به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 24
  1. #11
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 11 آبان 91 [ 18:52]
    تاریخ عضویت
    1391-7-12
    نوشته ها
    16
    امتیاز
    375
    سطح
    7
    Points: 375, Level: 7
    Level completed: 50%, Points required for next Level: 25
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered250 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 0 در 0 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: چطوری بهش بگم که باور کنه؟

    من هیچ وقت نذاشتم هیچ کس حتی پدر و مادرم از مشکلات زندگیمون با خبر شن حالا هم خیلی واسه قانونی شدنش اصراری ندارم و ضمنا معتقدم مشکلات خانوادگی رو باید تو خونه حل کرد بنابراین وقتی میریم قانونی اقدام می کنیم که ایشون هم مصمم باشه همینکه دیگه نبینمش یا بهم زنگ نزنه کافیه
    مساله اینجاس من الان یه هو بگم می خوام جدا شم پدر مادر ایشون نمی گن چی شده حالا من مادر خودمو تا حدی راضی کردم وگرنه قصد از مطرح کردن آزار و اذیت کسی نیست

  2. #12
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 25 دی 91 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1390-11-14
    نوشته ها
    548
    امتیاز
    1,860
    سطح
    25
    Points: 1,860, Level: 25
    Level completed: 60%, Points required for next Level: 40
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    1,833

    تشکرشده 1,864 در 493 پست

    Rep Power
    69
    Array

    RE: چطوری بهش بگم که باور کنه؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط sarah1360

    حالا هم خیلی واسه قانونی شدنش اصراری ندارم و ضمنا معتقدم مشکلات خانوادگی رو باید تو خونه حل کرد بنابراین وقتی میریم قانونی اقدام می کنیم که ایشون هم مصمم باشه [undefined=undefined]همینکه دیگه نبینمش یا بهم زنگ نزنه کافیه[/undefined]
    مساله اینجاس من الان یه هو بگم می خوام جدا شم [undefined=undefined]پدر مادر ایشون نمی گن چی شده [/undefined]حالا من مادر خودمو تا حدی راضی کردم وگرنه قصد از مطرح کردن آزار و اذیت کسی نیست
    1- شما که می گید خیلی کم می آد دیدن پدرتون و زنگ هم که سه چهار روزه نزده و ... دو ماه هم هست که هیچ ارتباط زناشویی نداشتید، خب پس خواسته شما خودبخود تامین هست دیگه.

    2- مسلما می پرسند که چی شده و چرا. به هر حال بی دلیل که نمی شه بگی طلاق می خوام. با دلیل موجه هم دادگاه به زور قبول می کنه.

    3- همسرتون داره روی تزش کار می کنه و ماههای آخر کارش هست. به نظر من انسانی و انصاف نیست که الان این مساله را مطرح کنید. بذارید این شش ماه هم بگذره و کارش تموم بشه. بعد می تونید مطرح کنید.

  3. 4 کاربر از پست مفید پیدا تشکرکرده اند .

    پیدا (جمعه 05 آبان 91)

  4. #13
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 11 آبان 91 [ 18:52]
    تاریخ عضویت
    1391-7-12
    نوشته ها
    16
    امتیاز
    375
    سطح
    7
    Points: 375, Level: 7
    Level completed: 50%, Points required for next Level: 25
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered250 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 0 در 0 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: چطوری بهش بگم که باور کنه؟

    مساله اینجاس که من بیش از یک ساله از ساده ترین حقوق انسانیم گذشتم تا تزشو انجام بده که البته وظیفه بوده هیچ منتی نیست
    اون وقت ایشون برای کوچکترین مسایل خانوادهاش و فامیل و دوست پیش قدمه
    لزومی داره وقتی یکی از دوستامون از خارج از کشور می یاد در صورتیکه ایران پدر و مادر و خواهر و برادرو... می رن فرودگاه دنبالش ایشون هم بره فرودگاه این فقط یه مثاله وگرنه این دوست بسیار هم برای من عزیزه و محترمه ولی کلا باید اولویت هاش به هم ریخته پس من هم ضرورتی نمی بینم بیشتر از این مراعات حالشو بکنم

  5. #14
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 11 آبان 91 [ 18:52]
    تاریخ عضویت
    1391-7-12
    نوشته ها
    16
    امتیاز
    375
    سطح
    7
    Points: 375, Level: 7
    Level completed: 50%, Points required for next Level: 25
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered250 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 0 در 0 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: چطوری بهش بگم که باور کنه؟

    هر 2-3 روز یه بار همسرم به بهانه یکی از وسایلاش زنگ می زنه به من و آد می بره چند روز پیش همه لباس هاش و وسایل شخصیش رو گذاشتم تو چمدون و دادم برد. حالا به نظرتون من باید چی کار کنم؟

  6. #15
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 09 بهمن 91 [ 20:17]
    تاریخ عضویت
    1391-8-04
    نوشته ها
    39
    امتیاز
    342
    سطح
    6
    Points: 342, Level: 6
    Level completed: 84%, Points required for next Level: 8
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered250 Experience Points
    تشکرها
    73

    تشکرشده 75 در 29 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: چطوری بهش بگم که باور کنه؟

    دوست خوب
    یعنی هیچ حسی به شوهرت نداری
    چه قدر سرد ازش حرف می زنی؟

  7. کاربر روبرو از پست مفید صابره تشکرکرده است .

    صابره (جمعه 05 آبان 91)

  8. #16
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 11 آبان 91 [ 18:52]
    تاریخ عضویت
    1391-7-12
    نوشته ها
    16
    امتیاز
    375
    سطح
    7
    Points: 375, Level: 7
    Level completed: 50%, Points required for next Level: 25
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered250 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 0 در 0 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: چطوری بهش بگم که باور کنه؟

    من عاشقش بودم طوری که شاید کمتر کسی رو دیده باشم اینجوری به همسرش عشق بورزه ولی الان نه خیلی دلم ازش شکسته اون آدم خوبیه ولی تو زندگی مشترک کم آورد

  9. #17
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 09 بهمن 91 [ 20:17]
    تاریخ عضویت
    1391-8-04
    نوشته ها
    39
    امتیاز
    342
    سطح
    6
    Points: 342, Level: 6
    Level completed: 84%, Points required for next Level: 8
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered250 Experience Points
    تشکرها
    73

    تشکرشده 75 در 29 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: چطوری بهش بگم که باور کنه؟

    چرا دوست عزیزم
    بیشتر توضیح بدین چرا ازش دلتون شکسته
    ناراحتیت باعث شده که احساسی داری فکر می کنی و تصمیم می گیری
    به نظر می رسه که تصمیمت برای جدایی شبیه یه لجبازی احساسی باشه
    اما چرا؟
    گفتی که از بی مسئولتیش برای زندگی ناراحتی
    اما تصمیم به طلاق تصمیم عجولانه ایه
    آیا هیچوقت از خواسته هاتون باهاش واضح حرف زدین و گفتین

  10. #18
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 11 آبان 91 [ 18:52]
    تاریخ عضویت
    1391-7-12
    نوشته ها
    16
    امتیاز
    375
    سطح
    7
    Points: 375, Level: 7
    Level completed: 50%, Points required for next Level: 25
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered250 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 0 در 0 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: چطوری بهش بگم که باور کنه؟

    ما کلا خیلی پیش هم بودیم ( همکلاسی و همکار) در نتیجه بر عکس خیلی از زن و شو هر ها فرصت زیادی برای صحبت و شناخت همدیگه داشتیم. ببین مساله اینجاس که موقع خوشی این آدم همه جوره همراهه ولی کوچکترین مشکلی که پیش می یاد وقتی چشمم رو باز می کنم می بینم روبرومه بارها به شکل های مختلف بهش گفتم درسته که من آدمیم که خودم از پس کار هام بر می یام ولی به عنوان یک زن دوست دارم از طرف همسرم حمایت بشم . دوست دارم وجودش رو حس کنم حس کنم تو بدترین روز ها هم تنهام نمی ذاره تو حرف همه چیز خوبه بسیار شیرین زبان و زبان باز ولی وقت عمل کم می یاره حس نمی کنه من و اون یه خانواده هستیم البته یقین دارم یه بچه می تونست حس مسولیت رو بهش بر گردونه ولی من دیگه دوسش ندارم آدمی که به خاطرش هر کاری بکنی و در عوض هیچی.
    همسر من کوچکترین محبت دیگران رو بهترین شکل جبران می کنه این کارشو دوست دارم و خودم هم سعی می کنم همین طور باشم ولی چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است.

  11. #19
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 14 آذر 91 [ 22:23]
    تاریخ عضویت
    1391-7-26
    نوشته ها
    153
    امتیاز
    670
    سطح
    13
    Points: 670, Level: 13
    Level completed: 40%, Points required for next Level: 30
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    391

    تشکرشده 409 در 124 پست

    Rep Power
    29
    Array

    RE: چطوری بهش بگم که باور کنه؟

    سارا جان قطعا هر دوتون فهمیده و عاقل هستید
    کاش یه خورده بیشتر فکر کنی
    به نظر میاد مشکلتون قابل حله و میتونید به اون روزایی که گفتی عاشقش بودی برگردی
    فقط باید با هم صحبت کنبد و خیلی صریح و واضح خواسته هاتو بگی
    کاملا معلومه که دلت شکسته اما شاید اگه یه شانس بهش بدی بتونه جبران کنه

    اگه نظرت عوض شد بچه های همدردی خوب راهکار میدن
    شاید یه تلنگر میخواد


  12. #20
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 17 بهمن 91 [ 02:11]
    تاریخ عضویت
    1390-5-13
    نوشته ها
    102
    امتیاز
    1,588
    سطح
    22
    Points: 1,588, Level: 22
    Level completed: 88%, Points required for next Level: 12
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    224

    تشکرشده 228 در 80 پست

    Rep Power
    26
    Array

    RE: چطوری بهش بگم که باور کنه؟

    با احترام به دغدغه هایی که مطرح کردید ولی از نظر من حرف هایی که زدید در حد بهانه است. درسته ایشون ایراد داره اما خیلی از زن و شوهر ها هستند که با وجود مشکلات عمیق تر با هم می سازند. شما مثل یک غریبه از ایشون یاد می کنید. البته انصاف داشتید و بعضی از خوبیهاش رو نادیده نگرفتید ولی من تو حرف هاتون موضوع بغرنجی که باعث تصمیم به طلاق بشه ندیدم. اگر واقعاً عشقی ندارید و از ایشون زده یا خسته شدید که یه بحث دیگه ست و جدایی اجتناب ناپذیره ولی اگر حس می کنید که عشق هنوز وجود داره اما کم رنگ شده مشکلاتتون با مشاوره و بحث منطقی به احتمال زیاد حل میشه. زندگی مشترک از خود گذشتگی هم می خواد. هم از جانب مرد هم از جانب زن. من کاستی های ایشون رو ندیده نمی گیرم اما تصمیم به طلاق به خاطر این مشکلات رو یکم زیاده روی یا عجله می بینم.

  13. کاربر روبرو از پست مفید شب شکن تشکرکرده است .

    شب شکن (جمعه 05 آبان 91)


 
صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 01:55 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.