مدیر همدردی عزیز و sara ajram مهربان از پاسختون واقعاً ممنونم
از راهنمائی خوبتون سپاسگزارم ، خودم هم به این نتیجه رسیده بودم و فقط منتظر بودم که دیگران هم تایید کنند تا به درستی کارم مطمئن بشم .
آقای سنگ تراشان خوب من رو شناختند ، در عین حال که فوق العائه منطقی هستم احساساتی هم هستم .
چون مطمئن شدم که سعید آدم غیر مستقل و به شدت تحت تاثیر مادرش هست شل شدم و کم کم کنار کشیدم
من روحیاتم با همچین انسانی سازگار نیست
ترجیح میدم طرف مقابلم امتیازات مالی و ظاهری نداشته باشه ولی اونقدر محکم و قاطع باشه و دیگران روش حساب کنند که بتونه یک تکیه گاه محکم توی زندگیم باشه
من واقعاً به این مسئله خیلی فکر کردم تا تصمیم گرفتم هر چند برام خیلی سخت بود، وقتی دیدم پسری 27 سالشه و شرایط ازدواج رو هم داره ولی خانوادش به انتخابش نه تنها اهمیتی نمیدن حتی به خودشون زحمت اومدن و یکبار برخورد و گفتگو رو نمیدن چه جایگاهی توی اون خونه داره ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
آیا این پسر واقعاً مستقل و خودساخته ست ؟
آیا کاری کرده که اعتبارشو از دست داده ؟؟؟؟؟؟/
یا خانواده این آقا چه جور تفکراتی دارن؟
مطمئن شدم که با هم خوشبخت نمیشیم حتی اگه ازدواجی هم صورت بگیره من تا آخر عمرم مدام باید از خانوادش می کشیدم و دیدم چیزی رو که میخوام بدست بیارم با چیزایی که میخوام از دست بدم قابل قیاس نیست و ارزششو نداره کنار کشیدم
برام دعا کنید تا همچنان مصمم بمونم و از خدا میخوام این آرامش رو از من نگیره .
باز هم ممنون دوستان از راهنمائی هاتون








علاقه مندی ها (Bookmarks)