دوستان دیشب نشستم که با همسرم حرف بزنم و راه چاره ای پیدا کنم بهش گفتم خسته شدم از این وضعیت تو داری راه خودتو میری منم راه خودمو خوب منم به عنوان یک ادم نیازهای عاطفی و روحی دارم دوست دارم بدونم برای کسی مهم هستم حمایت یه مرد حس کنم بهم گفت دست ننه ام درد نکنه با این عروس اوردنش دیگه چی میخوای یه شاهزاده با اسب سفید بالدار! منم دیگه چیزی نگفتم الان مدتی همه اش خون دماغ میشم دکت بهم گفت مال اعصابت مگه من چند سالمه یا چی کم دارم تا فهمید میخوام تحصیلمو ادامه بدم اشوب به پا کرد با یه وکیل تلفنی حرف زدم میگه اگر تو دادخواست بدی چیزی بهت تعلق نمیگیره و به محضی که باز دستشو روت بلند کرد برو نامه بگیر ایا واقعا طلاق چاره سازه منه؟ کی جوابگوی جوونی سوخته شده منه؟یقه کی بگیرم پدرم؟ یا خانواده اون که نمیفهمند پسرشون مشگل داره نصف شبهت گوشی من چک میکنه تلفن پرینت میگیره ار اژانس محل مدام میپرسه من کجاها میرم با کیا هستم و.... خسته شدم میخوام خودمو خلاص کنم از همه چی همه چی دردش لحظه ای اما ارامشش همیشگی






. اما نا امید نباش .
علاقه مندی ها (Bookmarks)