سلام وای از دست این مردا
از نظر من مردا مثل بچه ها میمونن احتیاج به تربیت دارن نه تربیتی که خدایی نکرده با دعوا و کتک کاری باشه تربیتی با سیاست.برادر شوهر منم اینجوریه البته قبلنا.واسه عالم و آدم خیرو برکت ه ولی زنشو دق مرگ کرد تا درست شد. شوهر منم اینجوریه واسه عالمو آدم خیرو برکته ولی دق منو درآورده البته عصبی نیست یه کم بی تفاوته از این حرفا گذشته وقتی از جاریم پرسیدم چطور با شوهرش کنار اومده میگفت تا دو سال همش سره کوچکترین چیزی دعوای شدید راه مینداخته و اگه کسی از خانوادش حرفی میزدن از ترس دعوا جرات نداشته حرف بزنه.وقتی اینو گفت تو دلم گفتم چه آدمه ساده ای چرا این همه زورو تحمل کرده .فکر کردم که مردا اگه جلوشون کوتاه بیای پررو میشن حال چطور این پررو نشده هیچ حالا شده موم تو دستای زنش.باور کن با اون وضع جاریم جرات نداشته حتی قهر کنه چون میدونسته که شوهرش دیگه صد سال دنبالش نمیره.میدونی دلیله موم شدنش چی بوده فقط قلق.
هر اخلاق بدی مثله یه مرضه باید بلد باشی چه دارویی واسش استفاده کنی.شوهر شما عصبیه چون مرضش از نوع اعصابه.یعنی با تنش های عصبی مرضش عود میکنه پس درمان شوهر شما آرامشه یک ماه تمرین کن نه که زور بشنوی سیاست به خرج بده و کاری که دوست داری رو انجام بده مثلا اگه میخوای بری خرید نگو پاشو حتما باید باهم بیای خرید این تنش در وجودش ایجاد میکنه و میشه دعوا بلکه باید بگی شما سلیقت خوبه میشه بیای باهم خرید که بتونم از نظرت استفاده کنم.
منم یه خورده خلو چل بودمولی با رفتار خونسردانه شوهرم تا حدی تونستم به اعصاب خودم مسلط بشم.
موفق باشی







ولی با رفتار خونسردانه شوهرم تا حدی تونستم به اعصاب خودم مسلط بشم.

علاقه مندی ها (Bookmarks)