سلام عزیز دلم من میخوام یه چیزی بدونم و اون اینه که واقعا دلیل ازدواج شما با این آقا و نحوه آشناییتون چطور بوده؟
اینو حتما بگید.
در باره طلاق /عزیز دلم به گفته مدیر همدردی ما به خاطر حل خیلی مشکلات و شاید فرار از تنهایی تن به ازدواج هایی این چنینی میزنیم و بعد به خاط تحمل نکردن مشکلات بعد ازدواج به طلاق فکر میکنیم.اینو قبول کنید که شما وقتی دختری باکره وبا خصوصیات مناسب خود بودید چنین ازدواجی داشتید وحالا به این فکر کنید بعد از طلاق مساله گذشته +دردسر های بیوه بودن رو در پیش داری و حتما برای فرار کردن از اون مشکلات هم مجبور به تن دادن به ازدواج نامناسب تری خواهی شد و این داستان ادامه دارد.
1-تحت هیچ شرایطی تصمیم به مادر شدن نگیر چون فقط فشار بیشتر رو تو این شرایط برات فراهم میکنه.
2-مشکل شما آشتی کردن و یا قهر کردن و اینکه کی پا پیش بزاره نیست شما باید به این فکر کنید که بعد ا آشتی کردن چه رفتارهایی باید پیش بگیرید که مشکلاتتون با همسرت کم بشه نه این که آشتی کنید و بعد از چند روز و به طبع نشدن رفتار همسرت بازم قهر کنید و باز این داستان ادامه دارد.
3-حضور دائمی شما و همسرتون کنار هیچ فرصتی برای دل تنگ شدن و محبت نیست شما مدام کنار هم هستید و مدام به هم ایراد میگیرید مدام قهر و آشتی دارید و اینها کلی بیمیلی به هم ایجاد و در نتیجه راه کار فرار از یهمدیگرو پیش میگیرید.
توصیه های من به شما سعی کن در طول روز چند ساعتی از شوهرت دور باشی که حتی اگه ذره ای هم هست برای هم دل تنگ بشید.
وقتی دست به خود ارضایی میزنه شما به کمکش برید و اجازه بدید راحتر ارضا بشه که لذت حضور شما در مسائل جنسی رو درک کنه.
محبت همیشه خوبه و راه گشاست ولی حالتی که از حد خارج و افراطی بشه تبدیل به یه معذل میشه.
به خودتون و شخصیتتون احترام بزارید تا همسرتون به شما احترام بزاره.
ترس شما به عنوان نقطه ضعفی در دست همسر شماست .بهتر اینه که نقاط قوت خودتو به نمایش بگذارید تا روی شما حساب کنن نه به عنوان یک آدم ترسو به شما نگاه کنن.
[undefined=undefined]مشکلات یک روزه به وجود نیومده که یک روزه تموم شه اراده داشته باشید و در مقابله با مشکلات خستگی ناپذیر باشید.








علاقه مندی ها (Bookmarks)