امید جان سلام
حتما میدونی تا اندازه ای شرایط منو هم!
2،3 سال ازت بزرگترم و همسن تو که بودم همچین حالاتی رو داشتم و به شدت درکت میکنم.
الان هم مجردم
چند کلمه ای می نویسم.امیدوارم مفید باشه.ضمنا فرصت نکردم پستهای دوستان عزیزمو بخونم
البته این تجربه و درک شخصی خود منه،وکاری که من تا امروز کردم.
من فعلا هرگونه رشدی که در مسیر تحصیل،شغل یا مسایل روحی یا جسمی داشتم فقط و فقط
برای خودم بوده.
اینطور نبوده که مثلا بگم این قدم تحصیلی یا شغلی رو برداشتم برای اینکه بعدش ازدواج کنم.
خودم رو موظف به رشد کردن و استفاده کردن از موقعیتهام کردم.سعی هم کردم بهم هم بد نگذره
از خدا هم خواستم هر موقع شرایطش پیش اومد
منو تو مسیرش(ازدواج) قرار بده.خلاصه اینکه کارهایی که این روزا انجام میدم فعلا برای رشد
فردی و شخصیم بوده
کارمو انجام میدم.این مسئله رو هم سپردم به خودش(خدا)
خودمو رها کردم از این موضوع،چون به کسی سپردم این مسئله رو که مطمئنم ازش.
دقیقا مثل بچه ای که دستش تو دست مادرشه و مطمئنه هر قدمی برمیداره براش خطری نداره








علاقه مندی ها (Bookmarks)