به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 5 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 41 تا 50 , از مجموع 51
  1. #41
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 23 آذر 91 [ 22:23]
    تاریخ عضویت
    1391-3-15
    نوشته ها
    1
    امتیاز
    522
    سطح
    10
    Points: 522, Level: 10
    Level completed: 44%, Points required for next Level: 28
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    7
    تشکرشده 4 در 1 پست
    Rep Power
    0
    Array

    RE: کتک کاری با همسر

    نقل قول نوشته اصلی توسط baby
    در 10 سال اخیر بار اول بوده ، کتک کاری معمول نبوده ،

    در 4- 5 سال اخیر خیلی خوب و با ملاحظه موضوعاتمون رو حل می کردیم.

    کتک کاری دو طرفه بوده ، زدوخورد داشتیم. فقط زدن نبوده است.
    با سلام خدمت BABY عزیز ، قهرمان ارزشمند رشته های بوکس ، کاراته ، پرتاب دیسک و ...

    به نظر من مشکل اصلی شما مربوط به همین چند خطه و حلش هم کاری نداره

    اگه از همون روز اول گربه رو دم حجله کشته بودی و یه ضرب شصت درست و حسابی نشون می دادی الان همه حساب کار دستشون بود

    اصلا چه معنی داره که یه زن تلویزیون نگاه کنه یا بخواد در مورد روابط کاری و غیر کاری بسیار حساس شما اظهار نظر یا خدایی نکرده مخالفتی بکنه

    اونوقت شعر زیر مصداق کاملی از حال و روز همسر شما خواهد بود :

    صبح ، BABY گل ، برایم یک خبر آورده بود
    ازهمین رو با تاسف ، کلّه جنبانم همش

    عاقبت تصویب شد ، مهمانی فردا شبم
    دارم احساس بدی ، غمگین و نالانم همش

    مثل سیر و سرکه می جوشد دلم ، دلواپسم
    چونکه با اسم BABY می لرزد این جانم همش

    همسر خوبی نبودم ، می پذیرم کاملا
    خاطرت آسوده باشد فکر جبرانم همش

    مُرد دیگر آن زن خود خواه و لوس و بی ادب
    بعد از این یک خانم خوش خلق و مامانم همش

    بوده ام ولخرج تا امروز ، اما بعد از این
    در پی کفش و لباس و کیف ارزانم همش

    هرچه می خواهی برایت می پزم عالی جناب
    قرمه سبزی یافسنجان ؟ تحت فرمانم همش

    جای کافی شاپ و استخر و سونا و سینما
    بیشتر پیش شما ، در خانه می مانم همش

    جیغ هایم ، نعره هایم ، اخم هایم را ببخش
    یک مریضی بود و فعلا تحت درمانم همش


    -----------------------------------------

    متن اصلی

  2. 4 کاربر از پست مفید 8 8 8 تشکرکرده اند .

    8 8 8 (جمعه 21 مهر 91)

  3. #42
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 23 آذر 91 [ 09:19]
    تاریخ عضویت
    1387-10-07
    نوشته ها
    4,075
    امتیاز
    23,640
    سطح
    94
    Points: 23,640, Level: 94
    Level completed: 29%, Points required for next Level: 710
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    16,488

    تشکرشده 16,568 در 3,447 پست

    Rep Power
    428
    Array

    RE: کتک کاری با همسر

    سلام بی بی جان

    امیدوارم بهتر شده باشید . ببخش که دیر پیام را دیدم و دیر آمدم . حق آب و گل داری و حق نمک رفاقت .

    بی بی جان

    آنچه در آغاز اتفاق افتاده از نگاه من مدتی شما و بانو از خود غافل شدید .

    یا به هم درست و اساسی محبت و نوازش ندادید یا نوازش و محبت و تائیدهای همدیگر را فیلتر کردید و در نهایت منجر به گارد گیری و بازی روانی شد .

    که خودت بهتر می دانی کلید بازی در اثر عدم تائید و نوازش گیری مثبت اتفاق افتاده . بدترین نوع نوازش گیری می دانی که فحش و کتک کاری ست .
    هر دو در برهوت نوازش لمسی و کلامی مثبت قرار دارید .

    اما کلیت اینکه جرا اینگونه شد ؟ خسته هستید .
    بر حسب شناختی که از روحیه ی مسئولیت پذیر شما دارم ( مسئولیت پذیری های چندین جانبه ) . به خودت استراحت بده .

    رد پای خستگی در مطالب شما هست . هر دو خسته هستید و تل انبار شدن مشکلات و مسائل فغان هر دو شما را در آورده و ..... .

    در اصل قضیه ی مهمان ها بهانه و بمب بوده که باعث انفجار شده .


    پیشنهاد می کنم مدتی همه ی مسائل را رها کن . قدری به خودتان بپردازید . الان که شرایط مناسب اینکار نیست . بگذار قدری آرام تر شوید و بعد هر یک به شکل جداگانه و بعد که حالتان بهتر شد با هم فقط به خودتان بپردازید .

    گاهی لازم نیست زندگی را خیلی جدی بگیریم .

    درک می کنم که یک مرد در شرایط امروز به لحاظ امنیت شغلی و مالی و اجتماعی و....تحت فشار ست . این فشار برای خانم هم به نوعی دیگر وجود دارد . دامنه ی فشارهای اصلی گریبان امنیت خانوادگی و عاطفی را گرفته و متاثر از سایر فشارها هستید .

    به خودتان استراحت بدهید . جای دیگر خستگی و گیر وجود دارد جای دیگر صدای آه و فریاد و ناله بلند شده .

    الان سعی نکن که زود ماجرا را در نهایت جدیت و به فوریت جمع کنی .





  4. 12 کاربر از پست مفید ani تشکرکرده اند .

    ani (جمعه 21 مهر 91)

  5. #43
    ((( مشاور خانواده )))

    آخرین بازدید
    شنبه 10 مرداد 05 [ 20:02]
    تاریخ عضویت
    1386-6-25
    نوشته ها
    9,627
    امتیاز
    326,372
    سطح
    100
    Points: 326,372, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranCreated Blog entryTagger First ClassSocial50000 Experience Points
    نوشته های وبلاگ
    7
    تشکرها
    23,886

    تشکرشده 37,361 در 7,159 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    0
    Array

    RE: کتک کاری با همسر

    سلام بر baby گرامی و سایر اعضاء محترم
    کمتر تاپیکی به این با محتوایی از نظر تبادل نظر بین اعضاء دیده ام.
    به نظر می رسد سعه صدر baby در تعامل با سایرین به محتوای این تاپیک کمک کرده است.

    به هر حال روند مثبت تاپیک و همه جانبه نگری اعضاء در بازخورد با baby آنقدر کامل هست که نیازی به اظهارات من نیست، لیکن برای اینکه ما هم از این تاپیک غنی عقب نیفتیم، پستی قرار می دهم. البته برای اینکه به سرعت تاپیک برسم در این پست به نکته ای اشاره می کنم. و بعد انشاء الله به مسئله مهمی نیز اشاره خواهم کرد.

    baby گرامی.
    به نظر مسئله ای که در زندگی شما اتفاق افتاده کاملا طبیعی هست و در همه زندگی ها انواع این مسائل هست. و جای نگرانی ندارد.
    اما شما علاقه دارید که همه مسائل حتما باید در زندگی حل شود.
    مسئله ای که می خواهم بگویم اینست که گاهی باید فقط مشکل را پذیرفت و از انرژی گذاشتن و فکر کردن به حل آن اجتناب کرد.
    لذا توصیه ام اینست که شما پذیرا باشید که گاهی همسر شما اصلا علاقه به حل منطقی مسائل نداشته باشد و از نظر حسی تمایل دارند که مهمانی خانه شما از طرف شما نیاید. خب نیایند.
    حذف صورت مسئله در مواقعی که همسر ما از آن نظر تحت فشار هست، خودش روشی برای حل مسئله هست.
    بی گمان شروع این اشتباه از طرف همسر شماست.
    اما مدیریت اینگونه مسائل در زندگی گذر از آن مسئله هست.

    خلاصه:
    در زندگی بیشتر از اینکه تغییر و درست کردن همسر به فریاد ما می رسد، پذیرش ضعفهای همسر و تحمل آنها کمک کننده هست.
    در کوتاه مدت آرامش
    در دراز مدت، محبتی شدید از طرف همسر به ما که خود موجب تغییر روش او خواهد شد.



  6. 16 کاربر از پست مفید مدیرهمدردی تشکرکرده اند .

    مدیرهمدردی (شنبه 22 مهر 91)

  7. #44
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    8,092
    امتیاز
    169,059
    سطح
    100
    Points: 169,059, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    4
    تشکرها
    27,744

    تشکرشده 36,137 در 7,447 پست

    Rep Power
    1105
    Array

    RE: کتک کاری با همسر

    سلام و احترام

    جناب baby

    ابتدا عذر تقصیر از تأخیر در اجابت دعوت شما به این تاپیک

    و اما بعد ، در مقابل مدیر همدردی حرف زدن زیره به کرمان بردن است . با این وجود جسارت می کنم و عرایضی عریض تقدیم می دارم که امیدوارم بدرد بخور باشد

    نکته مهمی در کلام مدیر همدردی نهفته و آنهم سازگاری مثبت با شرایط موجود هست .


    واقعیت این است که خیلی از ماها گرفتار کمالگرایی هستیم . البته به نظر من انسان ذاتاً کمال جو هست ، اما مثل همه تمایلات و گرایشات طبیعی انسان افراط و تفریط است که موجب به اختلال کشیده شدن این گرایشات و آفت شدنشان می شود.


    خوبه که دوست داریم زندگی کاملی داشته باشیم ، اما مخرب هست اگر ، بی انعطاف و نتیجه گرا باشیم .

    یعنی چه ؟

    یعنی اینکه وقتی دوست داریم زندگیمان از هرجهت بی نقص باشد و اینرا تابلوی قطعی نصب العین قرار می دهیم و برمبنای آن سناریویی پیش بینی شده و قطعی می نویسیم و خود و وابستگان را ملزم به ایفای نقش در چهارچوب آن می دانیم ، و دیده به اخذ نتیجه مناسب از هرایفای نقشی می دوزیم ...... عدم انعطاف پذیری و نتیجه گرایی را رقم زده ایم که زندگی را سخت و به مرور کسالت آور می کند ( کلیک کنید ).

    به نظر من باید رها بود ، و رها زندگی کرد ، رها از هر تعلقی ، حتی تعلق خوب بودن و خوب عمل کردن .

    واین البته ابداً به معنی بی قید و پوچ بودن نیست .

    علاج این درد ( سناریوی بی انعطاف و بسته ) به نظرمن همین رهایی از هرتعلق به اضافه وظیفه مداری هست .

    یعنی چه ؟

    یعنی از هرچیزی که مار ا بند خود می کند رها شویم رها از این بند شدن و در عوض به این بنگریم که ما در هر موقعیتی چه نقشی و چه وظیفه ای به عهده داریم و آنرا بشناسیم و بدانیم که فقط لازم هست ما سعی کنیم که نقش و وظیفه خود را درست و به موقع انجام دهیم ، همین

    و البته این وظیفه مداری هم پاشنه آشیل خود را دارد و پاشنه آشیل آن هم همان کمال گرایی هست ، یعنی وقتی در این مسیر هم انعطاف پذیر و خلاق نباشیم و با وسعت نظر پیش نرویم ، به خود آزاری ( مازوخیسم ) دچار میشویم . پس در این مسیر هم باید مواظب بود
    .

    از گفتن اینها چه هدفی دارم ؟


    .





  8. 7 کاربر از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده اند .

    فرشته مهربان (یکشنبه 23 مهر 91)

  9. #45
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    8,092
    امتیاز
    169,059
    سطح
    100
    Points: 169,059, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    4
    تشکرها
    27,744

    تشکرشده 36,137 در 7,447 پست

    Rep Power
    1105
    Array

    RE: کتک کاری با همسر

    اینکه باور کنیم :

    من ، شما ، دیگری .....


    از سویی در موقعیت و شرایطی بنا به تقدیر جبری قرار گرفته ایم ( مثل فرزندخانواده خود بودن ) که مبتنی بر حکمتهای نهان و آشکار است و قرار گرفتن در آن از اراده ما خارج بوده .....

    از سوی دیگردر موقعیت و شرایط دیگری نیز بنا به انتخابهای خود قرار گرفته ایم .....

    تا اینجا درست ؟

    در هردوی این شرایط و موقعیتها طبیعتاً ناملایماتی هست ، رنجهایی حتی در خوشیها نیز هست ، و این طبیعت زندگی بر این کره خاکی هست ......

    اینرا هیچ کس نمی تواند منکر شود .....

    ما انسانیم ، اشرف مخلوقات ، خلیفه خدا در زمین .......

    انسان دارای ظرفیتهای بی نهایتی نسبت به دیگر مخلوقات هست .......

    اشرف مخلوقات بودنش دقیقاً به دلیل همین ظرفیتهای مافوق دیگر مخلوقات بودنش هست .

    از جمله این ظرفیتها >>> قدرت تفکر ، تغییر و تحول در خود و محیط ، سازگاری و صبر و...... هست

    اگر به قرآن مراجعه کنی ، در خیلی جاها به این ظرفیتها اشاره داشته و حتی الگوهایی برای آن معرفی کرده .

    همچنین در همین قرآن به این واقعیت انکار ناپذیر که زندگی بر این کره خاکی توأم با رنج هست (و البته این رنج فرصتی هست برای بالندگی که با امتحان از آن یاد شده ) اشاره صریح شده .

    و در میان کلام خدا در این کتاب می توانیم بیابیم که در مقابل این رنج و ناملایمات دعوت به بهره گیری از این ظرفیتهای داده شده ، شده ایم و .... تا رشد کنیم .... و برای بکار گیری این ظرفیتها وعده به یاری و حتی پاداش داده شدیم




    .




  10. 6 کاربر از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده اند .

    فرشته مهربان (یکشنبه 23 مهر 91)

  11. #46
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    8,092
    امتیاز
    169,059
    سطح
    100
    Points: 169,059, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    4
    تشکرها
    27,744

    تشکرشده 36,137 در 7,447 پست

    Rep Power
    1105
    Array

    RE: کتک کاری با همسر

    برادر خوبم :

    اول >>> نیاز هست ما شرایط و موقعیت موجود خود را خوب بشناسیم و درست تشخیص داده و بعد بپذیریم به عنوان واقعیت

    دوم >>> جایگاه و وضعیت خود را در این شرایط و موقعیت نیز تشخیص دهیم ، یعنی ببینیم جای ما کجاست ( چه نقشی داریم ) و وضعیت ما چگونه هست ( توانایی و قابلیتهای خود را در این شرایط ببینیم )

    سوم >>> وظیفه خود را بفهمیم

    چهارم >>> به مرور و در جریان عمل به وظایف ، در پی تشخیص و در دستور کار قرار دادن آگاهی و مهارتهای مورد نیاز برای ایفای هرچه بهتر نقش و وظیفه خود باشیم ، ( وعده معصوم علیهم السلام هست که اگر ما به دانسته ها عمل کنیم خدا خود بر آنچه نیاز هست بدانیم آگاهمان می سازد )

    پنجم >>> هدف و برنامه معطوف به رفتار برای زندگیمان مشخص کنیم

    ششم >>> تلاش و مراقبت کنیم که همواره اهل عمل باشیم ( بسیار مهم )



    در موقعیت اهل عمل بودن ممکن است موانع یا آفتهایی سبز شود :

    1 – محیط
    2 – دیگران

    1 ) موانع یا آفتهای محیطی هر چه باشد اگر در کنترل ما باشد که باید مراقب باشیم و نگذاریم در عامل بودن ما خلل وارد کند ، مثلاً ما کنترل خشم را در برنامه رفتاری خود با توجه به شرایط و موقعیتی که در آن قرار داریم را لازم دیده ایم و تلاش می کنیم و مراقب هم هستیم ، ممکن است زمانی به علت مثلاً خرابی وسیله ای در منزل یا مواردی دیگر هیجانی یا به عبارتی عصبی شویم ، در این موقعیت مواجه با رفتاری از یکی از اعضاء خانواده می شویم و تمرکز ما بروسیله خراب شده و عصبی شدن ب خاطرش باعث میشه فراموش کنیم که کنترل خشم را در برنامه داشتیم و پرخاش را نثار آن عضو خانواده کنیم .
    اینجا م توانیم به محض مواجهه با حالت هیجانی در خود نسبت به خرابی وسیله ، از راهکارهای کنترل هیجان و آرام سازی و .. استفاده کنیم وبه خود یادآور شویم این که مشکل مهمی نیست خراب شده که شده درست می شود و .... همین خود مراقبت از برنامه رفتاری ما می شود .

    پس آن خرابی وسیله نمیتواند بهانه ای برای عدول ما ازرفتار درست باشد .

    و اگر مواجه باچیزی شویم که در کنترل ما نیست، باید از ظرفیتی مثل صبر بهره گرفته و سعی کنیم آرامش خود را حفظ کرده و بر خود در برابر آن مانع یا آفت مسلط شویم ، مثلاً دچار یک بیماری شدن که ما را ضعیف و بیحال کرده و ......

    2 ) رفتار دیگران نیز ممکن است گاه آفت و مانع شود ، از قضاوتها گرفته که ما را به واکنش دفاعی بکشاند تا پرخاش و تندی و .... یا رفتارهای دور از انتظار و توقع

    باید سعی کنیم مراقب باشیم که هیچ کدام از اینها خلل در عامل بودن ما ایجاد نکند .


    اما ......هشدار :

    حتی در این مراقب بودن نیز نباید آنقدر سخت گیر و غیر قابل انعطاف باشیم که هرجا غفلت صورت گرفت سیستم ذهن و روان ما به هم بریزد و چنان شود که گویی به جای اول باز گشته و احساس یأس و ناامیدی سراسر وجود ما را فراگیرد و خود را در چنگال این یأس رها سازیم و ... وسواس فکری و پریشانی احوال و ... مستولی شود



    .

  12. 7 کاربر از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده اند .

    فرشته مهربان (شنبه 22 مهر 91)

  13. #47
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    8,092
    امتیاز
    169,059
    سطح
    100
    Points: 169,059, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    4
    تشکرها
    27,744

    تشکرشده 36,137 در 7,447 پست

    Rep Power
    1105
    Array

    RE: کتک کاری با همسر

    می بینید که در همه آنچه گفتم ما مسئول رفتار دیگران نیستیم حتی اگر نزدیکترین فرد به ما باشد و تأثیر گذاری هرگز به معنی مسئول رفتار دیگران بودن و خود را به آب و آتیش زدن برای آنکه دیگری حتی پاره تن ما به بهترین شکل عمل کند نیست .
    فقط کافیه مابه وظیفه خود عمل کنیم و باقی را با توکل بسپاریم ، مطمئناً خدا خود ما را یاری می کندو تدبیرمان می بخشد

    برادر عزیزم !

    مسئول رفتار همسر و فرزندت نیستی ، اما تأثیر گذار هستی (چه بخواهی چه نخواهی ـــ چه مثبت چه منفی )

    تأثیر گذاری مثبت شما هم با چرخه ای که در بالا عرض کردم ممکن است بی آنکه بخواهی و هدفت باشد
    .... ( همان هدایت به امر در اثر عملگرا بودن)

    در اینگونه شرایط بیشتر با همسرت عاطفی باش ، و در گفتگو نیز . من بارها به دوستان گفته ام و به شما نیز که رنجش ها ، دلخوریها یا حتی سئوالاتتون را با چاشنی عاطفی آن هم نه مصنوعی بیان کنید . ابتدا هم حسی ، بعدش به قول آقای sci اعتبار سازی و برجسته کردن داشته های طرف و بعد با لحن و بیانی کاملاً احساسی و عاطفی سئوال یا ناراحتی بیان شود آنهم در شرایط عشقولانه ای . در موقعیت درگیری فقط صبر و کم کردن تنش و عوض کردن فضا و احساسی کردن فضا ، ( نه در پی علت یابی و رفع مشکل و متقاعد سازی بودن ) و بعد با ساختن موقعیتی عاشقانه حرف دل را زدن .....

    زبان استدلال منطقی و حقیقت مداری در این موقعیتها بخصوص با زنان کارساز نیست ، اما زبان عاطفه تا دلت بخواد اعجاز میکند .

    به نظر میرسه شرایط کاری شما ، و همینطور عقل گرایی زیادو اعتماد به نفس بالای شما در تنظیم مناسبات خانوادگی با منطق ارسطویی و تکلف تشریعی ، کمی زمختی و خشکی به همراه آورده حتی در رابطه با فرزندشما که بازخوردش را ممکن است در آینده دریافت کنید ، اینطور نیست ؟.

    و قص علی هذا




    .



  14. 7 کاربر از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده اند .

    فرشته مهربان (دوشنبه 01 آبان 91)

  15. #48
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    8,092
    امتیاز
    169,059
    سطح
    100
    Points: 169,059, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    4
    تشکرها
    27,744

    تشکرشده 36,137 در 7,447 پست

    Rep Power
    1105
    Array

    RE: کتک کاری با همسر

    نکته ای هم در باب توقع و انتظاراتت از همسر :


    نقل قول نوشته اصلی توسط فرشته مهربان
    وقتی از دیگران انتظار و توقع دا ری دو حالت پیش می آید ، 1 - برآورده میشود 2 - برآورده نمی شود

    نتیجه هر کدام از این حالات به نسبت توقعی که داری این است :

    1 - وقتی برآورده شود ، خیلی به حالت فرقی نمیکند و احساس درونیت معمولی خواهد بود ، چون انتظارش را داشته ای

    2 - اگر برآورده نشود ، سرخورده و غمگین میشوی ، چون انتظار و توقعی داشته ای که انجام نشده .

    وقتی از دیگران هیچ انتظار و توقعی نداشته باشی هم دو حالت پیش می آید :

    1 - دیگران در قبال شما وظیفه خود را به جا میاورند یا محبت های خارج از وظیفه بهت دارند .

    2 - کاری برای شما انجام نمیدهند و توجه ندارند .

    نتیجه آن :

    1 - در حالت اول ( برای بی توقعی ) چون شما هیچ انتظار و توقعی نداشته ای حتی اگر وظیفه ای در مقابلت داشته اند و به جا آورده اند ، برای شما لذت بخش است و گویی آنها هیچ وظیفه ای نداشته اند و محبت خاص بهت داشته اند .

    2 - در شکل دوم آن تاثیر تألم برانگیزی در شما بجا نخواهد گذاشت و شما حال و هوای عادی و معمول را خواهی داشت و سرخورده و غمگین نمیشوی چون انتظار و توقعی نداشته ای

    به نظرت کدامیک آرامش ما را در پی دارد و حتی به ما روحیه ای قوی می بخشد ؟؟

    شما در کدام وضعیتی ؟؟
    نقل قول نوشته اصلی توسط فرشته مهربان
    این نکته را هم خوبه داشته باشیم که :


    وقتی هر کدام از ما در جای خود به این بیاندیشیم که انتظار از دیگری نداشته باشیم اما به دیگری خدمت کنیم ( انتظار محبت نداشته باشیم اما محبت کنیم ) هر کدام ، از این کار خود لذت می بریم ، و محبت هم دو طرفه میشود یعنی شما نیز از طرف مقابلت محبت می بینی بی آن که محبت طلب کرده باشی و این لذتش مضاعف تر از وقتیست که محبت رو طلب کنی ، یا به اصطلاح انتظار محبت داشته باشی و پاسخ بگیری، به عبارتی وقتی انتظار خوبی نداری ولی خوبی دیدی گویی هدیه ای فوق العاده دریافت کرده ای ، ولی وقتی انتظار داشته باشی و خوبی ببینی لذت چندانی ندارد چون انتظارش را داشته ای و اگر انتظار داشته باشی و خوبی نبینی ، سرخورده میشوی و اگر انتظار نداشته باشی و خوبی نبینی اثر منفی ندارد چون انتظار نداشته ای .

    پس بی توقعی آرامش می آورد ، و اگر هر کدام از طرفین ( زن و شوهر ) اینرا پیشه کنند ، محبتها و خوبیها نثار هم می کنند ، از عمق جان و بی توقع ، هم محبت کردن لذتشان می دهد و هم محبت دور از انتظار را دریافت کردن لذتی عمیق میدهد .


    حالا انتظار و توقع خوب است یا بی توقعی ؟؟؟ عقل کدام را منفعت می داند ؟ از کدامش حداقل آرامش و حد اعلای لذت نصیب میشود ؟؟( اگه خوبی ببینی لذت است و اگر نبینی آرامش داری چون بی توقع بودی )




    و البته همه آنچه گفته آمد نظر کاملاً شخصی بنده و بنا به تجربه های آموزنده مسیر زندگی بوده که امیدوارم مفید باشد و جای نقد دارد


  16. 7 کاربر از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده اند .

    فرشته مهربان (یکشنبه 23 مهر 91)

  17. #49
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 10 فروردین 93 [ 12:48]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    نوشته ها
    1,249
    امتیاز
    16,138
    سطح
    81
    Points: 16,138, Level: 81
    Level completed: 58%, Points required for next Level: 212
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    8,122

    تشکرشده 8,125 در 1,482 پست

    حالت من
    Vaaaaay
    Rep Power
    143
    Array

    RE: کتک کاری با همسر

    سلام جناب بی بی عزیز

    وقتی بعد مدت ها اومدم و این تاپیک رو دیدم واقعا ناراحت شدم..اینکه می گم کاملا احساسی هست که داشتم و نمی تونم بگم چه تاثیری روی من داشت ...
    من صحبت های تک تک دوستان رو چند بار خوندم...و حتی الان صحبت های فرشته جان که برای من اشناست...من به شدت با تحلیل اقای SCi ,و خانم زن امیدوار موافقم..و همین طور اشارات خوبی که تمام دوستان در تحلیل احساس زن و بازخورد اونها در موقعیت های مختلف داشتند و حسن ختام اون مدیر همدردی که راه حل خوبی را بیان کردند...اینجا صحبت کردن من نکته ای به این همه نکته اضافه نمی کنه ولی گفتم منم به عنوان یک زن احساسمو بگم...
    بی بی جان متاسفانه یا خوشبختانه رفتار شما خیلی به همسر من شبیهه و متاسفانه برخورد من به همسر شما ..البته نه همیشه ولی گاهی ...
    ببین بی بی همسر من ادم در عین حال احساساتی ولی منطقی هست..همیشه در گفتگو ها مثل شما عمل می کنه و برای همه چیز دنبال یک جواب منطقی می گرده..یعنی همون چیزی که دوستان گفتن...حل مشکل...اونم به صورت مداوم...این خیلی سخته چون منم بیشتر اوقات مجبورم توضیح بدم..البته من گفتگو دوست دارم و اوایل خیلی استقبال می کردم ولی وقتی دیدم این جمله مشهوره : اگه اشتباه کنم معذرت می خوام همسر من از دهان شما هم خارج شده احساس کردم همسر شما حسی مشابه من داره..در صحبت های ما اکثر اوقات چون من احساسی ام همسرم فکر می کنه منطقیه و علی رغم اینکه نشون میده درک می کنه حس منو ولی این طور نیست..یعنی در واقعیت این طور نیست و اون حس من کامل درک نمیشه و متاسفم که اینو بگم در حضور تالار ولی منم تو این صحبت ها چند باری خودمو زدم....
    تعجب نکن یا حتی دوستانی که منو می شناسن..من دختری ام که خنده از لبم دور نمیشه ولی در این موقعیت گفتگو ها 2-3 بار خودمو زدم اونم خیلی بد... فعلا تا اینجا ......

    میشه به من بگی تیپ شخصیتی همسر شما چیه؟
    و توی این 13 سال زندگی مشترک ..در همان سالهای اول چنین رفتارهایی دیده بودید که الان دوباره سر باز زده؟

    بی بی وقتی یک زن به نظر من همسرشو می زنه یا خودشو می زنه که واقعا و حقیقتا مستاصله ..بی بی این حرف هایی که می زنم اصلا مشاوره ای نیست .فقط احساسه..احساس یک زن خیلی مهمه که شما مردها واقعا گاهی اون رو درک نمی کنین..می دونم درست نیست..مدیر ..فرشته...و سایر دوستان ..می دونم درست نیست که من بعد از این همه عضویتم واینکه می دونم خط مشی هرکدام شما ها چیه اینو می نویسم ولی واقعا الان تو فاز احساسم... وقتی زنی که همه چیز داره ..شخصیت..زیبایی...مال..خانواد ..عشق..تحصیل ...یک مرد با سوال و جواب هایی که به قول مدیر محترم میشه از کنارش گذشت خون ادمو تو شیشه می کنه و یک زن علی رغم همه محسناتش احساس کمبو اعتماد به نفس می کنه و موقع گفتگو توان مقابله با حرف های هرچند منطقی همسرشو نداره و بازخورد عاطفی مثبت هم در حین گفتگو نمی گیره نتیجه میشه همین..جیغ و داد...زدن...من که یکساله زندگی مشترک دارم ولی شما که 13 ساله چرا؟
    می دونی بی بی مشکل همسر شما اصلا مهمونی و این برنامه ها نیست..مشکل همسر شما چیزهای دیگریست که تو این 13 سال جمع شده و شما فکر کردی با گفتگو حلش کردی ولی فقط برای شما حل شده نه برای اون خانم مهربونی که عشق و جوونیشو به پای شما ریخته...اینو من می گم چون می دونم شما خانمی نرمال از نظر روحی داری و بیماری ندارن...بی بی باید نه تنها همسرت عوض بشه خودت هم عوض بشی ..به فکر اون پسر کوچولوت باش که توی اتاق بغلی صدای شما رو میشنیده...این کارو هرگز تکرار نکن...بی بی هرگز و هیچوقت دوباره کنترل خشمتو از دست نده ودست روی زنت بلند نکن..هیچوقت..وگرنه هیچوقت اون زن با همون مهر قبلی تو رو در اغوش نمی گیره..می دونم دل تو هم شکسته ...قبول دارم کار اون هم درست نبود که شما رو زد...ولی شما می تونستی خیلی رفلکس بهتری بدی..اون صحنه تصور کن برای بار اخر ببین زنت چه دردی رو هم از کتک شما هم از زدن خودش تحمل کرده...شما مردی ..احساس شما هم با زنتون متفاوته...واقعا قلبم درد گرفته دارم اینا رو می نویسم...بیشتر شبیهه درد و دل شد تا مشاوره..ولی من فکر می کنم شما مردها نیاز دارید که احساس ما زن ها رو بدونید...من وقتی خودمو زدم..منی که تو تمام عمرم از هیچکس کوچکترین کتکی نخوردم ببین چه احساسی داشتم که اینکارو کردم...و نمی تونم بهت بگم چقدر وحشتناک بود و اگر قرار بود همسرم هم منو بزنه که دیگه هیچ...من مستاصل بودم...من خسته شده بودم...از این همه توضیح دادن ها که به نظر مردها منطقی نیست..بابا بعضی وقت ها ما زنها اصلا دلمونن نمی خواد منطقی باشیم..دلمون می خواد فقط یکی بیاد و ما رو ببوسه..حتی اگر اشتبااه کردیم اگر کوچیکه ازشون بگذره..همون طور که ما زنها می گذریم...
    شما و خانمتون هر دو نیاز دارید اصلاح بشین..همون کاری که من و همسرم کردیم ..حالا می رسم به اینی که می خواستم بگم..

    من یک روز به توصیه دوستانی که می شناسی نشستم و به همسرم گفتم..تمام احساسی که داشتم ..از تمجید و تعریف هام و عشقم گفتم و کم کم از حسی که دارم...دقیقا تمام این چیزهایی که شما از همسرت گفته بودی در من ایجاد شده بود..همه رو بهش گفتم...بدون هیچ خجالتی...و خوشبختانه همسر من اهل مشاوره و عمله..اون هم حسشو به من گفت و دقیقا همین حرف های شما بود...چرا مخالفت می کنی مثلا فلان جا برم؟چرا؟چرا؟..من تک تک حس هامو گفتم و از اون خواستم هیچی نگه....و فقط به چشماش نگاه کردم و در عین حال محیط کاملا عاشقانه..بهش گفتم وقتی خودمو می زنم چه حسی دارم و چرا این کارو می کنم...اون گریه کرد...می گفت من نمی فهمیدم که این طور کنکاش کردن اونم مردانه...(نه با لطافت) همچین اثری روی تو داره...ما هردومون از یک ناگاهی رنج می کشیدیم...حالا اون می دونه همون حرف مدیر عزیز رو که همیشه گفتگو کردن لازم نیست و باید رها کرد...بایدگذشت..قرار نیست همیشه همه چیز سر جای خودش باشه ....گاهی ممکنه همه چیز بهم بخوره...
    بی بی رها کن....خیلی چیزها رو میشه رها کرد و بعد کم کم پیاده کرد..اونو بغل کن و یکی از مشکلاتو ارام ارام تو گوشش نجوا کن...بهش شخصیت بده ...بار دیگه همون طور که یکی از دوستان گفت اگر خودشو زد و یا غیره شما وارد این سیکل معیوب نشو...نزن...دستشو بگیر تا نه تنها تو رو نزنه ..خودشم نزنه..این همون زنیه که تو عاشقشی...نزار با این کج خلقی ها ..جسمی و روحی که متعلق به توست ازت دور بشه..الان من بعد اون چند بار که رخ داد دیگه مشکلی نداشتم...الان یاد گرفتیم توصیه مدیر رو تو زندگی عمل کنیم.و به قول اقای sci مهارت گفتگو و خط قرمزهاشو یاد بگیریم...
    طولانی شد می دونم...خیلی هم شاید مفید نبود..من فقط می خواستم حس زنتو برات تداعی کنم تا حدی تا بدونی.....امشب خیلی احساسی شدم...شاید فردا با منطق بیشتری برات حرف بزنم....

    موفق باشی..
    سارا



    __________
    اخ اخ فرشته جونم عجب پستی زدی ها ....من الان دیدم....

  18. 8 کاربر از پست مفید سارا بانو تشکرکرده اند .

    سارا بانو (شنبه 22 مهر 91)

  19. #50
    عضو فعال آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 18 مرداد 94 [ 14:38]
    تاریخ عضویت
    1387-6-12
    محل سکونت
    همدردی
    نوشته ها
    2,297
    امتیاز
    31,060
    سطح
    100
    Points: 31,060, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 10.0%
    دستاوردها:
    VeteranSocial25000 Experience Points
    تشکرها
    11,614

    تشکرشده 12,544 در 2,270 پست

    Rep Power
    258
    Array

    RE: کتک کاری با همسر

    دوستان عزیز ، کارشناسان گرامی و مدیر ارجمند

    واقعا شوکه شدم ، انتظار این همه محبت از شما رو نداشتم. تک تک پاسخها بسیار غنی و حاوی نکات ظریفی در آنها بود و بدون اغراق از سطح گنجایش و درک بنده بالاتر.
    یادمه 5 سال پیش که مراجعه حضوری به یک مشاور داشتیم پس از گذشت 4 جلسه و صرف وقت زیاد ، یک راهنمائی سازنده و راهگشا و البته بسیار سودمند بیان کردند. در حالیکه در مقام مقایسه، توصیه های ذیقیمت دوستان همدردی قابل قیاس با آن نیست.

    برای دوستان عزیزم عرض کنم ، که موضوع ما روز پنچشنبه با نوشتن یک نامه - برگرفته از توصیه شما - خیلی کوتاه آغاز و نهایتا تا 5 ساعت بعد از آن به پایان رسید ، البته درددلها روز جمعه و بعد از ظهر آن ادامه داشت و مانده التیام زخمها که با دعای خیر شما دوستان بطور حتم ختم به خیر خواهد شد.

    با تشکر ، البته درسهای این تاپیک برای من همیشگی خواهد بود.
    با توجه به محدودیت ارسالهای این تاپیک و حل مشکل بنده تا اینجای کار ، نیازی به ادامه نمی بینم ، مگر اینکه دوستان تمایل داشته باشند که در اینصورت با کمال میل از ارسال های بعدی ادامه داده و نظرم رو خواهم داد.
    تا مدیران چه بفرمایند.
    برای همگی شما هر انچه خیر و خوبی است مسئلت دارم


  20. 12 کاربر از پست مفید baby تشکرکرده اند .

    baby (یکشنبه 23 مهر 91)


 
صفحه 5 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 11:17 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.