سلام دوست عزیز
به همدردی خوش اومدی
اول بگم الن در سن ازدواج هستی و دیر نشده! پس غصه نخور، کلا، متاسفانه یا خوشبختانه سن ازدواج بالا رفته
عزیزم فکر میکنی، درست هست از ترس تنها موندن با هر شرایطی تن به ازدواج بدهی؟
تا حالا فکر کردی هدف از ازدواج چی هست؟ اآیا فقط برای اینکه تنها نباشیم ازدواج میکنیم؟
دختر خوب یه کاغذ بردار و معیارها و خواسته هاتو از همسر ایده ال و زندگی آیندت بنویس، هر خاستگاری که قدم پیش گذاشت، با توجه به معیارهات نمره بده، ببین تا چه حد قرابت شخصیتی و موقعیتی دارند، اگر نمره بالای 50 گرفتند، قدم جلو بزار برای شناخت بیشتر وگرنه همون ابتدای راه بهتر هست که ادامه ندهی....
به نظرم فکر گذشته را نکن، البته میدونم سخته آدم شاهد ازدواج کسی باشه که دوستش داشته اما یه واقعیت انکار ناپذیره و شما باید بتونی هرچه سریع تر بپذیری تا بتونی به شرایط عادی زندگی خودت برگردی، پس سعی کن بیشتر به خودت فکر کنی! مخور غم گذشته، گذشته ها گذشته، به فکر آینده باش..............
عزیزم به قول استاد، ازدواج مثل پرواز کردن میمونه، اگه جفت مناسب خودت پیدا کنی، میشه هم پروازت ، با هم اوج میگیرین و از زندگی لذت میبرین اما اگه جفتت مناسبت نباشه میشین قفس هم، پس از اینکه تنها موندی و تن به هر ازدواجی ندادی ناراحت نباش، پرنده تنها میتونه پرواز کنه، ممکنه نهایت لذت نبره اما به هر حال خیلی بهتر از زندگی توی قفس هست
در عین حال وسواس الکی نداشته باش، مورد ها رو به دقت بررسی کن، حتی میتونی برای شناخت بیشتر خودت با یک مشاور مشورت کنی، مواردی رو هم که بالای 50 نمره گرفتند برای بررسی پیش مشاورت ببری، تا کمکت کنه.
برات آرزوی خوشبختی و سعادت میکنم











علاقه مندی ها (Bookmarks)