سلام
بر اساس عکسی که دارید میگم وقت به خیر خانم سرافراز
ممنونم
خانم یا اقای باشید فرقی نمیکند
مهم این است که شما زندگی را با اعماقش درک کرده اید
من هم درک کرده ام ولی من و شما یک فرق داریم
انهم اینکه من از رویارویی با حقیقت زندگی فرارمیکنم و به قول شما خودم رو مرتب وابسته کس یا چیزی میکنم
این خیلی زشت است
خودم هم میدانم به قدری روی بعضی موضوع ها زوم میکنم که لذت بسیاری موضوع دیگر را از دست میدهم
شاید هم در خانواده من به نوعی این موضوع جنبه ژنتیکی دارد
چون مادرم نیز 40 سال با آرزوی طلاق از پدرم زندگی کرد
اما نه تنها نتوانست از پدرم جدا شود بلکه حالا مجبور است در حال بد و بد خلقی و بد اخلافی او به دلیل بیماری 24 ساعت کنارش باشد
یا حتی برادرم که از سالی که من ازدواج اولم را کرده ام مرا مسبب تمام در جا زدنها و عدم پیشرفت هایش میداند
یا حتی پدرم که سالهاست به زور زنی را به عنوان همسر در کنارش به زو ر نگه داشته است که از او شاید متنفر است
من هم در این ساختار رشد پیدا کردم
انگار دایم باید اویزان کسی یا چیزی باشم
همانطور که در مورد شوهر اولم وابستگی شدیدی داشتم و حالا نیز وابسته همسر فعلی خود شده ام
حق با شماست
مدتی است فراموش کرده ام که برای چه چیز باید بخندم
همه چیز در دیدگاهم بی نهایت بی ارزش و پوچ است
علی الخصوص بعد بیماری پدرم
من همان دختری بودم که جدا شدم و با جسارت تصمیم گرفتم که برای ادامه تحصیل ترک وطن کنم تا تغییر محیط روحیه ام را بازیافت کند
همان دختری بودم که حتم داشتم در جایی مناسب کاری پیدا خواهم کرد که کردم
همان دختری بودم آرزوی سفر به کشوری را داشتم که فراهم شدو حتی به صورت بورسیه برای مدتی کوتاه به ان کشور رفتم
اما الان زنی شده ام در اندیشه مادر شوهر
ترس از لو رفتن گذشته ام در نزد همسرم
گذشته ای که شاید بی اشتباه نبود اما سیاه و ننگین نیست و من از کرده خود پشیمانم
یا مدام در استرسم که به هر دلیلی شوهرم را از دست بدهم و باز دچار تنش شوم
حرفهایتان به دل من نشست
بسیار سپاسگزارم
من این نبوده و این نیز نخواهم ماند
دوستان خوبی داشته و دارم که همیشه سال هاست که در بد و خوب کنار من بوده اند
دختری با جسارتم که در بحرانی ترین شرایط بهترین تصمیمات را گرفته ام
این هم بخشی از راه و مسیر زندگی من است
فرای ان که فردا چه خواهد شد
نباید چنان روحم را در قفس اسارت بیندازم که پرواز را هم فراموش کنم
برای من دعا کنید
فردا روز دیگری برای من خواهد بود
باز هم با شما دوستان خوبم در همدردی صحبت خواهم کرد
اگر خواهر رن همسر سابقم را دیده ام همه و همه برای این بوده که موضوع را بدانم و قدم های درست تری بردارم
چرا باید بترسم
اگر شوهرم از این رو ترکم خواهد کرد نباید ناراحت شوم
چون من دلیل کار خودم را میدانم
یا ان خانم اگر چیزی به شوهرم بگوید باید خودم را نبازم
نمیخواهم مهره شطرنج باشم
ترجیح میدهم بازیگر شطرنج باشم نه مهره ان که به راحتی کنار گذاشته شوم
باز هم از شما ممنونم
من هدفهای بزرگی دارم
همسرم بخشی از زندگی من است
شاید عزیز ترین بخش ان
اما همه زندگی من نیست
همانطور که من نمیتوانم همه زندگی او باشم
هم او
هم من
یکبار طعم تلخ جدایی از کسانی که بی اندازه دوستشان داشتیم را چشیده ام
من که فکر میکردم بی شوهرم میمیرم
همسر فعلی ام هم 4 سال جنگید که همسرش را به زندگی باز گرداند چون میترسید بی او بمیرد
ولی نه او مرد
نه من
نه همسر من
و نه همسر او
زندگی ادامه دارد
اری آری زندگی زیباست
زندگی آتشگهی دیرنده پا برجاست
گر بیفروزیش رقص شعله اش از هر کران پیداست
ورنه خاموش است و خاموشی گناه ماست








علاقه مندی ها (Bookmarks)