سلام بچه ها
ممنونم اما میدونید مشکل کجاست؟؟؟؟؟؟این که واقعا تنهام
دیگه به کی میتونم اعتماد کنم؟خسته شدم دیگه نه زنگ زدم نه اس چقدرباید بخاطر او گریه کنم؟؟؟؟
تموم اشکایی که براش ریختم و میخوام که بهم برگردونه به هر قیمتی که شده آدم تا این حد بی احساس و سنگ دل؟مگه من اسبابازی دست اونم؟حالم خوب نیست چندروزه که همش دارم اشک میریزم از خونه بیرون نمیرم برا چی باید من و اذیت کنه؟
مگه من چه بدی بهش کردم؟
unknownGirl خودم هم همش تو فکر این بودم که با یکی دوست شم که با محبت های اون فراموشش کنم ولی اگه اونهم تنهام گذاشت؟اگه بدتر شد چی؟نمیدونم دق کردم همه فهمیدن حالم خوب نیست حتی بابام اما رو خودشون نمیارن دلم براش خیلی تنگه ولی نمیخوام برگردم میخوام فراموشش کنم.![]()










علاقه مندی ها (Bookmarks)