چند روز پیش داشتم با پسر خواهرم که کلاس ششم ابتداییه و فوق العاده باهوشه و بیشتر از سنش میفهمه
از دین و امامها صحبت میکردم....
اسمش کیانه و هرچی که بخواد داره اتاقش پر از لوازم کامپیوتریه که من شاید بعضی هاشو حتی تجربه نکرده
باشم... بگذریم عاشق ورزش و پارکور و کشتی کج و ... تو این حال و هواهاست....
بعضی اوقات میشینم باهاش از امام زمان (ع) حرف میزنم به زبونی که خوشش بیاد....
میبینم چشای قشنگش پر اشک میشه....
اونروز هم بحثمون تو همین مایه ها بود....
یدفعه پرسید: خاله تو مدرسه مون کسایی هستند که میخوان مسیحی بشن یا هستن...
منم یه مدت دوست داشتم صلیب بندازم خاله من گناه کردم؟؟ مگه مسیحییت بده؟؟
دلم گرفت.... میدونم که ما بزرگترها تو شناخت امامهای عزیزمون و دینمون کم گذاشتیم ...
اما به دلم رجوع کردم من خودم مگه چقدر میدونم ...؟؟؟ امان از نادانی که ریشه همه بلاهاست....
یه کم فکر کردم... گفتم کیان.. تو خیلی بازیهای قشنگ و بروزی داری... دوست داری بازیهای کامپیوتریتو
ناقص انجام بدی یا تا آخرش بری؟؟ کدوم با لذت تره؟؟
گفت خب معلومه... خیلیها رو تا آخرش میرم خاله خیلی باحالن....
گفتم دین مسیح هم خوبه اما کامل نیست نصفه اس.... باید با احترام بهش. ازش رد شی و به آخرش برسی...
آخر دین ها اسلامه.... که خیلی خیلی شیرین و راحته.... اما خیلیها به اشتباه مارو ازش سرد میکنن....
اشکال تو نشون دادن درست دین به آدمهاست...
و اگر درست بیان بشه چه بسیار آدمهایی که تشنه اش بشن....
حالا سوالم اینه:
چه باید بکنیم واسه شناسوندن این دین به نوجونها و بچه ها...؟







پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)