سلام عزیز
زندگی تو هم عین زندگی منه. منم 2 ماهه عروسی کردم. مثلا منم حلقه 200 تومنی خریدم تازه اونم به زور. میگفتن نشونت همون حلقه اته. یا وقتی همسرم خریدی واسه خونه میکنه دوست داره بیشتر بخره که خونه مامانش هم ببره. ماهم رسم داریم بعد عروسی واسه دختر تو خونه مادرشوهر پاتختی میگیرن به قول تو نگیرن آبروریزیه که نگرفتن. تو تالار بهم کادو ندادن ( یعنی مادر شوهرم نذاشت چون به ما میگفت بیاین با من زندگی کنین که من قبول نکردم و همسرم رو راضی کردم که خونه بخیریم) و .........................خیلی چیزای دیگه .
ولی هیچ کدوم از اینا دلیل نمیشه که از همسرم متنفر باشم. چون از ته دلم دوستش دارم. مثلا وقتی مادرشوهرت میگه دارو رو بذار دهن شوهرت خب بذار . چه اشکالی داره . این کاراست که بین زن و شوهر محبت بوجود میاره. درسته تو برده نیستی ولی اگه واقعا عاشق همسرت باشی اونم عاشق تو میشه. تو لباس پوشیدنش هم میگفتی خودش دلش خواست اونو بپوشه.
عزیزم حرف عروس و مادرشوهر تمومی نداره قبل ما هم بوده و هست و خواهد بود. پس زیاد حرفاشونو جدی نگیر . یه نصیحت خواهرانه بهت دارم . وقتی از حرف کسی ناراحت شدی همون جا منطقی ولی با احترام جوابشو بده اگه نتونستی اون حرف رو فراموش کن . عادت کن یه گوشت در باشه یکی دروازه.( من خودم به این نتیجه رسیدم) به شوهرت هم چیزی نگو. منم خواهر شوهرانم و جاریهام بعد 2 ماه عروسی هنوز نیومدن خونمون. ولی مهم نیست خونه خودشونه اگر هم میان به خاطر برادرشونه حالا خودشون میدونن بیان یا نه. سعی کن به خاطر حرف این و اون زندگیتو خراب نکنی و شیرینی اول زندگیت رو تلخ نکی. منم اشتباه تو رو داشتم 1 ماه اول زندگیم کوفتم شد.
من یه نتیجه دیگه هم گرفتم تو خونه ای که فقط من و همسرم هستیم چرا باید حرف نفر سوم باشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟. راستی سعی کن هیچوقت نه چیزی که اضافه است از خونه خودت ببری خونه مامانت نه چیزی از اونجا بیاری. اگرم نمیخوای همسرت چیزی رو بدون اطلاع تو ببره خونه مادرش خودت بده ببره که بدونه تو بدت نمیاد تا پنهون کاری نکنه.من که خودم این کارو میکنم. یکبار امتحان کن. یه بار بگو فلانی فلان چیزو زیاد خریدی پاشو بریم خونه مامانت یه کمی هم از این ببریم براشون.
در ضمن اینم بدون مردا کل نگرن نه جزء نگر. دوست ندارن زیاد وارد جزئیات بشن از توضیح دادن همه چی هم نفرت دارن. وقتی چیزی رو تو جمع میگه که تو نمیدونی دلیل این نیست که به تو بها نمیده یا براش مهم نیستی . برعکس ببیبن اون چقدر تو رو دوست داره که نمیخواد فکرتو مشغول کارای خودش کنه. مردا دوست دارن حرف بیرون ، بیرون بمونه. سعی کن تو محبت کردن به خانواده همسرت پیش قدم بشی که همسرت هم ببینه تو با اونا مچ شدی. تو فرستادن اونا هم به سفر زیارتی به جای اینکه مانع بشی مشوق همسرت باش. اگه اون بخواد حتما میفرسته پس این وسط تویی که مبتونی بیشتر خودتو تو دل شوهرت جا کنی یا با دعوا مجبورش کنی باز به پنهان کاری
حافظا چون غم و شادی جهان در گذر است بهتر آن است که من خاطر خود خوش دارم








علاقه مندی ها (Bookmarks)