سلام امید عزیزنوشته اصلی توسط omid65
حست کاملا قابل درکه و کسی قرار نیست بخاطر اینکه تاپیک زدی بهت بگه چرا باز شروع کردی.
به حالی که تو پیدا کردی میگن حال سرگشتگی و برزخ روحی.
همونطور که خودت گفتی دنبال یک عامل بیرونی برای کسب آرامش (نظیر ازدواج کردن و ... ) هستی
تا به آرامش برسی. اما آرامش و شادی 2 چیزی هستن که تنها از درون ما نشات میگیرن!
اگر نتونی این عوامل رو درونی کنی ، شادی و آرامشت در گرو عوامل بیرونیه و همونطور که وجودش
باعث شادی و آرامشت میشه عدم وجودش باعث افسردگی و ناراحتیت میشه و تو این دو سرمایه مهم
رو به یک شرایط بیرونی ناپایدار و فانی گره زدی که هر لحظه در حال تغییره.
به قول جناب حافظ :
فی الجمله اعتماد مکن بر ثبات دهر .... کاین کارخانه ای است که تغییر می کند
پس دنبال درونی کردنش با! روحت بیمار شده! گرفتارش کردی. حسابی کسل شده و الان فصل تغییره.
این تغییر رو فقط باید خودت بوجود بیاری! وقتی تو دلت به حال خودت نسوزه و برای خودت کاری نکنی و
دائم دنبال نیروی محرکه خارجی باشی چطور توقع داری حالت خوب بشه یا دیگران به فکر تو باشن؟
افسردگی و ناامیدی دام شیطونه و تو با عکس العمل نشون ندادن در برابرش اون رو مهمون خونه
دلت کردی. با رکودت روحت رو گرفتار کردی تو زندان تنت.
روح که کسل بشه باورها روز به روز کمرنگ تر میشن و کمرنگی باورها ضعف ایمان رو به همراه داره.
شرایط اطرافت مساعد نیست قبول اما تو باید چنان این باورها رو قوی کنی و خودجوش بشی که طوفان
هم بپا بشه تو نلرزی و کم نیاری.
واسه افزایش ایمانت به خودت رجوع کن. با خودت خلوت کن! یک خلوت خوب به دور از همه کاستی ها
و مشکلات اطرافت. درست مثل یک معتکف! ببین با امید چه کردی؟ چطور باهاش رفتار کردی؟ با خودت
صادق باش. روزها و شب های خوبی پیش روته واسه زلال کردن روحت. واسه پیدا کردن خودت.
خودت رو پیدا کن. با خدمت کردن در محضر امام مظلوم شروع کن. خودش راه رو نشونت میده.
ایمان همینجا در درونته. فقط یکم روش گرد و غبار نشسته و راه زدودن این گرد و غبار تفکر ، خلوت با
خودت ، عزم راسخ بعد از تفکر برای تحول و در نهایت یاری گرفتن از خداست.
خونه دلت رو دریاب و سرچشمه آرامش واقعی رو پیدا کن. بیافت توی مسیر مطمئن باش همه چیز رو
بدست میاری. لازم نیست چیزی سرکوب بشه فقط باید کنترل باشه با جایگزین مناسب تا وقتش برسه.
خیلی طولانی شد اما خودت کلید حل معمایی. اگر حس کردی داری گم میشی توی راه باز کمک بگیر.
به این شعر جناب حافظ هم خوب فکر کن. حافظ هم میگه دنبال آرامش بیرونی نباش! گوهری که به
دنبالشی در درونته.
موفق باشی
سالها دل طلب جام جم از ما میکرد .......... وان چه خود داشت ز بیگانه تمنا میکرد
گوهری کز صدف کون و مکان بیرون است ....... طلب از گمشدگان لب دریا میکرد
مشکل خویش بر پیر مغان بردم دوش ............ گو به تایید نظر حل معما میکرد
دیدمش خرم و خندان قدح باده به دست ........ و اندر آن آینه صد گونه تماشا میکرد
گفتم این جام جهان بین به تو کی داد حکیم .... گفت آن روز که این گنبد مینا میکرد
بی دلی در همه احوال خدا با او بود .............. او نمیدیدش و از دور خدایا میکرد







علاقه مندی ها (Bookmarks)