سلام
چی دلت می ترسه که بری جلو جواب نه بشنوی ؟ بهتر از این فکرت بیخودی مشغول کنه و تو رویات به اون برسی ؟ بابا ایول داری با این اعتماد به نفس
یک جوری که جلب توجه نکنه بکش بیرون از کتابخونه باهاش حرف بزن ببین نظر اون چیه بعد توی رویات برای خودت و اون یک قصر زیبا درست کن من هم که هم سن تو بودم یک با همچین موضوع برام پیش اومد و جلو نرفت الان بفهمی نفهمی یک پشیمونم ولی یاد گرفت باید رفت جلو و حرف زد پس همین امروز شروع کن و کارت به فردا نداز
موفق باشی