چیزی که باعث شد به خودم بیام این بود که داشتم با یه دوست مطلقه ام حرف می زدم؛ گله و شکایت می کرد که مردم به خاطر طلاقش که شرعی و قانونی هم بوده بد نگاش می کنن درصورتی که اونم می تونست مثه خیلی دخترای دیگه ( از جمله من!!!) دست به هر کاری بزنه اما عقد نکنه و درواقع پنهانی کارش رو انجام بده!!!
این حرف من رو از درون شکوند... غرورم یکجا له شد و باعث شد به خودم بیاد؛ مدام دوستم رو دعا می کنم که هم زندگیش رو به راه شه و هم این که باعث شد زندگی من وارد مسیر اصلیش بشه.
خدایا کمکم کن تو این راه بمونم...![]()







) دست به هر کاری بزنه اما عقد نکنه و درواقع پنهانی کارش رو انجام بده!!!

علاقه مندی ها (Bookmarks)