تازه همسر شما می خواد با این حرف به نوعی هم شرط شمارو واسه طلاق قبول نکرده باشه تا به نوعی طلاق رو عقب انداخته باشه ! اون از طلاق میترسه و نمیخواد که طلاق بگیره ، اگه میخواست تو این دو ساله طلاقشو گرفته بود! حالا که دیده یکهفته بیشتر به دادگاه نمونده و موضوع جدی شده ترسیده و میخواد با اینکارا عقبش بندازه ، غرور زنانش که هر زنی داره و همینطور ناراحتی هایی که رو دلش گذاشتید و همچنان هم دارید میذارید این اجازه رو بهش نمیده که بگه لطفا طلاقم نده یا لحظه آخر بگه من برمیگردم!! توروخدا اینو بفهمید
هم نیاز داره شمایی که خیلی راحت زدید زیر مسافرت و باهم بودنتون اونهم بعد دو سال ، دوباره واسه شمال اصرار کنید تا ببینه که واقعا می خوایدش. اینها همه رفتارای زنانست که شما برعکس برداشت میکنید! شما ظاهرا خیلی واسه طلاق عجله دارید و به دادگاه هم مراجعه کردید ، واقا با این کارا قصد دارید زندگیتون رو بسازید؟؟ از یه طرف دم از آشتی میزنید و از طرف دیگه واسه طلاق و دادگاه حاضر و آماده اید؟
دلم واقعا واسه خانومتون میسوزه ، تو چه بد شرایطی گیر کرده. آقا آرش در ازای اینهمه بار که هی گفتید
من واسه طلاق آمادم ،شده یکبار بهش بگید اصلا من طلاقت نمیدم ، تو مال منی! زنمی ، دوستت دارم نمیتونم ازت جدا بشم؟ شده بگید من دادگاه بیا نیستم و میخوام باهات زندگی کنم؟ یا فقط در بیان جملات ناراحت کننده قدرت دارید؟ اصلا میدونید اینهمه ابراز همراهی شما در طلاق ، هیچ احترامی به اون محسوب نمیشه بلکه داغونش میکنه!؟
به قول بهار زندگی دل اون زن بیچاره قشنگ روبرومه که چه حالی داره
بابت لحنم معذرت میخوام که کمی تند شد اما واقعا ناراحت شدم. اینو بدونید که من و سای دوستان هیچ نیتی بجز کمک به شما و آشتی با همسرتون نداریم و واقعا احساسمون دلسوزی و ناراحتیه و اگه چیزی میگیم لطفا دلخور نشید.








علاقه مندی ها (Bookmarks)