مسافرت رو میگه بعد از جدایی،
امروز رفتیم دادگاه
گواهی طلاق توافقی صادر شد.
هر دو خیلی خوب و آرام بودیم.
فقط سر مهریه خانم عصبی شد.
چون اول گفتم ماهی نیم سکه قبول کن اما من خودم بقیش رو میدم بدون اینکه زور قانون باشه قبول نکرد.
گفتم پس هر دو ماه یک سکه، قبول نکرد.
گفت برای تو چه فرقی میکنه تو که میگی من خودم میدم، گفتم آره ترجیح میدم با میل و رغبت خودم بدم نه به عنوان یک محکوم که مجبورم.
خلاصه قرار شد ماهی یک سکه و عند الاستطاعه پرداخت کنم، وقتی این پیشنهاد رو دادم قبول کرد، اما بعد قاضی ترس تو دلش انداخت که این کلمه عند الاستطاعه یعنی دیگه باید قید مهریه رو بزنی و پرداختش بر میگرده به وجدان و شرفش، چون تو دیگه دستت جایی بند نیست، خانمم انگار تازه متوجه شد خیلی اصرار کرد که من این قید رو بردارم، قبول نکردم، همه حق و حقوق دیگه مالی رو هم بخشید، البته حق و حقوقی هم غیر از همین مهریه نداشت و قبلا همه احکام به نفع من شده بود.
اصرار داشت که مستقیم از دادگاه بریم دفتر خونه، بهش گفتم یه چند روزی به من فرصت بده، من باید خودم رو از نظر روحی برای طلاق کاملا آماده کنم.
قاضی چند بار تاکید داشت که خانمت بر میگرده، گفتم بعد از طلاق دیگه راهی برای برگشت وچود نداره، قاضی گفت چرا من مطمئنم بر میگرده و پشیمون میشه.
قاضی بهش گفت تو کجا بهتر از این مرد میتونی پیدا کنی؟هم خوشتیپه، هم مرد خوبیه، تو دیگه چی میخوای از یه مرد؟
خانمم گفت من دیگه اصلا مرد نمیخوام تو زندگیم باشه.
من دیگه هیچ تمایلی به این خانم ندارم، اصلا تمایلی به برگشتش هم ندارم.
فکر میکنم همه راه ها رو رفتم که به اینجا نرسم، اما نشد.
نابودی یک زندگی 12 ساله خیلی سخت میتونه باشه.
شاید تا آخر این هفته یا هفته دیگه بریم برای ثبت طلاق.
من خوشحالم که دوستی پیدا کردم که به من انرژی و نیرو میده تا این مرحله ی خیلی سخت از زندگی رو با روحیه بهتری پشت سر بذارم.
از لطف همه دوستان هم ممنون
از مدیریت این تالار هم ممنون که به من اجازه دادند مطالبم رو بیان کنم.
شاد و تندرست باشید








علاقه مندی ها (Bookmarks)