آه از این نفس و روزنه هایش
آه از این ابلیس و نفوذهایس
راه خیالم را در پیش گرفته ، به خودبینی
سودای تمجیدها و حق به جانبی ها ،
هرجا نتوانسته در واقعیت آنرا آفتم قرار دهد
از راه خیال وارد آمده.
وه که چه وقتها نمازم را آلوده به پراکندگی
حواس از این خیالات ساخته و چه وقتها که در
آخرین لحظات نماز ، هوشیاری آمده که،ای وای....
اما کرم تو را ببین که بسنده می کنی به همان
قلیل در هوشیاری و از آن کثیر در غفلت و حواس
پرتی می گذری .
فردا عرفه است و نجوای پاکباخته ترینهای
عالم بشریت با تو ، و ما و فرصتی تا شاید با
این همنوایی بتوانیم جرعه ای بنوشیم از شهد
گوارای عشق .... آیا بهره می یابیم ؟........
و بعد قربانگاه نفس را می توان با ذبح منیت
اعتبار بخشید ، نمیدانم آیا می شود؟ می توانم ؟
اینرا خوب می دانم که می خواهم و می طلبم
که نصیب گردانی ، که بی اراده تو هیچ
چیز ممکن نیست ،
و به امر تو هیچ ناممکنی نیست
از ما ،به اذن وقدرت تو، طلب
و از تو، به لطف و کرمت ،امید اجابت
.







پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)