ی مسموم مجازی با نامزدم
    توسط afraa در انجمن عقد و نامزدی
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: پنجشنبه 22 مرداد 94, 21:42
  2. لجبازی
    توسط miganus در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 11
    آخرين نوشته: دوشنبه 29 فروردین 90, 13:14
  3. لجبازی
    توسط miganus در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: یکشنبه 14 فروردین 90, 18:16
  4. دوست مجازی ! احساس مجازی !
    توسط lord.hamed در انجمن مسائل واخبار اعضاء و تالار
    پاسخ ها: 41
    آخرين نوشته: دوشنبه 16 دی 87, 16:54
  5. عشق یک طرفه و بازی با احساساتم
    توسط hasty در انجمن ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 12
    آخرين نوشته: سه شنبه 30 بهمن 86, 12:45

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 20:04 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.