سلام دوست عزیز
من توی صحبتهای شما بیشتر ترحم رو احساس میکنم تا عشق و علاقه
اصولا چرا فکر میکنید که خوشبختی در گرو ازدواجه؟؟
چرا فکر میکنید که خوشبختی و بدبختی یک انسان دست شما میتونه باشه؟؟
کسی که قبل از ازدواج خوشبخت نیست بعد از ازدواج هم نخواهد بود
ایشون باید خوشی خودش رو پیدا کنه و براش مبارزه کنه
یه نکته ای رو در نظر داشته باش اونم اینه که یک انسان اگه بتونه خودش رو خوشبخت کنه باید خیلی قوی باشه حالا بعدش و در کنار اون شاید بتونه دیگران رو هم خوشبخت کنه ولی شما که خودت افسرده ای خداییش چه جوری میخوای اون دختر رو (علی الخصوص با این شرایط خاص و تفاوت سنی و این حرفا که حتی قبل از ازدواج هم توی ذهنتون هست) خوشبخت کنید؟!؟
به نظر من حتی اگر که خونوادۀ شما موافقت کنن این ازدواج شانس خیلی کمی برای موفقیت داره
ازدواجی که با ترحم شروع میشه اغلب با نفرت تموم میشه ...
تنها کسی که میتونه به اون کمک کنه خودشه و بس و شما داری اونو از خودش دور میکنی و اینجوری باعث میشی که نتونه مشکلاتشو حل کنه و همیشه به یه احساس وابسته باشه ... بعدا اگه یه وقتی این احساس رو ازش پس بگیری اون نابود میشه ...
از قول یه دختر بخونید: اگر که دوستش دارید بذارید فکر کنه که دوستش ندارید و بره دنبال زندگیش و یه کاری برای خودش بکنه
تا وقتی که به عشق شما گیر باشه سعی ای برای بهبود روابط با خونواده ش نمیکنه








علاقه مندی ها (Bookmarks)