دانشگاه، کار، و هر جای دیگه صرفا برای ورود آرامش به زندگی ما داخل زندگیمون میشن.
اگر میبینید توانایی ایستادگی ندارید، نرو سر کار، نرو دانشگاه.
نه تو زندگی متاهلیت رو آسون بدست آوردی و نه همسرت وجودش و عشقش و زندگیش رو از سر راه آورده!
وقتی خیلی محکم با خودت صحبت کردی که یا این آقا رو نمیبینی و بهش اهمیت نمیدی (حتی اگه جلو چشمم رگ دستش رو بزنه) و یا اینکه کار و دانشگاه و ... تعطیل، اون موقع میتونی یه تصمیم محکم بگیری.
من نمیدونم چطور یه آقا به خودش اجازه میده با زندگی یه تازه عروس اینطوری بازی کنه؟ این اتفاق برا همسر خودش در آینده بیافته خوشحال میشه؟
عجب!!!!
درضمن عزیزم، خواستگارانی که بعد از ازدواجت!! میان بهت چنین حرفهایی میزنن، خواستگار نیستن. پسرهای لوس ننری هستن که احساس میکنن یه اسباب بازی از بین اسباب بازی هاشون کم شده و برا همین یه دفعه دلشون هواش رو میکنه.
خیلی ها هم برای این میان جلو که میدونن تو دیگه دختر نیستی. دنبال اینن که نرمت کنن و باهات مراوده کنن و ..... خلاصه که کیف و حال خودشون رو بکنن....
تو این زندگی هر کسی اول باید مشکلات خودش رو حل کنه. شمایی که بلد نیستی بدون دخالت احساسات و یا حس ترحم یا .... بهش کمک کنی، پس کمک کردن تعطیل. بچست به زندگی خودت تا خرابش نکردی.
اون آقا هم باید عرضه داشته باشه و به خودش کمک کنه.








، قلبی،....)خارج از چارچوب که تعهد من رو به عنوان همسر تهدید میکنه، ممنوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)