به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 33
  1. #11
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 10 دی 02 [ 10:23]
    تاریخ عضویت
    1391-5-02
    نوشته ها
    1,285
    امتیاز
    24,091
    سطح
    94
    Points: 24,091, Level: 94
    Level completed: 75%, Points required for next Level: 259
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocialVeteranOverdrive10000 Experience Points
    تشکرها
    3,681

    تشکرشده 4,954 در 1,249 پست

    Rep Power
    225
    Array

    RE: اين عشق است يا خيانت

    سلام پدربزرگ

    امیدوارم آروم شده باشید

    یک چیز رو دفت کنید اینجا فضای مجازی هست و ما خانم شما رو هیچوقت نمیبینیم پس درد دل کردن با ما ایرادی نداره ولی در فضای حقیقی و خانواده و دوست و آشنا مراقب باشید این درد دلها رو نکنید چون ممکنه تهمت باشه و دهن به دهن بچرخه و آبروی ایشون بره

    اگه جای شما باشم هر موقع کسی این حرف رو پیش کشید میگم زندگی اون به من مربوط نیست و اگه چنین کاری کرده باشه خودش میدونه و خدای خودش. فقط در همین حد و نه بیشتر ابراز عقیده کنید

    ولی تو ذهن خودتون بهتره از این موضوع که پیش اومده به نفع زندگی فعلیتون و مستحکم کردن پایه هاش استفاده کنید

    به نحوی سعی کنید باعث فراموش کردن کامل زندگی قبلیتون بشه که این اولین شرط برای موفقیت زندگی فعلی شماست.

    امیدوارم از این افکار به نفع زندگی فعلیتون بهره برداری کنید ...

  2. 12 کاربر از پست مفید فکور تشکرکرده اند .

    فکور (دوشنبه 06 آذر 91)

  3. #12
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 14 آذر 91 [ 22:23]
    تاریخ عضویت
    1391-7-26
    نوشته ها
    153
    امتیاز
    670
    سطح
    13
    Points: 670, Level: 13
    Level completed: 40%, Points required for next Level: 30
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    391

    تشکرشده 409 در 124 پست

    Rep Power
    29
    Array

    RE: اين عشق است يا خيانت

    پدربزرگ عزيزم خدا چقد تو رو دوست داشته كه ٧ سال نشده ١٧ سال !
    تازه چقد بيشتر دوست داشته كه بچه نداشتين كه اين وسط اذيت شه



    شما بلدين خوب زندگي كنيد
    كساني كه نميدونند خودشون تاوان پس ميدن
    به هرحال به نظرم اوشون ضرر كردن
    چون ٢تا زندگي رو به هم زدن

    همه اينا قبول
    ميتونم بفهمم سختتون بود

    ديگه واسه هر كارش توي زندگيتون دليل بد نياريد و نگيد حتما اون حرفش يه منظور ديگه داشته
    خودتو اذيت نكن پدربزرگ

  4. 6 کاربر از پست مفید Hamdardi2 تشکرکرده اند .

    Hamdardi2 (یکشنبه 05 آذر 91)

  5. #13
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 17 فروردین 93 [ 13:46]
    تاریخ عضویت
    1391-3-10
    نوشته ها
    298
    امتیاز
    2,164
    سطح
    28
    Points: 2,164, Level: 28
    Level completed: 10%, Points required for next Level: 136
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    1,619

    تشکرشده 1,636 در 313 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: اين عشق است يا خيانت


    پدربزرگ جان یه وقت غصه نخوریا...

    دنیا اگه این دردا رو نداشت که اسمش دنیا نبود...

    از نوشته هاتون کاملاً مشخصه که با وجود طلاق و ازدواج مجدد هنوز دلبسته ی همسرتون هستین و حالا هضم این ماجرا بیش از بیش سخته.

    به خانوادتون ... به فامیلا بسپرین و بگین که شما در حال حاضر شیفته ی همسر فعلیتون هستین و دلتون نمی خواد از همسر سابقتون حرفی بشنوین.
    شنیدن این حرف فقط یه داغ رو برای شما تازه کرده، این حق رو دارین که مدتی با خودتون خلوت کنین ... حتی حق دارین گریه کنین اما نبش قبر نکنین، نگین پس دلیل این حرفش این بود و دلیل اون رفتارش این...

    مطمئناً خانم فعلیتون هم با دیدن چهره ی دغدارتون ناراحت میشن، نگین من بروز نمی دم که امکان نداره خانمتون متوجه نشه شما یه چیزتون شده!!!

    می دونم که خودتون فکر زندگیتون هستین پس توصیه نمی کنم که شما هم مثه همسر سابقتون فکر زندگی خودتون باشین.

  6. 6 کاربر از پست مفید gole kaghazi تشکرکرده اند .

    gole kaghazi (یکشنبه 05 آذر 91)

  7. #14
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 11 دی 95 [ 13:07]
    تاریخ عضویت
    1391-3-22
    نوشته ها
    569
    امتیاز
    8,026
    سطح
    60
    Points: 8,026, Level: 60
    Level completed: 38%, Points required for next Level: 124
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    5,009

    تشکرشده 4,547 در 875 پست

    Rep Power
    71
    Array

    RE: اين عشق است يا خيانت

    تشكرميكنم ازتك تك دوستاني كي پاي درد دل پدربزرگ نشستن.
    من قبلا هم گفتم دردنياي واقعي باكسي دردو دل نميكنم و دراين دنياي مجازي دوستان خوب وقابل اعتمادي دارم و هميشه پاي خوشي هام خندهام وسختي هايم همراهيم ميكنند. به حرمت نون نمكي كه خورديم آبروي همسرقبيليم حفظ خواهم كرد روزگاري عشقم بوده -باخودم ميگم حتما قسمت هم نبوديم يا سرنوشت ما اين چنين نوشته شده ازفرداي خود خبر نداريم .
    ازخدا ميخواهم بهم توانايي وصبردهدتا بتوانم گذشته را فراموش كنم.

  8. 18 کاربر از پست مفید پدربزرگ تشکرکرده اند .

    پدربزرگ (دوشنبه 06 آذر 91)

  9. #15
    ((( مشاور خانواده )))

    آخرین بازدید
    امروز [ 03:27]
    تاریخ عضویت
    1386-6-25
    نوشته ها
    9,627
    امتیاز
    325,133
    سطح
    100
    Points: 325,133, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.4%
    دستاوردها:
    VeteranCreated Blog entryTagger First ClassSocial50000 Experience Points
    نوشته های وبلاگ
    7
    تشکرها
    23,885

    تشکرشده 37,361 در 7,159 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    0
    Array

    RE: اين عشق است يا خيانت

    با سلام و احترام
    ابتدا از پدر بزرگ به خاطر این حاشیه و انحراف صریح در تاپیکشون معذرت خواهی می کنم. اما چون در خلال این انحراف نظرم را هم می می گویم انشاء الله تا اندازه ای جبران کرده باشم.


    پدربزرگ در این تاپیک از یک احساس آزارنده صحبت می کند و فشاری که از یادآوری بعضی مسائل گذشته تحمل می کنند. او درست و غلط را می داند. ولی ممکن است راه برون رفت از این احساس نیاز به کمک سایرین داشته باشد.
    او تصور می کند که هم حسی مطلق دیگران و تائید احساسش او را نجات می دهد. لذا تاپیک می زند.
    دوستان هم به شیوه های مختلف جواب می دهند.
    من قبل از اینکه پاسخم را بدهم ، یکی از پستها که از نادیا-7777 گرامی بود نظرم را جلب کرد.




    نقل قول نوشته اصلی توسط نادیا-7777
    این خیانته که باوجود ازدواجت با خانوم جدیدت، هنوووووووووووووز پیگیر زندگی خانوم قبلیت هستی و اونو داری تو ذهنت با خودت میکشونی

    شما ازدواج مجدد کردی و باید زندگی قبلیتو فراموش کنی (مخصوصا که بچه ای هم درکار نبوده)

    الان هم با فکر کردن به زندگی اون خانوم
    هم داری به خانوم جدیدت خیانت میکنی
    و هم داری زندگی و ذهن خودتو داغون میکنی

    شما در قبال خانومت مسوولی و حق نداری که به زندگی و خانوم قبلیت و جریانایی که اتفاق افتاده فکر کنی

    خانوم قبلی شما تموم شد و رفت
    زندگی اون به خودش مربوطه
    درزمانیکه با شما متاهل بوده،به شما خیانتی نکرده
    اینم که در زمان تاهل با شما به معشوقه قبلیش فکر میکرده یا نه، زاییده ذهن شماست (چون الان اینها باهم ازدواج کردند دارید اینجوری فکر میکنید)

    پدربزرگ
    بچسب به زندگی فعلیت
    و با زندگی کسی که به شما ربطی نداره کاری نداشته باش

    اینکه به این موضوع فکر کنی و هی برای خودت شواهد پردازی کنی،هیچ سودی برای شما و زندگیت نداره

    به من هیچ ارتباطی نداره که شوهر سابقم بره و با معشوقه قدیمش ازدواج کنه یا نکنه
    حتی با اینکه در زمان تاهل خیلی بهم عذاب داد

    زندگی منم به اون ربطی نداره
    یاحق

    محتوای جواب ایشون عالی و صحیح بود. و در واقع این همان نیاز پدر بزرگ بود که او به خوبی درک کرده بود.
    اما کار ایشون مثل اینست که شما فرد تشنه و خسته ای را مهمان کنید. و در آفتابه یک نوشیدنی خنک بریزید و به او بدهید.
    یعنی ظرف نامتناسب.

    پدربزرگ هم نیاز هم حسی داشت و هم نیاز به اصلاح احساسش و تمرکز زدایی.
    نادیا-7777 اصلاح احساس و تمرکز زدایی که همان محتوای خنک بود را حاضر کرد. اما به جای ظرف هم حسی و همراهی ریخت در یک ظرف مقابله ای (یخوانید آفتابه)، او به پدربزرگ که تحت فشار احساسی هست می نویسد: این خیانته که با وجود ازدواجت با خانوم جدید پیگیر زندگی خانوم قبلی ات هستی!
    دقت کنید نادیا-7777 هم محتوایش صحیح هست و هم ظرف دارد.
    اما ظرف (روش مقابله ای و حمله ای)و مظروف(تکنیک تمرکز زدایی از همسر قبلی به همسر فعلی) مناسب هم نیستند.
    مراجع را به مقابله وا می دارد.
    او درگیر احساس کشنده ای هست و رنج آن احساس آزارش می دهد.
    اگر مشاوری بدون توجه به این فشار ، از چنین ادبیات سخت و سفتی استفاده کند. گاهی مراجع بی خیال محتوا می شود و آفتابه را به طرف خود مشاور پرت می کند.

    اینجا پدربزرگ به خاطر تیزی، خویشتنداری و سعه صدرش ، به نادیا جواب می دهد. او حتی خودش را فراموش می کند و در مقام مقابله به درسهای زندگیش اشاره می کند.
    در بهترین حالت پدربزرگ استفاده ای از محتوای خوب نادیا-7777 نکرده است. و انرژی را گذاشته است تا آفتابه نا مناسب نادیا را جواب دهد.

    نکته اینکه : عزیزان دقت کافی به احساسات مراجع داشته باشند. اگر نمی توانید هم حسی کنید. اشکال ندارد. اما به شدت احساسات مراجع را سرکوب نکنید چون ممکن است به جای کمک به او ، حالت مقابله ای در او ایجاد کنید و او ناگزیر احساساتش را تشدید کند.





    =============


    پدر بزرگ گرامی، من با اینکه جای شما نیستم، وقتی اینطور که شما زندگیتون و زندگی آن خانوم را تصویر کرده اید ، باز هم متاثر می شوم. و حتی خشمگین.
    این طبیعی هست ما آدم هستیم و نمی توانیم مثل سنگ باشیم. و احساسات خود منکر شویم.
    اما در نهایت تمرکز روی احساسات آزار رسان(مخصوصا اگر ما مسبب آن نباشیم و این اشتباهات دیگران باشد که موجب آن شده باشد)، به ما هم آسیب می رساند. یعنی دیگری اشتباه کرده است. اما ما به خاطر پیگیری خودمان فشار اشتباهات او را به خود باز می گردانیم و تشدید می کنیم.
    شما اگر خیلی تحت فشار هستید باید از تکنیک های تمرکز زدایی و بستر زدایی بهره بگیرید.
    در بستر زدایی شما باید از وسایل و مکانها و شرایطی که منجر می شود که اطلاعاتی از همسر اولتون به دست آورید، دوری کنید.

    همانطور که دوستان اشاره کردند، اگرچه ما وقتی نزدیک فردی سیگاری هستیم بوی دود می گیریم، اما خود آن شخص هست که ریه ها و سلامتی اش از کشیدن سیگار آسیب می بیند.
    شما هم اگر از این مسئله احساستون آزرده شده است، مطمئن باشید اگر او چنین اشتباهات فاحشی کرده است، تاوانش در دنیا و آخرت گریبانش را خواهد گرفت.
    صبور باشید.

  10. 25 کاربر از پست مفید مدیرهمدردی تشکرکرده اند .

    مدیرهمدردی (دوشنبه 06 آذر 91)

  11. #16
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 20 خرداد 97 [ 07:57]
    تاریخ عضویت
    1391-2-16
    نوشته ها
    863
    امتیاز
    11,692
    سطح
    71
    Points: 11,692, Level: 71
    Level completed: 11%, Points required for next Level: 358
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    3,836

    تشکرشده 2,441 در 754 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: اين عشق است يا خيانت

    پدر بزرگ درسته که خیانت کردند و شما هم بد شاکی شدی ولی............................................ ......
    امان از دل.............................................. ...............................................
    امان از هوای عاشقی........................................ ................
    امان............................امان...... ........................................
    من نمیخوام کا احمقانه اون دو نفر بخصوص اون مرده که دوتا بچه را فدا کرده دفاع کنم. اصلا! ولی من هم سالها بعد از ازدواجم، عشق دوران دانشگاهم را که بنا به دلایلی نتونستیم بهم برسیم را بعد 8 سال دوباره دیدم!!
    چشمتون روز بد نبینه...............................انگا غم دنیا رو رو دلم ریختند( دارم الان اشک میریزم و مینویسم،دوباره دلم آتیش گرفته)......................... خیلی خیلی فشارش سنگین بود. قلبم ترکید. خدا را شکر شرایط جوری نبود که بازم امکان دیدار ایجاد بشه وگرنه معلوم نبود قافیه را نبازم. شما این تجربه را ندارید!ی احساس مثل انفجار ی بمب در وجود انسانه، ببخششون خواهش میکنم ببخششون من درکشون میکنم. (ولی باید چوب این کارشون را بخورن چون نباید ازدواج میکردند یا بازهم توجیه خیانتشون نمیشه................................)
    ولی اینو فریاد میزنم فریاد که عشق به وصال نرسیده اگه شعله ور شه قابل کنترل نیست.! شاید شما م همه جوره تامینش نکرده بودید؟؟

  12. 2 کاربر از پست مفید کامران تشکرکرده اند .

    کامران (دوشنبه 06 آذر 91)

  13. #17
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 31 فروردین 92 [ 19:02]
    تاریخ عضویت
    1391-5-02
    نوشته ها
    158
    امتیاز
    898
    سطح
    15
    Points: 898, Level: 15
    Level completed: 98%, Points required for next Level: 2
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    564

    تشکرشده 567 در 144 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: اين عشق است يا خيانت

    پدر بزرگ عزیز،دوست من سلام

    ممنون که اینجا رو برای باز کردن سفره دلت و بیان کردن احساست انتخاب میکنی.می فهمم چی میگید.
    شاید چراهای زیادی در ذهنت شکل گرفته باشه.
    می دونم الان احساس خوبی نداری.من هم چیزی شبیه به شما رو تجربه کردم و احساسهای بدی رو داشتم

    اما..
    اما اینم می دونم که سر در آوردن از این مسائل وسوسه بر انگیزه.
    همونطور که شما گفتید؛7 سال با ایشون زندگی کردید و چیزی از رابطه قبلی ایشون نمی دونستید.و وقتی بعد از جدایی و ازدواج مجددت فهمیدی که اون قبل از تو معشوقه ای داشته که زن داره،2تا بچه هم داره،یکیش هم شیرخواره،،،یه ذهنیتی در من شکل میگیره.
    اینکه 1-شما با تجسس و پیگیری به این اطلاعات رسیدی
    2-دیگرون به شما رسوندن(احتمالا می دونستن که دانستن این اطلاعات برای شما مهمه یا شما اینطور وانمود کردی به اونها و اونها هم این اطلاعات رو به دستت رسوندن)

    در هر دو صورت فوق،دانستن همه این اطلاعات باعث شده احساست خراب بشه و الان اومدی که با باز کردن این تاپیک نظر مارو بدونی که "عشقه یا خیانت" یعنی در حقیقت نتیجه گیری

    من هم از اینکه می شنوم همسر سابقت، این کارو کرده ناراحت و گاهی عصبانی میشم
    ولی آیا قبول داری که اگر این اطلاعات رو نمی دونستی الان احساس بهتری داشتی؟
    پس گاهی ندانستن چیزی بهتر از دانستن است.

    اگر تجسس از طرف توست باید خاتمه یابد.اگر هم دیگرون به گوش شما می رسونن بهشون بگو که دیگه برات مهم نیست اون زندگی و تموم شده و لطفا دیگه هیچ حرفی از اون و زندگیش به گوش شما نرسونن.

    یه جمله مهمی بود که حتما شاید تو inbox گوشیت هم باشه که نوشته:
    "دیگران را ببخش،نه به این خاطر که شایسته بخششند،بلکه به خاطر اینکه تو شایسته آرامش هستی"


  14. 6 کاربر از پست مفید Amiran تشکرکرده اند .

    Amiran (دوشنبه 06 آذر 91)

  15. #18
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 01 خرداد 92 [ 22:54]
    تاریخ عضویت
    1390-4-19
    نوشته ها
    49
    امتیاز
    1,523
    سطح
    22
    Points: 1,523, Level: 22
    Level completed: 23%, Points required for next Level: 77
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    88

    تشکرشده 90 در 28 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: اين عشق است يا خيانت

    با سلام

    [align=justify]

    پدريزرگ عزيز برادر ارجمند اينجا چون فضاي مجازي ست منم يكمي خواستم راحت باهات همدردي كنم و بگم كه هميشه خدا برا بنده هاش بهترين ها رو رقم ميزنه حتي اگه اونا متوجه نشن

    من حدود 17 سال پيش يعني وقتي حدود 13 -14 سالم بود به اصرار مادرم با پسر يكي از

    همسايه هامون كه 10 سال ازم بزرگتر بود ازدواج كردم يعني يكسال و نيم عقد بوديم بعدش

    خانوادش عروسي مجللي برامون گرفتند و رفتيم خونه شون با مادر و پدرش و و 2تا برادرش كه

    متاهل بودند و با هم زندگي كنيم.

    عروس بزرگشون 9 سال بود ازدواج كرده بود و در طول اون مدت حسابي نقش يه عروس خوب
    رو داشته و مثل يه دختر همه جوره در خدمت مادرشوهرم بود.

    بعدش كه من وارد اون خونه شدم توقع داشت منم با اون سن كمم مثل اون خونه داري و اينا
    بلد باشم و يه جورايي مي خواست همه مسئوليت خودشو بندازه گردن من.


    من هم حداكثر تلاشم رو ميكردم ولي باز هم كم مياوردم ديگه فرصتي نداشتم مال خودم باشم و به زندگي با همسرم برسم.هميشه يه جرو بحثي بين ما بود و از طرف ديگه جاريم هم از اين فرصت استفاده ميكرد و تا مي تونست منو پيش شوهرم خراب ميكرد.

    همسرم هم به جهت اينكه هم خوش قيافه و خوش هيكل بود مورد توجه خيلي از دخترهاي فاميلاشون و غيره بود.

    خلاصه طولاني نشه، بعد از حدود يكسال زندگي متوجه شدم با يه دختره ارتباط داره و وقتي با دختره تماس گرفتم گفت ما حدود دو سه ساله با هم هستيم و مي خواست با من لجبازي كنه اومد سراغ تو و خودشم همه حرفهاي دختره رو تائيد كرد در حاليكه تو اون مدتي كه با من بود به شدت اظهار علاقه داشت و به قول خودش اگه هر روز منو نميديد مريض ميشد.

    بعد از اينكه من قضيه رو متوجه شدم ديگه خيلي روش باز شد با هم مسافرت مي رفتن و همش با هم بودن منم همچنان توي خونشون بودم خانوادش هم حسابي ازم طرفداري ميكردن و ميگفتن بمون بالاخره برميگرده.

    بعد از سه ماه اومد بهم گفت برو دادخواست طلاق بده بگو ما بچه دار نميشيم و تو ازم طلاق ميخواي منم زير بار نرفتم تا اينكه با من و خانوادش درگير شد و مثلا با خوردن قرص خودكشي كرد كه به موقع بردنش بيمارستان و بعد از مدتي با موافقت خانوادش تصميم گرفتم برم خونه پدرم تا ببينيم چي ميشه.

    خلاصه كه 3-4 سالي طول كشيد و هر بار كه مي رفتيم دادگاه از خودش كلي دروغ ميگفت تا بتونه بي دردسر منو طلاق بده و جلسه آخر هم دوتا شاهد آورد كه تو دادگاه قسم به خدا خوردن كه اون خطايي نكرده.خانواده من هم از طريق وكيل ثابت كردن كه ازدواج مجدد كرده و تونستم حق و حقوقم رو تا حدي ازش بگيرم و جدا شديم.

    البته تو اون مدت من ادامه تحصيل دادم و از راهنمايي تا دبيرستان و بعدشم دانشگاه قبول شدم و در ضمن كار هم مي كردم كه توي محيط كارم با يه آقاي مهندسي آشنا شدم و بعد از سه سال كه مطمئن شدم به ايشون مي تونم اعتماد كنم براي ازدواج، كل ماجرا رو براشون گفتم و خواستم كه برن و بعد از چند ماه فكر و بررسي و مشاوره نظرشون رو بگن و توي اون مدت هم ارتباطمو كه فقط كاري بود باهاش كامل قطع كردم كه ايشون كه البته ازدواج اولش بود گفتن من با ازدواج قبلي شما مشكلي ندارم و با مساله راحت كنار اومد بدون اينكه چيزي به خانوادش بگه.

    و الان حدود 6 سالي هست كه با هم ازدواج كرديم البته بدون هيچ كمكي از طرف خانواده هامون كاملا مستقل و از صفر با هم شروع كرديم و الان يه بچه 2-3 ساله هم داريم كه البته با هم نميگم مشكل نداشتيم ولي همش به خاطر ضعفمون تو مهارت هاي زندگي بود كه الان به لطف خدا و عضويت توي اين سايت و مطالعه زيادي كه دارم و مراجعه من به روانپزشك خيلي از مشكلاتمون حل شده.

    گرچه الانم گاهي ياد خاطره هاي خوب با همسر قبليم ميافتم بلافاصله ياد لطف و گذشتي كه همسر فعليم درموردم كرد ميافتم و چندين برابر عاشقش ميشم و همه خاطرت خوب قبلو ميريزم دور و به زندگي الانم وابسته تر ميشم.


    [/align]

  16. 9 کاربر از پست مفید setareh soheil تشکرکرده اند .

    setareh soheil (دوشنبه 06 آذر 91)

  17. #19
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 11 دی 95 [ 13:07]
    تاریخ عضویت
    1391-3-22
    نوشته ها
    569
    امتیاز
    8,026
    سطح
    60
    Points: 8,026, Level: 60
    Level completed: 38%, Points required for next Level: 124
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    5,009

    تشکرشده 4,547 در 875 پست

    Rep Power
    71
    Array

    RE: اين عشق است يا خيانت

    ممنونم از دوستان عزیز

    من از همون اول جدایمون سعی داشتم بستر زدایی کنم .

    اما مشکلی که داشتم فامیل هستیم نا خواسته حرفها به گوش میرسه و

    اکثر عموهام مادر بزرگ دایی هام در شهرستان هستند باید قید همه اینهارو

    بزنم تا بتونم بستر زدایی کنم تا خاطراتم تجید نشه سخته اما باید بخاطر زندگیم

    از خیلی چیزها بگذرم .

    اینم میدانم من اگر ببخشم اون مادری که فرزندانش رو جدا کرده نمیبخشه هم دراین دنیا

    هم در آخرت جواب گو باید باشند . مادر فرزندانی که در طول روز چندین بار میبننش .

    مادری که در یک محل زندگی میکند و فرزندانش را در آقوش زن دیگری میبیند چه حالی بهش دست میدهد.

    من واگذار میکنم بخدا .خدا خودش میداندو بنده اش .

    با ناراحتی من از دست من بجز خود خوری چیزی بر نخواهد آمد .



  18. 6 کاربر از پست مفید پدربزرگ تشکرکرده اند .

    پدربزرگ (سه شنبه 07 آذر 91)

  19. #20
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 26 مهر 97 [ 09:20]
    تاریخ عضویت
    1390-5-27
    نوشته ها
    1,398
    امتیاز
    13,057
    سطح
    74
    Points: 13,057, Level: 74
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 193
    Overall activity: 11.0%
    دستاوردها:
    Social1000 Experience PointsVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    8,610

    تشکرشده 8,998 در 1,493 پست

    Rep Power
    157
    Array

    RE: اين عشق است يا خيانت

    سلام پدربزرگ خوب تالار

    نبینیم پدرجان ما رو کسی اذیت کرده باشه!!!! وگرنه با نوه هاش طرفه

    مطمئن باشین توی این دنیا هر کسی آن درود عاقبت کار که کشت!

    اون آدم هم روزی به سزای این اشتباهش میرسه چون دست بالای دست بسیاره!

    اما چه خوب که خدا نخواست شما از همچین آدمی فرزندی داشته باشین!

    چه خوب که الان ازش جدا شدین و خدا راه زندگی شما رو از ایشون جدا کرد و بهتون زندگی جدیدی بخشید.

    زندگی ای که میتونه خیلی زیبا و شیرین بشه با تلاش های شما و همسرتون.

    بعد هم میگن شکست اصلا معنی نداره. همش تجربه است.

    با فکر کردن به آدم های حقیر قلب مهربونتون رو آزرده خاطر نکنین چون حیفه به خدا آدم وقتش و فکرش رو بهش

    اختصاص بده. بعد هم این دنیا همیشه ما رو بازی میده. همیشه فریبنده است و گاهی بیرحم.

    اما همونقدر که آدمهای بد داره ، آدمهای خوبی مثل خودتون داره که روحی بزرگ و قلبی بخشنده دارن که همه بدیا

    و سیاهی ها رو در روح بزرگشون حل می کنن.

    اینکه در گذشته چی ها بوده دیگه الان مهم نیست! چون توی حق خیلی از ما ها که اینجا هستیم جفاهای بزرگی

    شده اما مهم آینده خوبیه که پیش رومونه.

    انشالا که به حق آقا ابا عبدالله و مهربانی و سخاوتش غم از دلتون زدوده بشه و شادی و آرامش قرین زندگیتون بشه

    راستی همسر فعلیتون رو خیلی دوست داشته باشین چون اون شما رو فقط برای خودتون میخواد و خدا رو به خاطر

    داشتنش ، به خاطر دوستان خوبتون و همه لطف هاش شکر کنین.

    به قول بچه ها ببخشین و بگذرین تا روحتون به آرامش برسه.




  20. 8 کاربر از پست مفید bahar.shadi تشکرکرده اند .

    bahar.shadi (دوشنبه 06 آذر 91)


 
صفحه 2 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 9
    آخرين نوشته: چهارشنبه 14 تیر 96, 19:57
  2. استفاده از سایت همسریابی برای آشنایی و ازدواج درست هست
    توسط شمیم بهار در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 18
    آخرين نوشته: پنجشنبه 14 فروردین 93, 17:30
  3. پاسخ ها: 37
    آخرين نوشته: چهارشنبه 13 فروردین 93, 16:14
  4. پاسخ ها: 14
    آخرين نوشته: سه شنبه 28 شهریور 91, 23:34
  5. پسری که دنبال تصاویر جنسی تو نت هست ممکنه مشکل درست کنه برای اطرافیانش؟
    توسط بهار.زندگی در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 14
    آخرين نوشته: جمعه 12 اسفند 90, 15:20

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 06:35 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.