سلام دوست عزیز واقعا دنیای عجیبیه .شما واقعا از زندگی چی میخوای .عزیز من تمام مشکل از خود شماست از نظر من نامزد شما آدم نرمالیه واینکه بعد گذشت چند سال از اون اتفاق و اون همه التماس برای گذشت شما از اشتباهش .
حالا سر هر بحث کوچیکی بهش سرکوفت گذشترو میزنید.من ازدواج کردم خانواده همسرم خیلی اذیتم میکنن اوایل سر هر مشکلی عصبی میشدم وبا کوچکترین جرقه ای تمام رفتارهای بد خانوادشو به رخش میکشیدم داد و بی داد میکردم وخیلی چیزای دیگه این آخریا تا میخواستم شروع کنم دیگه گوش نمیداد و خودشم عصبی میشد و حالا وقتی اعتراض میکنم تو گوشم میزنه و.... خانم عزیز مردها از اینکه خانماشون سرکوفتشون بزنن متنفرن چون اینجوری فکر میکنن که نتونستن خوشبختشون کنن و این وحشتناک ترین چیز برای مردهاست.من هم وقتی ازدواج کردم مجبور شدم از خانوادم دور شم اولاش گریه میکردم وقتی خونه بابام میرفتم یه مدت برنمیگشتم یه جورایی افسردگی گرفته بودم دیگه به شوهرم روی خوش نشون نمیدادم و این خیلی زندگیمو بی روح وسرد کرده بود فقط به خاطر خانوادم .گلم میدونی بعد از مدتی که فکر کردم پیش خودم گفتم که حالا همسرم خانواده منه و خانواده قبلیم حالا فقط قوم و خویش من هستن پس خوشحال شدم که حالام کنار خانوادم دارم زندگی میکنم.خواهشا رفتار خودتونو با نامزدت درست کن اون شما رو خیلی دوست داره ولی این دوست داشتنش به خاطر رفتار شما خیلی دووم نمیاره و اون وقت باید حسرت خوب بودنشو بخوری .منم شوهرم یه جاهایی گند زده ناراحت میشدم ولی به خاطر زندگیت خیلی جاها باید آدم خودشو به نفهمیدن بزنه.شمام به خاطر زندگیت باید گذشت کنی.از نظر من مقصر شمایی و ازتون میخوام که اگه اخلاقتونو درست نکردید وارد این زندگی نشید چون هیچی مردی با چنین اخلاقی کنار نمیاد.من وقتی میخواستم با شوهرم عقد کنم هیچ علاقه ای بهش نداشتم ولی بعد از خوندن خطبه عقد معجزه خدا رو دیدم چون واقعا مهرش به دلم افتاد.دست از سرکوفت زدن بردار.
ازمحبت خارها گل میشود









علاقه مندی ها (Bookmarks)