به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 3 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 53
  1. #21
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    سه شنبه 28 فروردین 03 [ 01:56]
    تاریخ عضویت
    1390-10-11
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    2,483
    امتیاز
    37,786
    سطح
    100
    Points: 37,786, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsRecommendation Second ClassVeteranOverdriveTagger Second Class
    تشکرها
    8,332

    تشکرشده 10,025 در 2,339 پست

    حالت من
    Ashegh
    Rep Power
    374
    Array

    RE: ادامه تلاش من با صبر

    مریم جان سلام

    خوبی خواهر گلم؟

    یه زمانایی ما وقعا نمیدونیم چرا اینقدر همه چیز بهم میپیچه..اما ما از حکمت کارهای خدا خبر نداریم.

    همه ما در زندگی دریگر مشکلاتی هستیم.اما نوع و جنسش فرق میکنه.مهم اینه که تو تلاشت رو کردی.دیگه بقیه اش رو بسپر به خدا...

    چند بار شده در این مدت که این مشکلات رو داشتی گفتی خدایا راضی ام به رضات؟

    رابطه ات رو با تالار کمرنگ نکن.خیلی مواقع نوشتن در تاپیکت ارومت میکنه.ضمن اینکه مشکلات بچه های دیگه رو هم که ببینی اون وقت میفهمی تنها نیستی.

    نگران نباش.روزهای سخت موندنی نیستن.خوده خدا تو قرآن میگه من به اندازه توان بنده هامون ازشون امتحان میگیرم.


    از ته دل مریم جان..ببین واقعا دارم میگم از ته دل....بسپر به خدا.به خدا بگو خدایا هرچی تو برام در نظر گرفتی راضی ام بهش.چه میخوا درست شدن زندگی باشه و چه طلاق.

    بسپر به اون و از خودش طلب خیر بکن.موفق باشی



  2. 6 کاربر از پست مفید maryam123 تشکرکرده اند .

    maryam123 (پنجشنبه 06 مهر 91), mohammad6599 (شنبه 19 مرداد 92)

  3. #22
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 29 مرداد 05 [ 12:38]
    تاریخ عضویت
    1391-5-02
    نوشته ها
    1,287
    امتیاز
    26,066
    سطح
    96
    Points: 26,066, Level: 96
    Level completed: 72%, Points required for next Level: 284
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocialVeteranOverdrive25000 Experience Points
    تشکرها
    3,683

    تشکرشده 4,954 در 1,249 پست

    Rep Power
    226
    Array

    RE: ادامه تلاش من با صبر

    من هم قلبا از خدا میخوام بهت آرامش بده

    میتونم احساس کنم الان در چه حالی هستی.ما خانمها عواطف و احساساتمون قوی هست و رسیدن به آرامش در این شرایط واقعا یه مبارزه محسوب میشه.امیدوارم توی این مبارزه پیروز بشی.

    من همه تاپیکهات رو نخوندم ولی تا جایی که من میدونم شما تلاشت رو کردی بقیه اش رو به خدا بسپار و نترس

    شاید شما یه اشتباهاتی کرده باشی ولی مهم این هست که سعی کردی جبران کنی تا جایی که ظرفیت داشتی تلاش کردی.

    راستش من زیاد خیری توی زندگی با فردی که چمشمش به دهن مادرش هست نمیبینم واقعا سخته(چه برای شما و چه برای کس دیگه ای اگه جای شما بود).اگه مادرش خیلی منطقی هم باشه و همیشه بهترین راهها رو جلوی روش بذاره باز هم سخته چون تمام استقلال و شخصیت آدم زیر سوال میره حالا اگه تصور کنی اون مادر هم زیاد عاقل نباشه که دیگه ادامه این زندگی خیلی به آدم فشار میاره.

    خدا هم ظرفیت شما رو میدونه به خودش بسپار

  4. 3 کاربر از پست مفید فکور تشکرکرده اند .

    فکور (پنجشنبه 06 مهر 91)

  5. #23
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 10 شهریور 98 [ 17:16]
    تاریخ عضویت
    1391-5-16
    نوشته ها
    22
    امتیاز
    5,516
    سطح
    47
    Points: 5,516, Level: 47
    Level completed: 83%, Points required for next Level: 34
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger Second Class5000 Experience Points
    تشکرها
    44

    تشکرشده 44 در 15 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: ادامه تلاش من با صبر

    سلام مریم جان
    در جریان تاپیک هات بودم
    از خدا میخوام بهت صبر و آرامش بده
    این روز ها رورای خوبی برای دردل کردن با خدا و امام رضا

  6. 2 کاربر از پست مفید آویسا تشکرکرده اند .

    آویسا (شنبه 08 مهر 91)

  7. #24
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 24 تیر 93 [ 09:39]
    تاریخ عضویت
    1390-10-15
    نوشته ها
    224
    امتیاز
    3,034
    سطح
    33
    Points: 3,034, Level: 33
    Level completed: 90%, Points required for next Level: 16
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second Class1000 Experience Points
    تشکرها
    450

    تشکرشده 491 در 147 پست

    Rep Power
    37
    Array

    RE: ادامه تلاش من با صبر

    سلام ،
    مریم جان چقد خوبه که هنوزم میای به تاپیکم سر میزنی، ارتباطم با تالار قطع نشده هر روز صبح هستم تا ظهر ولی چیزی ندارم برای گفتن، میدونم که دعام میکنی، خیییییلی ازت ممنونم عزیزم.راستش نه هیچ وقت اونجوری از ته دلم به خدا نگفتم راضی ام به رضات صبرم خیلی کم شده، من جواب تلاشهام رو نگرفتم متاسفانه
    فکور عزیزم از شمام خیلی ممنونم که همچنان همراهیم میکنی،مرسی از دلگرمی که بهم دادی
    آویسا جانم، مرسی خانووووم
    sah@r , فکور , پرنیان 91 , maryam123 , parvane123 , تسلیم خدا , sanjab , آویسا , violet02 بابت دعاهاتون ممنون، چه حس خوبیه آدمایی که من رو نمیشناسن برام بدون چشم داشت دعا میکنن، ایشالا که خیرش برگرده به زندگیهاتون.
    راستی یه چیز دیگه میخواستم خصوصیات نامزدم رو اینجا به صورت دقیق بنویسم شاید کارشناسای تالار تونستن در تشخیص شخصیتش کمکم کنن، جون هر کاری کردم نیومد پیش روانشناس بالینی.
    دیر نیست به نظرتون برای این کار؟

  8. 6 کاربر از پست مفید maryam1363 تشکرکرده اند .

    maryam1363 (شنبه 08 مهر 91)

  9. #25
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    سه شنبه 28 فروردین 03 [ 01:56]
    تاریخ عضویت
    1390-10-11
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    2,483
    امتیاز
    37,786
    سطح
    100
    Points: 37,786, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsRecommendation Second ClassVeteranOverdriveTagger Second Class
    تشکرها
    8,332

    تشکرشده 10,025 در 2,339 پست

    حالت من
    Ashegh
    Rep Power
    374
    Array

    RE: ادامه تلاش من با صبر

    مریم عزیزم

    هیچ وقت دیر نیست

    کسایی رو میشناسم که برای طلاق تا توی محضر هم رفتن اما خدا نخواست و نشد

    تلاشتو بکن.اما در نهایت همه چیز رو بسپر بهش.

    دوستی داشتم که عاشق این بود پزشک بشه.خودشو کشت اما خوب نشد.یه رشته ای خوند و زندگیش همینطوری پیش میرفت.همیشه بهش میگفتیم کاش تو پزشکی میخوندی...خیلی دوست داشتی

    اونم همیشه میگفت من راضی هستم به رضای خدا.البته ناامید شده بود و میگفت خواست خدا این بود.راضی هستم به رضاش.

    تا اینکه چند وقت پیش یه قانونی گذاشتن برای لیسانس به پزشکی.جالب همه شرایطش جور بود و چقدر راحت در عرض چند ماه به ارزوش رسید !

    همه مونده بودیم.الان خودش میگه واقعا از اینکه نا امید بودم خجالت میکشم


    توکلت به خدا باشه.حتی در اخرین لحظات.حتی زمانی که میگن دیگه تمومه..دیگه امیدی نیست
    خیلی دست و پا زدی...من و بچه های تالار شاهدیم....خیلی چنگ زدی به زمین و زمان....

    حالا دیگه مریم جان وقتشه
    با
    ارامش و صبوری از ته دل بسپری به خدا ....

    من همیشه برات دعا میکنم

  10. 2 کاربر از پست مفید maryam123 تشکرکرده اند .

    maryam123 (یکشنبه 09 مهر 91)

  11. #26
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 11 آبان 93 [ 06:33]
    تاریخ عضویت
    1390-10-21
    نوشته ها
    214
    امتیاز
    3,214
    سطح
    35
    Points: 3,214, Level: 35
    Level completed: 10%, Points required for next Level: 136
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience PointsTagger First Class
    تشکرها
    422

    تشکرشده 448 در 154 پست

    Rep Power
    36
    Array

    RE: ادامه تلاش من با صبر

    نقل قول نوشته اصلی توسط maryam1363
    سلام ،
    مریم جان چقد خوبه که هنوزم میای به تاپیکم سر میزنی، ارتباطم با تالار قطع نشده هر روز صبح هستم تا ظهر ولی چیزی ندارم برای گفتن، میدونم که دعام میکنی، خیییییلی ازت ممنونم عزیزم.راستش نه هیچ وقت اونجوری از ته دلم به خدا نگفتم راضی ام به رضات صبرم خیلی کم شده، من جواب تلاشهام رو نگرفتم متاسفانه
    فکور عزیزم از شمام خیلی ممنونم که همچنان همراهیم میکنی،مرسی از دلگرمی که بهم دادی
    آویسا جانم، مرسی خانووووم
    sah@r , فکور , پرنیان 91 , maryam123 , parvane123 , تسلیم خدا , sanjab , آویسا , violet02 بابت دعاهاتون ممنون، چه حس خوبیه آدمایی که من رو نمیشناسن برام بدون چشم داشت دعا میکنن، ایشالا که خیرش برگرده به زندگیهاتون.
    راستی یه چیز دیگه میخواستم خصوصیات نامزدم رو اینجا به صورت دقیق بنویسم شاید کارشناسای تالار تونستن در تشخیص شخصیتش کمکم کنن، جون هر کاری کردم نیومد پیش روانشناس بالینی.
    دیر نیست به نظرتون برای این کار؟
    نه عزیز دلم به هیچ وجه دیر نیست. برای نجات یک زندگی هیچ وقت دیر نیست. اتفاقا باید حتی کوچیکترین راه های نرفته رو هم امتحان کنی و دست از تلاش بر نداری. این زندگی مشترکته و اینکه درست ترین تصمیم رو در موردش بگیری در حال حاضر مهمترین وظیفه ی توه. شاید یه مدت خسته شدی و بریدی و دست از تلاش کشیدی و تسلیم شدی ولی اگه الان احساس میکنی کمی قوای از دست رفته تو دویاره به دست آوردی و به خودت مسلط شدی و دوباره آماده جنگیدن و تلاش کردن برای حفظ کردن و ساختن زندگیت هستی چرا که نه؟ حتما بیا و بنویس. دوباره شروع کن. ما هم کنارت هستیم. هیچ وقت واسه طلاق دیر نیست. در دادگاه ها و محضر خونه ها همیشه بازه. تا جایی که میتونی وایستا و تلاش کن. وقتی برو که یه ذره تردید هم ته دلت باقی نمونده باشه و تلاش نکرده ای نداشته باشی.


  12. کاربر روبرو از پست مفید عسل. تشکرکرده است .

    عسل. (یکشنبه 09 مهر 91)

  13. #27
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 24 تیر 93 [ 09:39]
    تاریخ عضویت
    1390-10-15
    نوشته ها
    224
    امتیاز
    3,034
    سطح
    33
    Points: 3,034, Level: 33
    Level completed: 90%, Points required for next Level: 16
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second Class1000 Experience Points
    تشکرها
    450

    تشکرشده 491 در 147 پست

    Rep Power
    37
    Array

    RE: ادامه تلاش من با صبر

    خیییییلی ممنونم مریم عزیزم و ویولوت خوبم.
    مسئله اینه که من میخوام ادامه بدم و تلاش کنم امااااااااا چه فایده وقتی اون نمیخواد. به وکیلم گفته من حاضرم 10 میلیون تومن بدم و توافقی جدا بشیم.
    اینکه میخوام ویژگی هاشو بنویسم برای درست کردن اون زندگی نیست، فقط واسه اینه که کارشناسای تالار در تشخیص شخصیتش بهم کمک کنن چون هر کاریش کردم نیومد پیش روانشناس بالینی. وخاطرم هست که در اولین تاپیکی که توی تالار زدم فرشته مهربان خیلی تاکید کردن روی روانشناس بالینی.
    در هر حال دارم ریز ریز رفتارهاشو روی کاغذ مینویسم که بتونم دقیق به تالار منتقلش کنم.
    از همه تون یه دنیا ممنونم که انقد مهربونید. من توی دنیای واقعی انقد دوست خوب ندارم.ایشالا خدا جواب خوبیهاتون رو بده

  14. 4 کاربر از پست مفید maryam1363 تشکرکرده اند .

    maryam1363 (یکشنبه 09 مهر 91)

  15. #28
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 11 آبان 93 [ 06:33]
    تاریخ عضویت
    1390-10-21
    نوشته ها
    214
    امتیاز
    3,214
    سطح
    35
    Points: 3,214, Level: 35
    Level completed: 10%, Points required for next Level: 136
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience PointsTagger First Class
    تشکرها
    422

    تشکرشده 448 در 154 پست

    Rep Power
    36
    Array

    RE: ادامه تلاش من با صبر

    عزیزم از بابت اون هم اینقدر مطمئن نباش بذار یکم دیگه زمان بگذره...

    آره حتما در مورد همسرت بیشتر بنویس که بشه فهمید واقعا در ذهنش و احساسش چی میگذره.
    از نحوه آشناییتون و اینکه چی شد همسرتون شما رو برای ازدواج انتخاب کرد بنویس.
    مهمترین علتی رو که همیشه واسه طلاق مطرح میکنه چیه ؟ یعنی مهمترین علت نارضایتیش از شما و این زندگی که به خاطرش اصرار به طلاق داره چیه؟

    اگه ممکنه در مورد خودتم بنویس. از اینکه کجا زندگی میکنی، یه شهرستان کوچیک یا شهر بزرگ؟ از تحصیلات و شرایط مالی و کاری و درامد خودت. از قیافه ظاهریتم یه کم بگو. همه این آیتم ها رو در مورد همسرتم بگو.

  16. کاربر روبرو از پست مفید عسل. تشکرکرده است .

    عسل. (یکشنبه 09 مهر 91)

  17. #29
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 24 تیر 93 [ 09:39]
    تاریخ عضویت
    1390-10-15
    نوشته ها
    224
    امتیاز
    3,034
    سطح
    33
    Points: 3,034, Level: 33
    Level completed: 90%, Points required for next Level: 16
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second Class1000 Experience Points
    تشکرها
    450

    تشکرشده 491 در 147 پست

    Rep Power
    37
    Array

    RE: ادامه تلاش من با صبر

    نقل قول نوشته اصلی توسط violet02
    عزیزم از بابت اون هم اینقدر مطمئن نباش بذار یکم دیگه زمان بگذره...

    آره حتما در مورد همسرت بیشتر بنویس که بشه فهمید واقعا در ذهنش و احساسش چی میگذره.
    از نحوه آشناییتون و اینکه چی شد همسرتون شما رو برای ازدواج انتخاب کرد بنویس.
    مهمترین علتی رو که همیشه واسه طلاق مطرح میکنه چیه ؟ یعنی مهمترین علت نارضایتیش از شما و این زندگی که به خاطرش اصرار به طلاق داره چیه؟

    اگه ممکنه در مورد خودتم بنویس. از اینکه کجا زندگی میکنی، یه شهرستان کوچیک یا شهر بزرگ؟ از تحصیلات و شرایط مالی و کاری و درامد خودت. از قیافه ظاهریتم یه کم بگو. همه این آیتم ها رو در مورد همسرتم بگو.
    مرسی ویولت جان.چشم.در مور د نحوه آشناییمون خوب من بهشون معرفی شده بودم، یه روز مادرشون اومدن خونه ما و خییییلی از من خوششون اومد(تعریف از خودم نباشه هر کی میومد خواستگاریم خیلی خوشش میومد) و دو شب بعدش با پسرش به طور رسمی اومدن و ما با هم حرف زدیم و به نظرم اینطور اومد که خیلی اعتماد به نفس بالایی داره و همین زیادی جذبم کرد، از فرداش به ما گیر دادن که میخوایم با فامیلامون بیایم واسه خواستگار رسمی که خوب حدو 20 روز تا این اتفاق طول کشید و با فامیلاشون اومدن و رسما نامزد شدیم و بعد آزمایش عقد کردیم. توی اون فاصله من احساس کردم یه مقدار خشکه ولی وقتی معترض شدم گفت واسه اینه که هنوز به هم محرم نشدیم و هرچیزی به وقت خودش، منم دیدم خیلی این حرف منطقیه و پا پیچ نشدم ولی چند بار سوال کردم که آیا راضی به این ازدواج هست و خودش خواسته که نهایتا عصبانی شد و گفت من اگه نمیخواستم هیچوقت پا پیش نمیذاشتم و تو رو دوست دارم و .... و این رو هم فهمیدم که کاملا از همه جا در مورد من و خونواده م تحقیق کرده بودن و من رو با اطمینان تمام و کمال پسندیدن(کاملا عاقلانه)
    اینکه پرسیدی مهترین عامل در اصرارش به طلاق چیه باید بگم که این منم که اصرار دارم به جدایی نه اون. منم که نمیتونم باهاش ادامه بدم و الا اونا همین چند روز پیش پیغام فرستادن که من ادامه بدم و جدا نشم.وقتی میبینه من نمیخوام ادمه بدم میگه خوب منم نمیخوام.
    درمورد خودمم که پرسیدی: من لیسانس دارم با معدل 19 از یکی از 5 دانشگاه اول ایران، کارمند رسمی دولت هستم با یه درامد خوب، توی یه شهر کوچیک زندگی میکنیم و از لحاظ ظاهری هم همه بهم میگن خیییلی خوشگلی(حمل بر خودستایی نشه البته) من نظر دیگران رو گفتم ولی به نظر خودمم ظاهرم خیلی خوبه(خدارو شکر)
    در مور همسرم : مدرک معادل فوق دیپلم داره از پیام نور( که بعدا فهمیدم چون مدرساشو مسخره میکرده و بهشون میگفته بی سواد دانشگاه مجبور شده بهش معادل فوق دیپلم بده و... توی یه شرکت خصوصی کار حسابداری انجام میده(شرکت مال شوهر عمه شه) درآمد خوبی داره و گذشته از این وضع مالی خودشونم خوبه. قیافه خوبی داره و خوش تیپ و جذابه.
    در پست بعدی تمام ویژگی های نامزدم رو لیست میکنم و مینویسم. بی صبرانه منتظر نظر کارشناسای تالار( به ویژه آقای مدیر و فرشته مهربان عزیز هستم، میشه دوستانی که شارژ دارن لطف کنن و بهشون خبر بدن)
    پیشاپیش بی نهایت ممنونم، تنها راه دسترسی من به کارشناس بالینی توی همین سایت و فضاست، کمکتون رو دریغ نکنید لطفا

  18. #30
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 11 آبان 93 [ 06:33]
    تاریخ عضویت
    1390-10-21
    نوشته ها
    214
    امتیاز
    3,214
    سطح
    35
    Points: 3,214, Level: 35
    Level completed: 10%, Points required for next Level: 136
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience PointsTagger First Class
    تشکرها
    422

    تشکرشده 448 در 154 پست

    Rep Power
    36
    Array

    RE: ادامه تلاش من با صبر

    مریم جان من از نوشته هات این طور برداشت میکنم که هنوز جای صبر و تلاش وجود داره.
    شما توی پست قبلیت گفته بودی:
    که مسئله اینه که من میخوام ادامه بدم و تلاش کنم امااااااااا چه فایده وقتی اون نمیخواد. به وکیلم گفته من حاضرم 10 میلیون تومن بدم و توافقی جدا بشیم.

    من تصور کردم ایشون پاشو کرده توی یه کفشو میگه طلاق در حالی که میگی پیغام فرستاده که ادامه بدی و جدا نشی. این جوری موضوع خیلی فرق میکنه.
    من از شخصیت همسر شما چنین برداشت میکنم که خیلی مغروره و در عین حال شما از بدو آشنایی با پرسیدن سوالاتی مثل اینکه خودت منو خواستی یا به این ازدواج راضی هستی یا اعتراض به اینکه چرا خشک رفتار میکنی و پاسخ اون مبنی بر اینکه ما هنوز محرم نیستیم کمی عزت نفص خودتو پایین آوردی و غرور کاذب اونو بالا بردی. ببین اصولا این مرد هست که در دوران نامزدی چنین سوالایی رو میبپرسه و حتی به خانوم اعتراض میکنه چرا خشکی و ابراز احساسات نمیکنی و این خانوم هستش که میگه چون هنوز محرم نیستیم. شما حتی به این فکر میکنی که همه جا در مورد تو و خونواده ت تحقیق کرده بودن و تو رو با اطمینان تمام و کمال پسندیدن در حالی که در جامعه ما خصوصا در شهرستان های کوچیک که پروسه ازدواج کاملا سنتی هست و خانواده داماد رسما به خواستگاری عروس میرن این حانواده داماد هستند که منتظر تحقیقات عروس و پسندیده شدن تمام و کمال هستند. ببین اگه تو توی تهران یا یکی از شهرای بزرگ ایران ازدواج میکردی و چند سال قبل ازدواج با همسرت دوست بودی من هیچ وقت این حرفارو نمیزدم ولی اینو میدونم که توی شهرای کوچیک ایران تفکرات چه جوریه و داستان کاملا متفاوته. از نظر من شما زیادی خودتو دست کم و اون آقا رو بالا گرفتی و ایشون قطعا از همون ابتدای نامزدی تون چنین چیزی رو در مورد شما حس کرده تا همین الان .
    حقیقتش من این مسئله رو توی هر دو تا تاپیک قبلیتون هم احساس کرده بودم.
    ببین عزیزم در شروع آشنایی و نامزدی پرسیدن مکرر این جمله" که آیا راضی به ازدواج با من هستی و خودت منو خواستی" از مردی که با عزت و احترم و به اتفاق خانواده به خواستگاری شما اومده و جواب مثبت رر گرفته، تهش میشه این که این آقا چند ماه بعد از عقد و با پیش اومدن چند تا دعوا به راحتی به خودش اجازه بده بگه من تو رو نمیخواستم و از اول کس دیگه ای رو میخواستم.
    اون مغروره و تو رو هم به چشم فردی که خودش و در اندازه ای که واقعا هست نمیدونه، نگاه میکنه.
    مریم جان من فکر میکنم یکم دیگه هم صبر کن. شاید تصمیمت برای طلاق درست نباشه. شاید هم باشه. ولی بیشتر از خودت و همسرت اینجا بنویس. طلاق گرفتن شما و ازدواج مجددتون در یک شهر کوچیک مسئله حساسی ست. راحت و سرسری ازش رد نشید. تا آخرین لحظه روی ادامه زندگیتون و حل مشکلات تمرکز کنید.

  19. کاربر روبرو از پست مفید عسل. تشکرکرده است .

    عسل. (دوشنبه 10 مهر 91)


 
صفحه 3 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 18:14 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.