باسلام من بعد ازمطالعه وبررسی جوانب به نتیجه رسیدم.لازم دونستم از دوستان به خصوص مدیرهمدردی کتبا تشکر کنم .نظراتتون در گرفتن تصمیم صحیح خیلی موثر بود
اومدن این تصمیم برمیگرده به چند عامل1.با شروع فصل پاییز دقیقا (مثل بهار زندگی با تاپیک تنهایی و دلگیری فصل پاییز روبا ...... پر کنم یا نه )منم با وجود شباهتهای زیاد روحی با ایشون حتی با داشتن دلایل بسیار مبنی بر غلط بودن اصل موضوع باز تصمیم گرفتم با توجه به زمان محدود برای نتیجه گیری (مثبت یا منفی)یک بار برای همیشه روی این موضوع دقیق فکر کنم.2باز همون طور که گفتم لازم داشتم همه اون افکاری که با اونها درگیر بودم در مورد این موضوع رو با دوستانم در میون بزارم..3لازم بود به ضعفها وتوانمندیهای خودم دقیقتر نگاه کنم .و نیم نگاهی هم به دید عموم نسبت به اینموضوع داشته باشم.......................................... .................................................. .ونتیجه اینکه
با داشتن خدای با این عظمت هیچکس در این دنیا تنها نیست وتنها هم نخواهد ماند.
بعد از خدا تنها کسی که میتونه به دیگری کمک کنه خود شخصه که لازمه هر چیزی رو که دنبالش میگرده در وجود خودش پیدا کنه وکسی نمیتونه درمان ضعفهاو خلاهای من باشه حتی فرزندانم.و لازمه رسیدن به این بلوغ فکری صرفا کار وتمرکز روی توانایی های شخصیه.واز اونجا که نقاش هستم خدا این ابزار رو به من داده که به دنیا از زاویه زیبایی هاش نگاه کنم.
معتقدم زندگی بسیار زیباست وفرصتی تکرارنشدنی پر از نادیده ها نا شنیده ها.حیفه ادم اسیر پروسه تکرار بشه و این شامل به دنیا اوردن فرزندان زیاد هم هست.
متوجه شدم اگه عشق زیادی به بچه ها دارم میتونم نثار بچه هایی کنم که از داشتن پدر ومادر محرومندوبا دعوت انسانهای بی مسئولیت به این دنیا پا گذاشتند.
واینکه معتقدم ما فقط پدران ومادران فرزندان خود نیستیم .ما مسئول تولد هر فکر وکلام خود هستیم .ای کاش همانطور که برای به دنیا امدن یا نیامدن فرزند تمام جوانب را میسنجیم کمی هم برای تولد افکار منفی اعمال ناشایست که در این دنیا میمانند وبزرگ میشوند وروزی تکثیر میشوند بیشتر بیندیشیم.
واینکه تمام انرپیم صرف همسر و بچه هام کنم (که میدونم فرزندانی که عشق میگیرند راه دادنش رو هم خواهند اموخت)
وبازعشق ودیگر هیچ









علاقه مندی ها (Bookmarks)