ببینید برای رهایی از هر رابطه ای باید یه تنفس گذاشت و بعد وارد رابطه بعدی شد.
شما میگید علاقه ای به نامزدم نداشتم. خوب دیگه گذشته این حرف رو تکرار نکنید.
مشکل ایشون اینه که بیکاره
مرد نباید بیکار بمونه همیشه میگم خود من مهم نیست که مهندس کامپیوترم اما اگه لازم باشه به عنوان کارگر ساختمونی هم میرم و کار میکنم.
خواهر من هم مشکلش شبیه مشکل شما بود.
چندین جلسه با خودش و شوهرش حرف زدم تا اینکه دعواها تموم شد. البته خواهر من عروسی کرده و دوتا هم دختر دارن اما شوهرش دوساله که بیکاره و برای خرجای عادی خونه هم چشمشون به دست دیگرانه. اما شوهرش چون مهندس عمرانه جز کار اداری و پشت میز حاضر نیست کار دیگه ای انجام بده.
بگذریم.
تا ایشون کار نداشته باشن، انتظار بیشتری نباید ازشون داشته باشید. خانواده ایشون هم تا یه حدی که خودشون بخوان لطف میکنن و کمکش میدن اما بیشتر از اون نه وظیفشونه و نه باید انتظاری ازشون داشته باشید








علاقه مندی ها (Bookmarks)