دوستان خوبم ....بسيار بسيار بسيار از راهنماييهاي سازنده تون استفاده كردم،و يه چيز كوچولوكه بين خودمون باشه،وقتي ديدم در يك دنياي مجازي چطور دوستان دلسوزي و دانايي پيدا كردم كه في الواقع منو در ريشه يابي وحل مشكلاتم كمك ميكنن اشك ريختم
فرشته مهربان عزيزم
ممنون كه درخواستمو براي راهنمايي اجابت كردي؛حقيقات اين كه نوشته ي شما رو از عصر تا شب حدود ده بار خوندم تا در ذهنم دقيق جا بيافته،در راه حفظ آرامش و ثبات اون از ديروز در تلاشم،اما انگار به ناگاه موجي از احساسات بر من فرود مياد كه در اون لحظه دلم نميخاد حتي به همسرم نگاه كنمدر حقيقت انگارنميتونم از بعد احساسي ببخشمش(بي صبرانه منتظر مراقبه ي بخشش آقاي sciهستم)،طي صحبتهايي كه در خلال امروز با همسرم داشتم سعي كردم كه به بعد مثبت قضيه بيشتر پر وبال بدم،لازم به ذكره كه من وهمسرم بارها از مشاوره حضوري هم استفاده كرديم،اما سوال مهمي كه در اين بين براي من پيش اومده اين هست:تا چه حد بايد در تبعات اين مشكل با ايشون همراهي كنم؟يعني دخالت مستقيم مالي كنم يا نه؟فقط به بخش حمايت روحي ومعنوي بپردازم؟خودم فكر ميكنم كه در بدو امر دخالت مستقيمي نكنم،اجازه بدم خودش براي حل تبعات اين مشكل اقدام كنه و در آخرين مراحل اگر نتونست من هم كمك كنم،اگر در اين مورد هم راهنماييم كنيد ممنون ميشم.
بالهاي صداقت مهربانم
چه افتخاري براي من از اين بالاتر كه خواهري با فهم وشعور و كمالات شما داشته باشم.راهنماييتون در واقع پاسخ بسياري از چراهاي زندگي من بود،حقيقت اين كه اگر عميقا هر كاري براي خداباشه(حتي تلاش براي زندگي مشترك) بند دو مسجل ميشه و اين هدف غايي هر انسانيه!اما به هر حال من هم بشري هستم دوپا،سرشار از ندانسته ها،اشتباهات واحساسات و در تلاش براي انسان متعالي شدن...و شايد تمام اين قضايا راه من باشه به سمت اين تعالي...
از پاسخ عميق شما هم بسيار ممنونم.
و درنهايت اين كه دو سوال من هم چنان بي پاسخ موند:1.چگونه دوباره به همسرم اعتماد كنم؟ 2.رفتار مسالمت آميز من باعث نميشه كه اين مرز شكني درنظرش ساده وبي اهميت وقابل تكرار به نظر بياد؟
از تمام دوستان ديگه اي هم كه با كلام شيواشون مرهمي بر دل شكسته ام بودن ممنونم:ويداي مهربانم،چشمك عزيزم،a.a. عزيزم،دانوب نكته سنج ومهربان،آقاي sciفهيم و كمك رسان،....
اميدوارم كه در نهايت در اين تاپيك بتونم بهترين شيوه وبرخورد رو بياموزم![]()









در حقيقت انگارنميتونم از بعد احساسي ببخشمش(بي صبرانه منتظر مراقبه ي بخشش آقاي sciهستم)،طي صحبتهايي كه در خلال امروز با همسرم داشتم سعي كردم كه به بعد مثبت قضيه بيشتر پر وبال بدم،لازم به ذكره كه من وهمسرم بارها از مشاوره حضوري هم استفاده كرديم،اما سوال مهمي كه در اين بين براي من پيش اومده اين هست:تا چه حد بايد در تبعات اين مشكل با ايشون همراهي كنم؟يعني دخالت مستقيم مالي كنم يا نه؟فقط به بخش حمايت روحي ومعنوي بپردازم؟خودم فكر ميكنم كه در بدو امر دخالت مستقيمي نكنم،اجازه بدم خودش براي حل تبعات اين مشكل اقدام كنه و در آخرين مراحل اگر نتونست من هم كمك كنم،اگر در اين مورد هم راهنماييم كنيد ممنون ميشم.

علاقه مندی ها (Bookmarks)