به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 20
  1. #11
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 01 بهمن 90 [ 01:34]
    تاریخ عضویت
    1387-5-02
    نوشته ها
    87
    امتیاز
    3,865
    سطح
    39
    Points: 3,865, Level: 39
    Level completed: 44%, Points required for next Level: 85
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    27

    تشکرشده 28 در 23 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: از زندگی ام خسته ام

    سلام به همه دوستان
    ممنون از راهنمایی هایتان
    راستش دعوا تو خونه ما کم پیشمیاد بشتر حالت های دلخوری و کم حرفی
    نمی دونم چرا اینا رو اینجا می گم
    اما دلم میخواد با یکی روارست باشم و مشکلم بگم با خانوادم که نمیشه چون نمی خوام فکر کنن دخترشون مشکل تو زندگیش داره
    تازه هم اکه بگم دردی را دوا نمی کنن
    حرفای زندگیم هم تو فامیل می پیچه که اصلا برام خوشایند نیست
    ما باهم بد نیستیم اما سر یه مسائلی مشکلات داریم
    میدونم که می گید اینا عادیه
    مثل زمان بچه دار شدن
    (که من واقعا از فکر کردن بش فراری هستم)
    نمی دونم چرا شاید به علت فشارهای خانواده شوهرم(مادر شوهرم) برای بچه دار شدنه
    نمی دونم
    تازه درسم تمام شده این یک سال که دانشجو بودم و همزمان خانه داری کردم خیلی بم فشار اومد
    و حالا دلم می خواد یه نفس راحت بکشم از زندگی ام لذت ببرم
    اما فکر بچه اعصابم بهم می ریزه
    سعی می کنم با منطقی حرف زدن با همسرم اونو متقاعد کنم که الان برامون زود
    گاهی موفق می شم
    اما تازگیا نه خیلی مشتاق شده و من فعلا بچه نمی خوام حداقل تا یکی دو سال دیگه
    اینم که گفتم احاس می کنم با یه بچه ازدواج کردم منظورم این بود
    که احساس می کم شوهرم یه محبت بی انتها می خواد
    یه توجه دائمی
    یه مراقب یه همراه پا به پا
    و من دوست ندارم انقدر وابسته باشه
    از حق نگذرم اون واقعا برای من اینطور
    مثلا وقتی من مریضم تمام کارها رو خودش می کنه و نمی ذاره من حتی از جام پا شم
    ولی من در بیماری اون اینطور نیستم نمی دونم چرا اما احساس می کنم واقعا حالش بد نیست و برای اینکه بش توجه کنم خودش به مریضی زده

    فکر می کنم مشکل از من
    من نمی تونم همیش محبت کنم
    همیشه در کنارش باشم
    می خوامم همیشه آزاد باشم و مال خودم
    از انجام وظایف زناشویی خوشم نمی یاد
    ازدواجم تحمیلی نبود اما می خواستم آزاد تر باشم از قید بند های خانوادم رها شم
    و همسرم بهترین گزینه انتخابیم بود
    الانم که آرومتر از آن شب هستم
    فکر نمی کنم مرد بدی باشه ویژگی های مثبت زیادی داره
    شاید مشکل در من
    من که آدمی درون گرا هستم
    بیشتر در خودم هشتم
    تازگی ها تحمل هیچ انتقادی ندارم حتی از خواهرم که با هم فوق العاده صمیمی هستیم
    یا از شوهرم
    تا می خواد انتقادی از من بکنه قهر می کنم و از اتاق خارج می شم
    مدتی با دیگران حرفی رای زدن ندارم
    و تعجبم اینه که چرا با شما(دوستان این سایت(انقدر راحت هستم
    از خودم خستم
    دلم می خواد تنها سفر کنم
    تنها باشم
    تنها باشم
    هرچی که می خوام و بعد بم میدن اصلا خوشحال نمی شم
    از کمک های دیگران بدم میاد و اونو یه جور دخالت فرض می کنم

    با اینکه مدام بیرون هستم باز دلم می خواد از خونه برم بیرون و وقتی می رم بیرون می خوام هرچه زودتر برگردم خونه
    مشکل در منه؟

  2. #12
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 20 مهر 87 [ 10:04]
    تاریخ عضویت
    1386-11-01
    نوشته ها
    642
    امتیاز
    5,809
    سطح
    49
    Points: 5,809, Level: 49
    Level completed: 30%, Points required for next Level: 141
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    470

    تشکرشده 496 در 278 پست

    Rep Power
    83
    Array

    RE: از زندگی ام خسته ام

    سلام ترانه جان مي تونم بپرسم شما چند سالتونه ؟ و همينطور شوهرتون چند سالشه ؟
    به نظر من اگه شما يك مدت تنها باشي و تنهايي رو حس كني شايد قدر شوهرتو بيشتر بدوني اينطور كه معلومه شوهرت مشكل خاصي نداره فقط شايد كمي بيشتر از تو احساسي باشه . من فكر مي كنم به خاطر اين يك سال كه هم فشار درسي روت بوده و هم از طرفي وارد يك مرحله جديدي از زندگي شدي و اين مرحله از زندگي خودش براي شروع هم كلي انرژي مي خواد هم مطالعه و صبرو شكيبايي و چون اين فشارها براي تو ادغام شده باعث شده به اين مرحله از خستگي برسي و احساس كني كه دوست داري تنها باشي و كسي بهت كاري نداشته باشه و فقط خودت باشي و خودت و مجبور نباشي براي كسي شام درست كني خونه تميز كني و ناز كسي رو بكشي . اين حالت تو گذراست و فقط كافيه كه براي مدتي تنها باشي و خودت و ازاد ازاد فرض كني و احساس كني تنهايي در ان صورته كه مي توني دوباره به زندگيت روح ببخشي فكر كن كه دوباره مي خواي ازدواج كني از نو و همه چيزو مي خواي از ابتدا با انرژي بيشتر شروع كني البته بعد از اينكه خستگيت در رفت و به تنهايي خودت رسيدي

  3. #13
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 01 بهمن 90 [ 01:34]
    تاریخ عضویت
    1387-5-02
    نوشته ها
    87
    امتیاز
    3,865
    سطح
    39
    Points: 3,865, Level: 39
    Level completed: 44%, Points required for next Level: 85
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    27

    تشکرشده 28 در 23 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: از زندگی ام خسته ام

    من 23 سالمه و شوهرم 25 سال
    نمی دونم شاید حق با شما باشه
    و درس وندن همزمان منو زیاد خسته کرده باشه تا جایی که به این مرحله رسیدم
    وقتی آروم هستم واقعا دوستش دارم و از انتخابم راضیم اما من می خوام همیشه این حس را داشته باشم

  4. #14
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 12 شهریور 87 [ 16:21]
    تاریخ عضویت
    1387-5-08
    نوشته ها
    9
    امتیاز
    3,351
    سطح
    36
    Points: 3,351, Level: 36
    Level completed: 1%, Points required for next Level: 149
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    2

    تشکرشده 3 در 3 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: از زندگی ام خسته ام

    سلام
    ميدوني بعد از يه مدتي همسرت چجوری ميشه؟
    ميشه يه مردي مثل من
    هر جا که زوجي رو ميبينه که با هم ميگن و ميخندند وحال ميکنن خودشو ميذاره جای اونها
    شايد ديگه نخواد وقت بيشتری تو خونه باشه
    هميشه تو روياها و يا تو فيلمها دنبال عشقبازي و... ميگرده
    يا دلش می خواد خودشو تو کار غرق کنه يا با دوستاش باشه و شايدم يکي رو پيدا کنه که ...
    من چند دفعه با همسرم صحبت کردم ولی اونهم مثلا شما فکر می کنه
    من آدمی شاد و شوخ طبع بودم و دوست داشتم با انژري زياد با همه احوالپرسی و معاشرت کنم
    ولي الان دنبال يه جاي خلوت می گردم که کسی توش نباشه و برم تو غار تنهاييم
    چند وقتيه دنبال کسی می گردم که درکم کنه ، محبت داشته باشه ، غر نزنه و ...
    ولی اينو بدون من عاشق همسرم بودم ولی کم کم اين طور شد.
    نصيحت منو گوش کن و با همسرت اونطور باش که اون می خواد ( حداقل کمی بهش توجه کن) نتيجه اش رو خيلي زود در زندگيت مي بيني

  5. کاربر روبرو از پست مفید arian1358 تشکرکرده است .

    arian1358 (یکشنبه 24 شهریور 87)

  6. #15
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 01 بهمن 90 [ 01:34]
    تاریخ عضویت
    1387-5-02
    نوشته ها
    87
    امتیاز
    3,865
    سطح
    39
    Points: 3,865, Level: 39
    Level completed: 44%, Points required for next Level: 85
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    27

    تشکرشده 28 در 23 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: از زندگی ام خسته ام

    مرسی از راهنماییتون
    راستش چند روزیه که دارم باش با حوصله برخورد می کنم
    و دیگه ازون چیزایی که قبلا غر میزد حالا با خنده در بارشون حرف می زنه
    مرسی از راهنماییتون
    کاش همیشه بتونم براش وقت بذارم
    امروز جشن سالگرد ازدواجمونه
    و هردومون خیلی خوشحالیم
    مرسی از همه دوستان

  7. 2 کاربر از پست مفید tarane5000 تشکرکرده اند .

    tarane5000 (پنجشنبه 10 مرداد 87)

  8. #16
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 29 مهر 87 [ 14:11]
    تاریخ عضویت
    1387-6-17
    نوشته ها
    94
    امتیاز
    3,709
    سطح
    38
    Points: 3,709, Level: 38
    Level completed: 40%, Points required for next Level: 91
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    11

    تشکرشده 12 در 11 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: از زندگی ام خسته ام

    سلام عزیزم
    خوب ببین نه تنها مردها بلکه زنها و تمام موجودات روی این کره خاکی تشنه محبت هستند شما قربون صدقه رفتن و ناز کشیدن رو بچگی می دونید و به نظرتون اشتباه هست و شوهر تو برعکس این چیزها نیازش هست و اگر برآورده نشه مشکل ساز میشه. اصلا این جوری فکر نکن که به من وابسته میشه. اصلا بگو ببینم اگه به تو وابسته نشه پس به کی وابسته بشه به دخترهای توی خیابان؟ اشتباه زنان ما همین هست فکر می کنن این حرکات بچه بازی هست. در حالی که خیلی خیلی در اشتباه هستند و چوبش رو هم می خورن. این فکرهای بیهوده و بی فایده رو بنداز دور، تا شوهرت از سر کار می یاد برو به استقبالش و در آغوشش بگیر و ببوسش و بگو بدون اون هیچی از گلوت پایین نمیره. بزار احساس کنه که یک نفر هست که براش ارزش قائل هست. خشک بودن و جدی بودن برای بقال سر کوچه هست نه شوهر. امیدوارم که عملش کنی. شاد باش و بخند

  9. کاربر روبرو از پست مفید گل بن تشکرکرده است .

    گل بن (شنبه 23 شهریور 87)

  10. #17
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 01 بهمن 90 [ 01:34]
    تاریخ عضویت
    1387-5-02
    نوشته ها
    87
    امتیاز
    3,865
    سطح
    39
    Points: 3,865, Level: 39
    Level completed: 44%, Points required for next Level: 85
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    27

    تشکرشده 28 در 23 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: از زندگی ام خسته ام

    مرسی گل بن عزیز

  11. #18
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 20 آبان 87 [ 19:52]
    تاریخ عضویت
    1387-5-20
    نوشته ها
    245
    امتیاز
    4,088
    سطح
    40
    Points: 4,088, Level: 40
    Level completed: 69%, Points required for next Level: 62
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    82

    تشکرشده 82 در 59 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: از زندگی ام خسته ام

    چه روز خوبی بازهم یکی دیگه توی این تالار مشکلش حل شد بدون مراجعه به روانکاو و فقط با اهمیت دادن به خواسته همسرش و یه مقدار گذشت
    قابل توجه آقای گردآفرید!!!!!
    گردآفرید جان فکر کنم خیلی کتابهای نیچه رو می خونی اینقدر منفی و ناممکن به مشکلات نگاه نکن خیلی از مشکلات ساده تر از اونی هستند که ما فکر می کنیم فقط کافیه یه مقدار عاقلانه تر و با آرامش بیشتر به موضوع نگاه کنیم تا اختلاف سلیقه ها خودشون رو به شکل یه موضوع روحی و روانی نشون نده
    در پناه حق

  12. #19
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 31 فروردین 88 [ 14:12]
    تاریخ عضویت
    1387-6-23
    نوشته ها
    35
    امتیاز
    3,513
    سطح
    37
    Points: 3,513, Level: 37
    Level completed: 9%, Points required for next Level: 137
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    1
    تشکرشده 1 در 1 پست
    Rep Power
    0
    Array

    RE: از زندگی ام خسته ام

    چرا اينقدر خسته اي عزيزم مشكل شما واقعاً در برابر بعضي مشكلات خيلي كوچيكه چه اشكالي داره با محبت با هم رفتار كنيد همسر شما واقعاً اگر دوستتان نداشت اينقدر به محبت شما احتياج نداشت پس مطمئن باشيد دوستتون داره تازه يكساله از زندگيتون ميگذره نبايد اينقدر زود از مسائل كوچولو خسته شي مقاوم باش بعضي وقتها براي راضي نگه داشتن طرف مقابل گذشت لازمه.

  13. #20
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 01 بهمن 90 [ 01:34]
    تاریخ عضویت
    1387-5-02
    نوشته ها
    87
    امتیاز
    3,865
    سطح
    39
    Points: 3,865, Level: 39
    Level completed: 44%, Points required for next Level: 85
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    27

    تشکرشده 28 در 23 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: از زندگی ام خسته ام

    ممنون نقطه سر خط و zhrh
    عزیز


 
صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 12:42 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.