RE: در سن 30 سالگی تک و تنهام
مینوش جونم سلام
حال و احوالت چطوره؟ امیدوارم منو ببخشی که دیر به دیر برات مینویسم
تو بیشتر از من پیگیر حل مشکل من هستی,چقدر مهربونی عزیزم
تموم حرفهایی که برام نوشتی رو کامل خوندم,مرسی که برام وقت گذاشتی
درسته کسی تاپیک رو نذاشت برا قسمت مدیرها,اما راهنماییهای تو خیلی خیلی خوب بود
تواناییش رو داری یه مشاور خوب بشی ;) جدی میگم
همونجور که میگی اون شروع سخته,منم عین خودت هستم ,توی این مورد هم که شرایط خاص هست و به یکی دیگه هم بسته هست بدتر هست.
من خودم یه طرف قضیه هستم,ولی بنظرت کسی راضی میشه با این شرایط قبول کنه با من بمونه؟ا؟
اما حرفت رو قبول دارم,
فرضا همین شرکت رو چند سال بود توی نظرم بود ولی شروع نمی کردم,ولی اونروز گفتم لااقل برم ثبت کنم که جوگیر شدم و حتی قبل ثبت شرکتم چندتا کار گرفتم و الان ظهر میام خونه لباس عوض میکنم و میریم دنبال کارم
ﮔﺎﻫﻲ ﻣﻴﺮﺳﻪ ﮐﻪ ﺩﻳﮕﻪ ﺍﺯ ﺧﺪﺍ ﻧﻪ ﭘﻮﻝ ﻣﻴﺨﻮﺍﻱ ؛ﻧﻪ ﺧﻮﻧﻪ ﻣﻴﺨﻮﺍﻱ ،ﻧﻪ ﮐﺴﻮ ﮐﺎﺭ ﻣﻴﺨﻮﺍﻱ !ﻧﻪ …
ﻳﻪ ﻣﻮﻗﻊ ﻫﺎﻳﻲ ﻫﺴﺖ ﻓﻘﻂ ﻳﻪ ﺩﻝ ﺧﻮﺵ ﻣﻴﺨﻮﺍﻱ!
ﻓﻘﻂ ﻳﻪ ﺩﻝ ﺧﻮﺵ … !!!
علاقه مندی ها (Bookmarks)