رايحه عشق عزيزم...
نميدوني چقدر دلم برات تنگ شده بود،هر وقت ميومدم تالار خدا خدا ميكردم يه پستي ازت توي تاپيك خاطرات يا جزيي ترين كارها ببينم،امروزم كه ديدم ناراحتي خيلي دلم گرفت وبرات ازصميم قلب آرزوي شادي وشادكامي كردم...
و اما دوست خوبم...تاپيك قبليتونو كه درش آقاي sciراهنماييت كرده بود خوندم،نفهميدم در اين مدت آيا پيشرفتي داشتين،چه كارهايي انجام دادين؟تونستين پدرتونو به يك پزشك كه در زمينه ي ترك تبحرداره ببريد؟مشكل جنسي ودرخواست بچه دار شدن مادرت به كجا انجاميد؟(اگه يه كم در مورد تلاشهايي كه كردين وبازخوردهايي كه ديدين بگي راحت تر ميشه نظرداد)
رايحه جان...يه كم صبر كن،يه كم توضيح بيشتر بده،در مورد اينكه داييتون بره يا نره نميشه دقيق نظري داد،چرا كه ازنظر من فرآيند ترك خيلي زمانبر هست،و اگه حتي درش قدمهاي اشتباهي هم برداشته بشه درصورتيكه بتونيم كل مسيرو هدايت كنيم چندان ناراحت كننده نيست؛الان بيشتر از همه اين مهمه كه به خودت مسلط باشي،نتيجه گرايي صرف رو بزاري كنار(چون فكر ميكنم يه جورايي چشم اميد بستيد به داييتون،اما احتمال اين كه اين موضوع هم جواب نده متاسفانه هست)،اميدوار باشي و به خدا توكل كني....
وقتي آرومتر شدي بيا برامون بنويس...
موفق باشي دوست خوبم![]()








علاقه مندی ها (Bookmarks)