ولن پارسال بودالبته چند روز بعد ولن تو محل کارم با همکارم داشتم صحبت میکردیم شوهرم اومد تو شروع کردیم به صحبت کردن آخه بعد از ظهر بود و هیچ کس توی فروشگاه نبود نمیدونم کی جعبه جواهراتو کی گذاشته بود رو ویترین که من متوجه نشده بودم به همکارم گفتم ببره بذاره تو کشو که اگه اومدن دنبالش بهشون برگردونیم که شوهرم گفت بازش کن ببین چی توشه شاید خالیه بعد که بازش کردم دیدم روی کارت تبریک اسممو نوشته و کلی حال کردم






پاسخ با نقل قول
سوپرایز شدین

خداروشکر

علاقه مندی ها (Bookmarks)