گفتيد براي خانواده شما تحصيلات مهم است. براي شما چطور؟ براي شما هم مهم است؟؟؟!
تا چه حد مهم است. مثلا اگر شوهر شما ديپلمه باشد وشما ليسانسه، به نظرتان چه مشكلاتي براي خودتان و زندگيتان به وجود خواهد آمد؟ كاملا به اين مسائل فكر كنيد تا انتخابي كه مي كنيد آگاهانه باشد نه از روي ترس كه مبادا در آينده خواستگار نداشته باشيد.
نداشتن تحصيلات صرفا براي اينكه نمي توانيد در بين فاميل و دوستان و آشنايان سري از سرها دربياوريد برايتان مهم است يا اينكه فكر مي كنيد تفاوت فكري و فرهنگي برايتان به وجود مي آورد؟؟
ضمنا با يك قلم و كاغذ رابطه برقرار كرده و مزايا و معايب شغل آزاد و كارمندي را براي خود بشمريد تا ببينيد كداميك از لحاظ اجتماعي و اقتصادي كفه ترازويتان را سنگين تر خواهد كرد. كارمندي هم بسيار عالي نيست و معايب خاص خودش را دارد و تازماني كه خودتان آن را تجربه نكرده باشيد فقط آوزار دهلي است كه از دور خوش است. شغل آزاد داريم تا شغل آزاد. مهم اين است كه اين شغل چه باشد و چقدر پابرجا و چه خطراتي داشته و چقدر احتمال ريسك و درآمد. بهتر است تحقيق كنيد.
ملاك شوهر كردن نيست. حالا به هر قيمتي كه شده.
معيارهاي خودتان را بسنجيد و ببينيد تا چه حد آنها را صحيح انتخاب كرده اي. مثالي برايت مي زنم. من خودم به شغل كارمندي علاقه داشتم و مي گفتم خوبيش اينست كه حقوق مشخصي داشته و آدم مي تواند براي ميزان در آمد خود در ماه برنامه ريزي كند. اما در طول سالهايي كه هم شغل آزاد داشته ام و هم كارمند يك شركت دولتي صنعتي بوده ام به اين نتيجه رسيده ام كه شغل آزاد بهتر است و حالا دوست ندارم در اين سيكلهاي آلوده اداري كار كنم. براي همسر خود هم چنين مي پسندم. مي بيني كه در درازا نظرات و معيارها و ايده آلهاي آدم فرق مي كند.
بيشتر با خود بينديش و راه هاي خود را مشخص تر كن تا گامهايت استوارتر باشند.
موفق باشي.








علاقه مندی ها (Bookmarks)