به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 19 , از مجموع 19
  1. #11
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 28 دی 91 [ 12:59]
    تاریخ عضویت
    1391-8-16
    نوشته ها
    17
    امتیاز
    276
    سطح
    5
    Points: 276, Level: 5
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 24
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered250 Experience Points
    تشکرها
    49

    تشکرشده 50 در 16 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: مرحم دردم باشيد...

    سلام.
    bahar.shadi ممنونم ازتون.
    من ناگهاني قطع كردم چون واقعا در توانم نبود كم كم قطع كردن رابطه، و مطمئن هستم اگه ميخواستم كم كم قطع كنم به خاطر اون وابستگي و علاقه نميتونستم.
    ميدونين، من يه اخلاق دارم كه هر كاري بخوام انجام بدم كلي بهش فكر ميكنم و از تمام زوايا بهش نگاه ميكنم، مثل همين مورد، اما جالبه برام كه تا حالا به اين حرفاي شما فكر نكرده بودم... واقعا حرفاتون جالب بودن... البته همچينم سنم پايين و خام نيستم، با چت آشنا نشده بوديم، يه واسطه بينمون بود، اما واقعا حرفاتون درست بودن... حرفايي كه هيچ وقت بهش فكر نكرده بودم...

  2. #12
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    8,092
    امتیاز
    169,059
    سطح
    100
    Points: 169,059, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    4
    تشکرها
    27,744

    تشکرشده 36,137 در 7,447 پست

    Rep Power
    1105
    Array

    RE: مرحم دردم باشيد...

    m4169k گرامی

    به تالار همدردی خوش آمدی


    روزهای سختی را می گذرانی ،میشه درک کرد ، رنج قطع وابستگی ، رهایی از خاطرات خوش و ......


    قطع یکباره شما کار درستی بوده و عاقلانه .

    سعی کنید این عقلانیت را از این به بعد نیز با عدم ورود به این روابط به کار بگیرید . چون اگر آسیب دیدن خودتان برایتان مهم نیست ، آسیب دیدن طرفی که وابسته شما می شود باید مهم باشد .

    ابتدا یک دوستی ساده به نظر میاد اما کششهای طبیعی ، عواطف و احساسات طبیعی ، رنگ دیگری به آن می بخشد و رویا پردازیهای عمیق و عاشقانه پیش میاد ، جایی که سالم نگریها این عشق را به ازدواج بخواهد بکشاند، با این امید و بدون احتساب احتمالات ، رمانتیک بازیها و رویاهای دوران همسری و حرفها و لحظات عاشقانه را وسیع تر و عمیق تر می کند و وابستگی عمیقی پیش میآورد و .... اما بعد.... وقتی وقت اقدام رسمی را مناسب دیدند مواجه می شوند با اینکه فقط عشق دوطرف و خواست دوطرف کافی نیست برای ازدواج ، شرایط میاد وسط ، خانواده ها میان وسط و ...... تازه بگذریم از تحریف شناختی که اگر ازدواج صورت گیرد خود را نشان می دهد و ....... خلاصه عوامل دیگر مانع ازدواج می شود و می مانند دونفر وابسته و .... که باید قطع ارتباط کنند و .... عجب دردی باید تحمل کنند اگر بتوانند و ...... و خاطراتی که ممکنه بعدها در زندگی مشترکشان با دیگری مرتب مداخله کند ،بخصوص وقت مقایسه ها ....

    این است که همدردی تأکید دارد که وارد این رابطه ها نشوید . و به قصد ازدواج با رسمیت و برقراری ارتباط بین دوخانواده و زیر نظر آنها در ارتباط قرار بگیرد با یک بازه زمانی مشخص که معمولاً طولانی هم نخواهد شد ، و حتی الامکان از یک مشاور خانواده کمک گرفته شود و در این ارتباط نیز اصلاً وارد فاز احساسات نشوید و جدی و قاطع و رسمی فقط بررسی ویزگیها و معیارها و سنجش میزان سنخیت در میان باشد..... و خانواده ها با تعامل با یکدیگر به شناخت از هم برسند و ... نهایتاً نتیجه مثبت یا منفی برای ازدواج .

    اما لذت مستانه این روابط از نظر احساسی و عاطفی و بعضی وقتها هم جنسی ، کار را به این روابط اغلب پنهان و عاطفی و ... آسیب زا می کشاند که اگر ازدواج نشود درد قطع وابستگی و عوارض بعدی را دارد و اگر بشود بعد از آن اغلب اختلافات ناشی از توقعات و انتظارات رمانتیک و .... و انحصار طلبیها و شکاک شدنها و یا روبرو شدن با ویژگیهای ناپذیرفته ای که در دوران خوش دوستی ، یا ندیدند یا از شدت احساسات و عواطف نادیده گرفته اند و .....

    خود بخوان حدیث مفصل عواقب غالب این روابط .



    .

  3. 4 کاربر از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده اند .

    فرشته مهربان (یکشنبه 21 آبان 91)

  4. #13
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 28 دی 91 [ 12:59]
    تاریخ عضویت
    1391-8-16
    نوشته ها
    17
    امتیاز
    276
    سطح
    5
    Points: 276, Level: 5
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 24
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered250 Experience Points
    تشکرها
    49

    تشکرشده 50 در 16 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: مرحم دردم باشيد...

    سلام.
    آره، نظر خودم همين بوده...
    ممنونم به خاطر راهنمايي هاي خوبتون، حتما راهنمايي هاتون رو به كار مي گيرم...
    خيلي خوشحالم كه اومدم اينجا، چيزايي رو فهميدم كه تا حالا اصلا بهش توجه نكرده بودم، ممنونم از همه...

  5. 2 کاربر از پست مفید m4169k تشکرکرده اند .

    m4169k (پنجشنبه 18 آبان 91)

  6. #14
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 26 مهر 97 [ 09:20]
    تاریخ عضویت
    1390-5-27
    نوشته ها
    1,398
    امتیاز
    13,057
    سطح
    74
    Points: 13,057, Level: 74
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 193
    Overall activity: 11.0%
    دستاوردها:
    Social1000 Experience PointsVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    8,610

    تشکرشده 8,998 در 1,493 پست

    Rep Power
    157
    Array

    RE: مرحم دردم باشيد...

    نقل قول نوشته اصلی توسط m4169k
    bahar.shadi ممنونم ازتون.
    من ناگهاني قطع كردم چون واقعا در توانم نبود كم كم قطع كردن رابطه، و مطمئن هستم اگه ميخواستم كم كم قطع كنم به خاطر اون وابستگي و علاقه نميتونستم.
    برادر گرامی

    گویا اشتباه متوجه این قسمت از حرف من شدین!

    من نگفتم کم کم قظع ارتباط باید می کردین! بلکه گفتم با یک توضیح منطقی و خداحافظی همه

    چیز رو به یکباره برای همیشه تمام می کردین که بفهمه دلایل شما برای قطع ارتباط به نفع هر

    2 نفر شماست و البته هرچی بوده گذشته.

    پس احیانا اشتباه فکر نکنین منظور من قطع ارتباط تدریجی بوده! قطع ارتباط باید یکباره

    باشه اما برای اینکه با احساس طرف مقابل به عنوان یک انسان بازی نشه گفتم باید قبلش

    یک توضیح می دادین اما حالا که تمام شده دیگه باید فقط به آینده فکر کنین و همونطور که

    فرشته جان هم گفتن قطع ارتباط کاملا تصمیم درستیه!

    انشالا که از این به بعد به زندگی جدی تر نگاه کنین و عاقلانه تر تصمیم بگیرین.

    موفق باشین.



  7. 2 کاربر از پست مفید bahar.shadi تشکرکرده اند .

    bahar.shadi (دوشنبه 22 آبان 91)

  8. #15
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 21 اردیبهشت 93 [ 10:46]
    تاریخ عضویت
    1391-8-12
    نوشته ها
    283
    امتیاز
    1,981
    سطح
    26
    Points: 1,981, Level: 26
    Level completed: 81%, Points required for next Level: 19
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    439

    تشکرشده 527 در 189 پست

    Rep Power
    42
    Array

    RE: 4 سال ارتباط، مخالفت پدرش برای ازدواج، قطع ارتباط و اکنون درد و رنج ، مرحم دردم باشيد

    سلام
    خوشحالم که به این رابطه پایان دادید
    من خودم گسی هستم که با کسی از استان دیگه ازدواج کردم و چون شوهرم اومدم به شهر ما همیشه ازم طلب داره و منم تک دختر بودم و نمی تونستم جدا شم . دوستان درست می گن شما تو فانتزی ذهنتون بودید . من چون تجربه اش رو دارم می گم منم شوهرم رو تنها 3 بار دیده بودم . و بعد فهمیدم چه فرق هایی بین پشت تلفن بدن و زیر یک سقف بودن هست .
    ناراحت نباش . کار درستی انجام دادی. اون دختر هم فراموش می نه و مطمئن باش به زودی زود ازدواج می کنه و تو رو خیلی زودتر از اون چیزی که فکر کنی فراموشت می کنه

  9. 2 کاربر از پست مفید sare jo0on تشکرکرده اند .

    sare jo0on (دوشنبه 22 آبان 91)

  10. #16
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 26 آبان 91 [ 09:39]
    تاریخ عضویت
    1390-11-19
    نوشته ها
    13
    امتیاز
    930
    سطح
    16
    Points: 930, Level: 16
    Level completed: 30%, Points required for next Level: 70
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered500 Experience Points
    تشکرها
    2

    تشکرشده 2 در 2 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: 4 سال ارتباط، مخالفت پدرش برای ازدواج، قطع ارتباط و اکنون درد و رنج ، مرحم دردم باشيد

    سلام - آیات صبر را از تو قرآن در بیار و بخوان و بگذار زمان خودش همه چیز حل کنه

  11. کاربر روبرو از پست مفید minay تشکرکرده است .

    minay (دوشنبه 22 آبان 91)

  12. #17
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 28 دی 91 [ 12:59]
    تاریخ عضویت
    1391-8-16
    نوشته ها
    17
    امتیاز
    276
    سطح
    5
    Points: 276, Level: 5
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 24
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered250 Experience Points
    تشکرها
    49

    تشکرشده 50 در 16 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: 4 سال ارتباط، مخالفت پدرش برای ازدواج، قطع ارتباط و اکنون درد و رنج ، مرحم دردم باشيد

    سلام.
    من نگفتم کم کم قظع ارتباط باید می کردین! بلکه گفتم با یک توضیح منطقی و خداحافظی همه

    چیز رو به یکباره برای همیشه تمام می کردین که بفهمه دلایل شما برای قطع ارتباط به نفع هر

    2 نفر شماست
    بله، حق با شماست، اين كارو كه انجام دادم، همون اواخر كه همش زنگ ميزد، من بهش ميگفتم كه فايده نداره، مخالفت پدرش رو ميگفتم، ناراضي بودن خونواده خودم، اينكه زندگي فقط رضايت دو طرف نيست، اينكه ما چشممون رو روي خيلي از واقعيات بسته بوديم و ... حتي اين جمله شما رو هم بهش گفتم كه اين به نفع هر دومونه... اما اون همش اصرار ميكرد و منم مقاومت!!! مقاومتي كه داشت از پا مينداختم... حتي يكي دو بار زير پام لرزيد و داشتم از تصميمم صرف نظر ميكردم، اما باز تحمل كردم... همه چيو گفته بودم بهش، اون مدام زنگ ميكرد و خواهش ميكرد، حتي وقتي ديدم از پسش بر نميام از خانوادم كمك خواستم، مثلا با يكي از زن داداشام كه خيلي صميميم صحبت كردم و خواستم ازش كه باهاش حرف بزنه و اين واقعيت ها رو بگه، اونم اين كارو كرد اما بازم با اصرار اون مواجه شد! منم ديگه دلمو سنگ كردم و به هيچيش توجه نكردم، جوابشو نميدادم، همش زنگ و اس ام اس ميزد، احساس ميكنم هر اس ام اسش يه سال از عمرم كم ميكرد وقتي ميخوندمش! خيلي روزاي بدي بود، خيلي، دلم داشت متركيد اما بايد مقاومت ميكردم... همش ميگفت تو رو حلالت نميكنم! ميگفت من در موردت اشتباه ميكردم و تو خيلي آدم بدي هستي و... كه اين حرفاش ديوونم ميكرد... منم بايد بغضمو تو گلوم نگه ميداشتم و تحمل ميكردم... نميدونين چي كشيدم اون مدت... البته انصافا خدا خيلي كمك كرد، خيلي، وقتي به خدا فكر ميكردم، آروم مي شدم، با اينكه سخت بود اما تونستم كاري رو انجام بدم كه حتي فكر كردن بهش هم برام غير ممكن بود...

    سلام
    خوشحالم که به این رابطه پایان دادید
    من خودم گسی هستم که با کسی از استان دیگه ازدواج کردم و چون شوهرم اومدم به شهر ما همیشه ازم طلب داره و منم تک دختر بودم و نمی تونستم جدا شم . دوستان درست می گن شما تو فانتزی ذهنتون بودید . من چون تجربه اش رو دارم می گم منم شوهرم رو تنها 3 بار دیده بودم . و بعد فهمیدم چه فرق هایی بین پشت تلفن بدن و زیر یک سقف بودن هست .
    ناراحت نباش . کار درستی انجام دادی. اون دختر هم فراموش می نه و مطمئن باش به زودی زود ازدواج می کنه و تو رو خیلی زودتر از اون چیزی که فکر کنی فراموشت می کنه
    ممنونم به خاطر حرفاتون، آره، منم به همين نتيجه رسيدم كه زير يك سقف بودن با تموم اون تفكرات و تخيلات فرق ميكنه... اميدوارم اونم به همين نتيجه رسيده باشه...

    سلام.خیلی غم انگیزه ولی زندگی همینه.بهترین راه حل واسه شما اینه که خیلی سریع ی جایگزین پیدا کرده و ازدواج کنید. اون چیزهایی هم که یه جا دوراز دسترس گذاشتی نابود کن چون مثل آتش زیر خاکستره
    آره دوست من، روزگاره ديگه... خودمم تو همين فكر هستم، البته نه خيلي فوري، الان سه ماهي گذشته كه به نسبت زمان خوبي بوده،‌چون ازدواجي كه فوري و به اون دليل شكل بگيره مشكل دار ميشه، بايد يه مدت بگذره تا اون جريان يه كم اون داغيشو از دست بده تا ازدواج بعدش مطلقا به خاطر اون نباشه...
    آره، اما باورت ميشه ميترسم برم سمتشون!!! اما بايد اين كارو بكنم زودتر... ممنونم...

    سلام - آیات صبر را از تو قرآن در بیار و بخوان و بگذار زمان خودش همه چیز حل کن
    ممنون، حتما اين كارو انجام ميدم، البته قرآن رو ميخونم هميشه، اما به گفته شما عمل مي كنم و واسه اين مدتم آيات صبر رو ميخونم...

    يه چيز ديگه، همون جور كه گفتم من اون اواخر خيلي اتفاقي به يه مشاور برخوردم،كارش عالي بود، با همه مشاورا فرق ميكرد چون چيزايي ازش ديده بودم كه مطمئن بودم كس ديگه از پسش بر نميومد، وقتي باهاش حرف ميزدم، ميشد بابام، ميشد داداشم، ميشد همه كسم!!! هنوزم باهاش در ارتباطم... از اون كمك خواستيم اون اواخر كه به هم برسيم، با اون خانم هم در ارتباط بود، بعد كه قطع كردم، گفت من خودم به همين نتيجه رسيده بودم، ميدونستم اين رابطه به سرانجام نميرسه، اما به خاطر دل شما سعي خودم رو ميكردم... بعد از قطع شدن هم ازش خواستم به اون خانم كمك كنه و اونم گفت خاطرت جمع، نميذارم اون آسيب ببينه و كاري ميكنم كه خودشم به اين نتيجه برسه، به همين خاطر يه كم خيالم از اون طرفم راحت بود...
    اميد به خدا... ميدونم خدا كمك ميكنه، چون به قول همون مشاور، چون كاري كردم كه دو تا خانواده راضي و خوشحال شدن كه مهم تر از همه باباي اون و مامان من بودن، خدا هم كمك ميكنه...

  13. 2 کاربر از پست مفید m4169k تشکرکرده اند .

    m4169k (دوشنبه 22 آبان 91)

  14. #18
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 22 دی 91 [ 20:20]
    تاریخ عضویت
    1391-5-17
    نوشته ها
    25
    امتیاز
    491
    سطح
    9
    Points: 491, Level: 9
    Level completed: 82%, Points required for next Level: 9
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered250 Experience Points
    تشکرها
    34

    تشکرشده 33 در 20 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: 4 سال ارتباط، مخالفت پدرش برای ازدواج، قطع ارتباط و اکنون درد و رنج ، مرحم دردم باشيد

    سلام
    امیدوارم که زودتر فراموشش کنی واینکه میتونی فراموشش کنی درصورت اینکه خودت این و بخوایی یعنی هیچ رابطه ای دیگه وجود نداشته باشه حتی یه اس.دوست عزیز این و میدونم الان اون دختر درچه شرایطی هس واگر شما تصمیم خودتون و گرفتین دیگه برنگردین و موجب عذاب اون باشین و زجرش بدین واینکه چرا موافق نبوده با باباش صحبت کنید؟؟؟
    شاید دوست داشته ازدواج کنه و عذاب نکشه بعد مجبور باشه شما رو فراموش کنه پس اون هم قبو.ل کرده که به شما نمیرسه درسته؟؟؟؟
    برا همین نمیزاشته با باباش صحبت کنید.بزار راحت فراموشت کن برنگرد.موفق باشید دوست عزیز

  15. کاربر روبرو از پست مفید maryam70 تشکرکرده است .

    maryam70 (سه شنبه 23 آبان 91)

  16. #19
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 28 دی 91 [ 12:59]
    تاریخ عضویت
    1391-8-16
    نوشته ها
    17
    امتیاز
    276
    سطح
    5
    Points: 276, Level: 5
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 24
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered250 Experience Points
    تشکرها
    49

    تشکرشده 50 در 16 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: 4 سال ارتباط، مخالفت پدرش برای ازدواج، قطع ارتباط و اکنون درد و رنج ، مرحم دردم باشيد

    [align=justify]
    سلام
    امیدوارم که زودتر فراموشش کنی واینکه میتونی فراموشش کنی درصورت اینکه خودت این و بخوایی یعنی هیچ رابطه ای دیگه وجود نداشته باشه حتی یه اس.دوست عزیز این و میدونم الان اون دختر درچه شرایطی هس واگر شما تصمیم خودتون و گرفتین دیگه برنگردین و موجب عذاب اون باشین و زجرش بدین واینکه چرا موافق نبوده با باباش صحبت کنید؟؟؟
    شاید دوست داشته ازدواج کنه و عذاب نکشه بعد مجبور باشه شما رو فراموش کنه پس اون هم قبو.ل کرده که به شما نمیرسه درسته؟؟؟؟
    برا همین نمیزاشته با باباش صحبت کنید.بزار راحت فراموشت کن برنگرد.موفق باشید دوست عزیز
    سلام.
    ممنونم كه به پستم سر زدين.
    من هيچ رابطه اي باهاش ندارم، حتي اون تا مدتها اس ام اس ميزد اما من اصلا جواب نميدادم بهش...
    نه،دليل اينكه نميذاشت كه با باباش حرف بزنم يه سري مراعات هاش بود، بعضي وقتها بهش ميگفتم برو رك و راست با بابات حرف بزن، ميگفت نه، من روم نميشه، اصلا زشته من برم در اين جور موارد حرف بزنم، ميگفتم چاره اي نداريم، بايد بريو حرف دلتو بزني، اما ميگفت نه، ميگفتم جريان ما ديگه يه جريان عادي نيست كه بخواي مثل همه برخورد كني، بايد خودمون بريم جلو، قبول نميكرد، من چند بار جلوي خانوادم با احترام واستادم و حرف دلمو زدم اما اون اينكارو نميكرد، ميگفت بابام غصه ميخوره و اينجور حرفا، آخه يه بار كه يه كم بحث ما اومده بوده وسط، باباش حالشون بد شده، بهش ميگفتم چاري اي نداريم، تا كي ميخوايم اينجوري باشيم، برو و در كمال احترام و خوبي، بگو كه چي ميخواي، اما بازم جوابش نه بود، بعد من رفتم 2 روز شهرشون كه ببينميش، قبلش بهش گفتم من اين دفعه بيام ميخوام باباتو ببينمو خودم باهاشون حرف بزنم، اما بازم قبول نكرد، هر چي اصرار كردم ميگفت نه...
    در مورد برگشتن من هم ديگه راهي وجود نداره و ديگه بر نميگردم.
    خيلي وقتا دلم ميگيره و همش يه فكر ميومد سراغم كه اس ام اس بدم، اما مقاومت ميكردم، از روزي هم كه اومدم اينجا و بچه هاي گل اينجا كمك كردن و ميكنن، ديگه حالم بهتر شده و دلم كمتر ميگيره و فكر اس ام اس دادن و اينجور چيزا نمياد سراغم و واقعا آروم شدم، واقعا ممنونم از همه...[/align]

  17. کاربر روبرو از پست مفید m4169k تشکرکرده است .

    m4169k (دوشنبه 27 آذر 91)


 
صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 21:05 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.