به نظر من بهتر است از " با آزردگی ها کنار آمدم " استفاده کرد . هر چند که به شکل عادی ما از کلمه ی بخشش استفاده می کنیم اما این بخشیدن و بخشیده شدن یک نگاهی از بالا دارد که مثلا در پست یک رایحه من این حس را از مطالب رایحه می گرفتم .
مثلا در مورد لباس احرام ........واقعا قصد مادر شوهر رایحه می توانسته بد و تخریب گر و .....نباشد . اما به قاعده ی وسع درک خودش خواسته محبتی بکند که مثلا این دو جوان پول اضافی خرج نکنند.
من نه اینکار را تائید می کنم و نه تخریب . اساسا حس خاصی در من ایجاد نمی کند . اما اگر فرد دخیل در رابطه باشم . به خودم نگاه می کنم . قصد مادر شوهر را تعریف نمی کنم و از پیشنهاد او تعریف و قصه درست نمی کنم . باز می گردم به خودم ( سر دوربین به سمت خود ) ..........من این لباس را می خواهم ؟ من این لباس را نمی خواهم ؟ و بر اساس هر کدام از سئوالات عملکرد و پاسخ و راه مناسب را انتخاب می کنم و همان را اجرا می کنم .....(تا بی نهایت راه و روش اعمالی برای هر دو گزینه )
این زاویه ی نگاه یک زن مسن است و که بر حسب وسع و بضاعت فکری و احساسی عمل می کند .
حال من می توانم این بضاعت ها را نسنجم .( زاویه ی دید مثبت یا منفی ) محبت و دلسوزی ها را دخالت و فضولی و تخریب تعریف کنم و بر اساس تعاریف از قبل تعریف شده ی حسی خودم دچار رنجش و .....بشوم و در نهایت یک خروار بار آزردگی بر دوش خودم بریزم و...............در نهایت هم با یک تلنگری به این واقعیت برسم که خسته ام و نیاز ی به حمل این بار سنگین آزردگی ندارم و می روم سر بخشش .
بسیار عالی است اگر در این خد باشد و کلام اضافه ای نداشته باشد چرا که ما زمان تعریف کردن کدها و زیر زمینه هایی از آزردگی و ادعای بخشش را به شکل زیر نویس ارسال می کنیم . دقیقا کاری که رایحه بعد از پست اول من در این تاپیک برای اثبات خوب بودن خودش و درکش از بخشش کرد و با انچه که تعریف کرد نشان داد آزردگی ها هنوز سرجای خودشان هستند و هنوز رایحه برای اثبات خوب بودنش می رود سر آنها و آنها را می جوردو......در حالی که بخشش تعریف دارد . سکوت از سر پذیرش به همراه می آورد . تکرار و مرور مواضع قبلی با همان میزان از هیجان و اخساس نیست و ...
این دوربین به سمت خود معجزه ی عجیبی دارد اگر میزان زوم این دوربین را هر روز بالا و بالاتر ببریم .....
و نکته ی مهم اینکه در بخش پذیرش خیلی از مسائل ممکن است قابلیت این را داشته باشد که بر حسب ذائقه قیافه ی ما را ترش کند و در هم بکشد گویی که لیمو ترش به دهان برده ایم . اما زمانی که پذیرش خود را بالا می بریم از ترش کردن های بی دلیل هم دور می شویم و قیافه ی ما به وقت دیدن لیمو تغییر نمی کند و لذت عجیبی از انتخاب و تصمیم گیری در لحظه ی خود می بریم . این لیمو هست .............من می توانم آن را بخورم یا نخورم . همراه با چیزی بخورم یا ....








علاقه مندی ها (Bookmarks)