نمیدونم من خیلی کوچکترم که نظر بدم. منظورم از نظر سنیه که تازه وارد دهه ی بیست شدم نه عقلی.
به نظر من وعده ی خدا راسته. وقتی میگه ازدواج کن من بهت میرسونم، نمیذارم لنگ بمونی راست میگه، نمیخواد الکی بگه که بهت اعتماد به نفس بده، داره راستش رو میگه
اینو توی پست یه بنده خدایی نوشتم و کلی مورد مثال زدم که با شرایط مالی پایین و متوسط به خوبی و خوشی ازدواج کردن و الان کلی خوشبختند و وضع مالیشون هم خوبه شکر خدا. چند مورد هم توی ذهنم داشتم که از اول پسر میلیونر بود و الان هم هست ولی خوشبخت نیستند که البته اینا رو نگفتم. آخرش دیدم یکی از کارشناسا برای اون بنده خدا نوشته( با واقعیات جامعه زندگی کنید، نه با حدیث و روایت)
نظر من شاید کارشناسی نباشه ولی به نظرم خدا، احادیث، روایات همه واقعیتند همشون واقعیت جامعه ان که میشه بهش تکیه کرد. حرف خدا واقعیه، سنده.
البته منم معتقدم یه پسر بیکار بدون پس انداز بهتره اول کار پیدا کنه و بعد ازدواج کنه اما اون کیس هم کار داشت هم ماشین هم مختصر پس انداز، پس چرا مردمو ناامید میکنین؟ چرا انقدر ازدواجها رو برای جوونا سخت تشریح میکنین؟
اینو دلم میخواد داد بزنم: من یه دخترم، در دانشگاه و محل کار یه عالمه دختر میبینم که دوست دارن ازدواج کنن و با شرایط متوسط مالی خودشون زندگیشونو بسازند اما تا وقتی این پسرا به خاطر شرایط مالی متوسطشون جلو نمیان این دخترا چیکار کنن؟
ببخشید آقا امید تایپیک شما درباره ی ارتباط با خدا بود، اما وقتی میبینم ریشه ی همه ی معضلات ازدواجه بهم میریزم. به خدا باید اعتماد کرد تا ایمانت قوی بشه
پیامبر اکرم: به کسی غیر از خدا تکیه نکن که خداوند تو را به همان واگذارد








علاقه مندی ها (Bookmarks)