[align=justify]خب اینجا دوتا نکته به ذهن می رسه. اول اینکه ممکنه تشخیص پسرداییت در مورد علت احساسش اشتباه باشه. و دوم اینکه ممکنه فکر می کنه تو از اینکه بخاطر سن بهت فکر نکرده باشه، ناراحت می شی. و به این دلیل کتمان می کنه.نوشته اصلی توسط فرانک1389
در هر صورت اینکه شما رفتارت طوری بوده باشه که پسر داییت با ده سال سن کمتر، به خودش اجازه در نظر گرفتن جنسیت رو نداده باشه، و تو رو مثل خواهرش دیده باشه، چیز بدی نیست.
فرانک جان بهتره هرچه زودتر احساست رو نسبت به پسرداییت تغییر بدی، همینکه می دونی پسر قابل اتکاییه، و می تونه همسر شایسته ای برای خواهرت باشه، خیالت رو از بابت خواهرت راحت می کنه.
به هرشکلی که می تونی بهش نشون بده که اون احساس برات زودگذر بوده، و تموم شده. حتی اگه می تونی کلا کتمان کن. چون این مسئله به راحتی می تونه باعث بشه از خواستگاری خواهرت منصرف بشه. و بعدا حسرت بخوری که چرا چنین پسری (که تاییدش می کنی) رو از دست دادی. چون می دونم مثل هر خواهری، دغدغه زندگی خواهرت رو هم به اندازه زندگی خودت داری. خصوصا حالا که بابا و مامان نیستن، و تو نقش خیلی پررنگ تری در زندگی و سرنوشت خواهرت داری.
موفق باشی عزیزم.[/align]








علاقه مندی ها (Bookmarks)