
نوشته اصلی توسط
meinoush
ببین واسه این پرسیدم از کی شروع شده که ببینم افسردگی هست یا نه که نیست و حالت خوبه. البته نمی دونم چرا جلسات روان درمانی می ری اما مطمنم افسرده نیستی :)
خوب می دونی باید چه کار کنی؟ هر وقت که می خوای حرفی بزنی یه چند ثانیه ای فکر کن. یه کوچولو به خودت مهلت بده که سریع حرفه از دهنت نپریده باشه بیرون.
به نظر نمیاد کارات اشتباه باشه که بخوای خودتو سرزنش کنی. فقط پخته نیست. که به مرور می شه. پس خودتو اصلا سرزنش نکن و مشغول تمرین زندگی باش. همین الانم داری تمرین می کنی و کم کم اوضاع خوب میشه. ادم تا اشتباه نکنه که چیزی یاد نمی گیره. البته نمی شه به کارایی که کردی گفت اشتباه به نظر من. مجبور بودی دنبال فاند بری دیگه.
یه چیز دیگه هم یادت باشه نمی شه همه چی رو با هم داشت مگه اینکه خیلی ادم فکر کنه که بازم وقت از دستش می ره. مثلا نمی شه هم بخوای دنبال فاند بگردی وقتی پول نداری و عجله داری هم به دل استادت نگاه کنی که یه وقت ناراحت نشه. البته می شه یه کمی ناراحت شدنشون کم کرد و یه جورایی پخته تر رفتار کرد و اینارو نگران نباش خودت داری یاد می گیری.
اصلا نیازی به سرزنش کردن خودت نیست. هیچ کار بدی نکردی. اما برای اینکه بتونی بهتر رفتار کنی می تونی چند ثانیه تا یه دقیقه به چیزی که می خوای بگی فکر کنی بعدا بگی. اگه هم که نه خودت رو همینطور که هستی قبول کن و بپذیر و راحت باش.
موفق باشی.
--
جالبه. اسمت اشنا بود واسم الان نگاه کردم شناختمت! کسی که کوتاه می نویسه و تند و تیز!! خوبی؟
نمی دونستم ایران نیستی. نوشته بودی من نمی فهمم شرایط اون دخترخانمی رو که پدر مادرش رهاش کرده بودنو رفته بودن. در صورتی که اشتباه می کردی! من داشتم سعی می کردم وسط ناراحتی دنبال یه راه بگردم که اون دختر بتونه از پدر مادر بی کفایتش حداقل این کمک رفتن به یه کشور دیگه رو بگیره.
نوشته بودم که خیلی خسته ام. نوشتی واسه تیرویید ازمایش بدم. اینبار اشتباه نکردی! البته تیروییدم مشکل نداشت اما ازمایش خونم و گلبول های خونم یه مقدار تعدادشون کم شده بود.
بازم موفق باشی :)
علاقه مندی ها (Bookmarks)